‹اغمــٔـا›
می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم. مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر . .
گفتند چرا دل سپارم من به تو؟
چشمان تورا ندیده بودند آنها مگر . .
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
گاهی باید از دیگران فاصله بگیری اگر اهمیت دادند، ارزشت را خواهی فهمید و اگر اهمیتی ندادند خواهی فهمید کجا ایستادهای:))!
آنقدر می آیند و "نمی مانند"
می آیند و بلاتکلیفمان می کنند..؛
می آیند و دل می شکنند،
که اگر کسی بیاید و اهل ماندن هم باشد،
مادیگر نمی مانیم. . .
از احساسات متنفرم اونا همیشه دردسرسازن همیشه آسیب میزنن، همیشه با مغزم تو جنگن و نمیزارن اون شکلی که فکر میکنم عمل کنم هیچوقت نمیزارن درست زندگی کنم و فقط سوهان روحم میشن .