آدمیزاد تاب نمیآورد؛
بالاخره باید یک جایی را داشته باشد
تا به آن پناه ببرد'!
شهری، دیاری، خانهای، سایهای، تنی، وطنی، آغوشی . . .
و بیچاره آدمی که هیچ یک را ندارد: )
تا اطلاع ثانوی فاقد درک کردن اتفاقات دور و اطراف؛ و در گیجی کامل به سر میبرم..