واسه طی کردن ادامه مسیر زندگیم زیادی خستهم، دوست دارم دراز بکشم بقیهشو قل بخورم.
دلم میخواهد از این خانه خارج شوم ، راه بروم، راه بروم و دیگر هرگز به اینجا باز نگردم !(:
گفتم : آینده جوابِ این مشقتهارا خواهد داد.
گفت : سالهایی را که از دستمان رفته چهکسی به ما پس میدهد ؟!
من فقط آرزو کردم بزرگ شم که دیگه محتاج کسی نباشم چیزیو از بالای کابینت و یخچال بهم بدن ، اصلا برنامهای برای این حجم نگرانی نداشتم..