وقتایی هست که کاملا ارادی،
دوستنداریم حالمون خوب شه،
چون اون درد، آخرین حلقهی اتصالمون
به چیزی هست که از دست دادیم.
بی قرارم،خسته ام،غمگینم،تاریکه،سیاهه،شبه.
میدونی کی اینطوری میشه ؟!
وقتی بین خواسته قلبت و چیزی که عقلت میگه فاصله هست ...
جنگه اینجا جنگه.
به سان مسافرخانه های
سرراهی دورافتاده،
مرا برای رفع خستگی و برای
عبور ساخته اند:)
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
گاه میشود شاد ترین رقصنده جشن ،
غمگین ترین آدم شهر باشد:))!