گاهی آدم میماند بین ماندن و نماندن، به رفتن که فکر میکنی اتفاقی می افتد که منصرف میشوی، میخواهی بمانی ولی رفتاری میبینی که انگار باید بروی و این بلاتکلیفی خودِ جهنم است:))
ما آدما خیلی وقتا احساساتمون و به قدری عمیق مخفی میکنیم که خودمونم یادمون میره، چی بود و کجا دفنش کردیم ...
یه روزیم همه ی این داستانایی که الان درگیرشیم تموم میشه!
چی میمونه؟! ماهایی که کل وجودمون خراش برداشته..
من زندگی میکنم، برای این که زودتر این بار را به مقصد برسانم. نه برای این که زندگی را دوست دارم: ).
به آن بخش از وجودم پناه بردم که هیچکس را دوست نداشت
و در همانجا تا ابد پناه گرفتم ؛