و در آخر به این نتیجه میرسی ك از همهی کسایی ك براشون وقت گذاشتی نیازمند تر بودی"
در افکارم بین جبهه ای ک بمب شیمیایی خورده نشسته ام ؛ به هر طرف فرار کنم باز نمیتوانم از عذاب کشیدن خلاص شوم .
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
هرچه درون توست، زیباست؛
حتی تلاشهای ناموفقت برای پنهان کردن غمهایت:))!
هر لذتی که میپوشم!
یا آستینش دراز است یا کوتاه
یا گشاد به قدِ من!
هر غمی که میپوشم!
دقیق انگار برای من بافته شده
هر کجا که باشم!
از زندگی با مردم، از حرف زدن، عاجزم.
کاملاً در خود فرو رفتهام، به خودم فکر میکنم...
چیزی ندارم به کسی بگویم.
و عاقبت همهی ما زیرِ این خاک آرام خواهیم گرفت ؛ ما که روی آن دمی به همدیگر مجالِ آرامش ندادیم . !