این جنگ ،جهانش چندم است
که این چنین تلفاتش قطره های جوشیده از چشمانم را هم به خون الوده ميكند؛
فکر میکردم آدمها همانطور که آمدهاند ، میروند. نمیدانستم که میمانند ، ردشان میماند ، حتی اگر همه چیزشان را هم با خودشان بردارند و ببرند:)))))
اصلا بیخیال همه چی یه شب زنگ بزنیم هیچی نگیم دوتایی بشینیم واسه همدیگه گریه کنیم..
‹اغمــٔـا›
اونجا که شایع میگه: "آره تا حالا ساختم ولی الان بریدم!
اونجاکه سورنا میگه:
غرق توو تباهی، معلق بی فردا .