قرنهاست که ما ملّتِ فردا هستیم. در زندگیِ غمانگیزمان امروزْ نداریم، و همه چیزمان شده: انشاءاللّه دُرُست خواهد شد، برادر!
به آیندگان بگو که شبِ ما چقدر شب بود و روز و روزگارِ ما چگونه مُرد و پیکرِ رؤیا باختهی ما در کدام درّه یا پستو پرت شد ، رها شد ، لگد شد.
اگر دلتان به ماندن است با تمامتان بمانید،
اگر قصدتان رفتن است با همه تان بروید،
نصفه و نیمه رفتن ها،
نصفه و نیمه ماندن ها،
خودِ جهنم اند این لعنتی های ناتمام . . !'