پاتریک احمق نبود فقط فهمیده بود توی این دنیا احمق بودن تنها راه فرار از مشکلاته.
احساس خفگی میکنم حس کردم اتاق یکهو خیلی شلوغ شد ، وقتی چشم باز کردم کسی نبود
من بودم و یک ذهن آشفته .!
‹اغمــٔـا›
این چیست که چون دلهره افتاده به جانم؟! حالِ همه خوب است؛ من اما نگرانم . .
این قدر میاندیش به دریا شدن ای رود
هرجا بروی باز گرفتار زمینی . .