نیاز دارم وایسم کنار و یکی به خاطر من شلوغش کنه؛ یکی سنگم رو به سینه بزنه و بشه کاسهی داغتر از آشم. مثل وقتی که بچه بودم اگر چیزی میخواستم و کسی پاسخگو نبود مامان بزرگم زودی اعتراض میکرد «این بچه هلاک شد!» نیاز دارم یکی بیاد دستم رو بگیره بیافته جلو و سر زندگی داد و بیداد کنه بهش بگه این بچه هلاک شد.
برای همدل خود لازم نیست همه چیز را بگویی
تا او اندکی از تو را بفهمد،
بلکه کافی است اندکی بر زبان بیاوری
تا او همهی تو را دریابد..
‹اغمــٔـا›
؛
اگه یه تیکه کاغذ بود پارش میکردم، اگه یه بطری بود، میشکستمش، اگه یه دیوار بود آوارش میکردم ولی این قلب منه.