🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀
#خمار_نگاهت
#پارت_26
هیچی گفتم چشم عزیزم..
هردوخندیدیم ورفتیم داخل خونه لباسم روعوض کردم وکناررها روی مبل نشستم:
- رهام کجاست؟اونم رفته؟
- دلت براش تنگ شده؟
- بروبابا دیوونه ی بی جنبه
- رفته شمال با دوستاش عشق وحال
_خوشبحالش.
- اگه میدونستم اینقدرافسوس میخوری واینقدردوس داری میگفتم توروهم ببرن باخودشون..
یکی زدم پس گردنش که حسابی دردش گرفت وجوش آورد زودازکنارش بلندشدم وقبل ازاینکه بخواد
حالموبگیره فرارکردم رها حرص میخوردو دنبالم میومد:
- فاطمه اگه راس میگی وایساتانشونت بدم
خندیدم وبالحن بچگونه ای گفتم:
- نیخوام
🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀
#خمار_نگاهت
#پارت_27
کوفت مگه دستم بهت نرسه
تاشب کلی توی سروکله ی همدیگه زدیم وخوش گذروندیم برای شام قرارشدمن غذاذرست کنم چون
ازاونجایی که آشپزی رها افتضاح بود برای نجات خودم وجلوگیری ازاینکه راهی بیمارستان بشم مسولیت شام رو
گردن گرفتم.
خداروشکراز صدقه سریه آموزشای مامان آشپزیم درحدبیست بود.
بعدازشام کنارهم نشستیم وازهر
دری حرف زدیم.
توی اتاق رها کنارهم روی زمین خوابیده بودیم هرکاری میکردم خوابم نمیبرد.
رها؟
جوابی نداد
رها؟
- رها؟
- هوم؟
- بیداری؟
- هم آره هم نه
- میشه برگردی طرف من؟ رها روشوبه من کرد وبا شیطنت نگام کرد:
- جونم عزیزم؟میترسی؟نترس خانومم بیا بغلم من پیشتم..
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️سلام بر ۲۱ رمضان
سلام برمولایمان امیرالمومنین حیدر🖤
صبح بدون علی (ع)
مگر بخیر هم می شود؟؟!
عزاداریها و عباداتتون قبول
عمر و عاقبتتون بخیر
💚 در پناه لطف امام علی علیهالسلام
💚 زندگی تون پر خیر و برکت