جایی دورتر از خودم ایستاده ام به تماشایِ
کسی که جای من زندگی میکند .
چه بیرحمانه تنهاست و چه به ناچار قوی .
من در آستانهی چندسالگیام؟
با احتساب روزها ، صدسال خسته
با احتساب شبها ، هزارسال منتظر
با احتساب عشق ، چندسال است مردهام .
مشکل ما این بود که نه انقدر بد بودیم که کنارمون بذارن نه انقدر خوب بودیم که واسه داشتنمون تلاش کنن ؛ ما کلا بلاتکلیف بودیم.