سپس پرسید حالا میخواهی چکار کنی؟
گفت: همان کاری که سالها پیش باید میکردم. کنار بیایم؛
‹اغمــٔـا›
؛
خوشبختی هایم را
با عجله در سرنوشتم نوشته بودند
بد خط بود
روزگار نتوانست آنهارا بخواند.
باید بگویم دیگر چیزهای زیادی برایم آن اهمیت سابق را ندارند و این خوب که نه عالی است؛
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
دیگه نه میشه از این روزا گذشت
نه میشه که به عقب برگشت:))!
اگر راست است که هرکسی یک ستاره در آسمان دارد،
ستارهی من باید دور، تاریک و بیمعنی باشد.
شاید اصلاًمن ستارهای نداشتهام.