هیچ تعلقی ندارم؛ نه به آدمی، نه به جایی، نه به جمعی. مثل ذرهای رها توی باد، پراکنده، بیپناه، پخش و پلا.
معجزه واقعی وقتی اتفاق میافته که باور کنی هیچ معجزهای قرار نیست برات اتفاق بیافته و همش خودتی.
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
سوزش شلاقی که مرا بیدار کند بهتر از نوازش دستی است که مرا خواب کند:))!
گاهی اوقات، رنج فقط رنج است. نه تو را قویتر میکند، نه شخصیت میسازد؛ فقط دردآور است.
‹اغمــٔـا›
برای چشم تو باید کتاب و دیوان گفت نمیشود که در یک بیت مختصر شوی . .
تا توانی در جهان یک رنگ باش
فرش از صد رنگ بودن زیرپا افتاده است . .