مىگويند كه درد
آدمها را به هم نزديک مىكند؛
به من بگو
كداممان شاد هستيم
كه اين همه از هم دور ماندهايم !
من میدونم نباید خسته شد ؛
میدونم نباید بُرید ؛
میدونم زندگی ادامه داره ؛
فقط دلم میخواست یه وقتایی ، یه جایی، یه گوشهای وایسم ..
بگم خستهام ،
و یکی بفهمه چی میگم !
نه که فقط بشنوهها ، بفهمه ..
چشمها چیزی را میبینند که دوست دارند،
نه چیزی که حقیقتاً هست و این ابتدای ویرانی است.
انسان موجودیست؛
که ساعتها میشینه با جدیت و تمرکز بالا
به حرفهایی فکر میکنه
که هیچوقت قرار نیست بزنه ...
‹اغمــٔـا›
از بودن ُ موندن ُ مَصدرای ِ دیگهای که مربوط میشن به زندگی کردن)! #کنجِدلِمَن
ضعیف بودن داغون ترین حالتِ ممکنه؛
‹اغمــٔـا›
یه آدمی که هیچی از اطرافش نمیفهمه ..
و فقد جسمش وابسته به دورانی از زندگیِ!
#کنجِدلِمَن