کاش میشد روی پیشونیم بنویسم:
من اخیرا بسیار شکننده و به تار مو وصلم ، لطفا در برخورد و رفتار با من نهایت دقت را داشته باشید.
‹اغمــٔـا›
؛
او را خوب میشناختم،همیشه در خیابان ها و کوچه پس کوچه های مغزم قدم میزد و حسابی افکارم را بهم میریخت،گهگاهی ام شیطنش گل میکرد و بی هوا سنگی به دریچه ی قلبم پرتاب میکرد و فرار میکرد،مختصر بگویم آشنایی غریبه بود که فرصت زندگی کردن را از من گرفته بود.
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
آدما بالاخره یه روزی یه جایی تو یه لحظه با یه حرف،با یه رفتار،با دیدن یه صحنه، تموم میشن:))!