میدونی . . .
یه روزایی هست که حتی حوصلهی خودتم نداری ، کاش آدم میتونست از خودشم فرار کنه .
میگن ؛
آدما شبیه ترساشون میشن
به مرور . . .
من الان شبیه دلتنگیم ،
شبیه یه دنیا دلتنگی!
‹اغمــٔـا›
به قول شاعر:
دردم آمد ، سوختم اما نگفتم که بمان !
من تورا با زور نه با دل فقط ميخواستم . .
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
فریادهای زده نشده، یواش یواش،
چین و چروکهای روی صورت میشوند:))!
درون خود را مانند زخمی باز کرد. تمام وجود خود را دید: افکار، افکارِ درباره افکار، افکارِ درباره افکارِ ناشی از افکار...