احساس بیهودگی میکردم و اگر بخواهم رک حرف بزنم حالم از همه چیز بههم میخورد ، نه من قرار بود به جایی برسم نه کل دنیا، همهمان فقط ول میگشتیم و منتظر مرگ بودیم . .
تا چشم کار میکنه بلاتکلیفی ، سردرگمی، تاریکی ، افسردگی ، خستگی ، استرس و فکرو خیال منفیه.