☑️#وابستگی
یکی از بدترین ارتعاشهایی که یه انسان میتونه به کائنات بفرسته ارتعاش وابستگی هستش
وابستگی از خلاء روحی و عاطفی به وجود میاد .انسان وابسته همیشه در صدد این هستش که این خلاء با فرد دیگه پر بشه و وقتی این اتفاق میفته اون فرد تمام زندگیش میشه و هویت و فردیت خودشو کاملا میبازه،یعنی اینکه زندگی اون بدون فرد در رابطه هیچ معنایی نداره
این یکی از بدترین حالتهای رابطه است که متاسفانه خیلی ها به اشتباه فکر میکنن عاشق هستن در صورتی که دقیقا وابسته هستند به اون طرف
مراقبه قطع تارهای اتری یا وابستگی
کمک میکنه از شرایط سختی که دچار شده رها بشه و از بند وابستگی خلاصی پیدا کنه.
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
♨️پنج نفر که شیطان را بیچاره میکنند؟!
🌷امام صادق علیه السلام فرمودند:
شیطان گفته است؛ پنج نفر مرا بیچاره ساخته اند و سایر مردم در قدرت و اختیار من هستند:
➊کسی که از روی نیت صادق و درست به خدا پناه ببرد و در تمام کارها توکل به او کند.
➋کسی که در شبانه روز بسیار تسبیح خدا گوید.
➌ کسی که هرچه برای خویشتن میپسندد برای برادر مؤمن خود نیز بپسندد.
➍کسی که به هنگام رسیدن مصیبت به او، ناله و فریاد نزند.
➎و کسی که به آنچه #خدا قسمت او کرده راضی باشد و برای رزق و روزیش غم و غصه نخورد.
📚جامع احادیث شیعه، ج14
بحارالانوار، ج63
#روایت
📚داستان کوتاه
مردی در صحرا دنبال شترش می گشت
تا اینکه به پسر باهوشی برخورد
و سراغ شتر را از او گرفت.
پسر گفت:
شترت یک چشمش کور بود؟ مرد گفت: بله
پسر پرسید: آیا یک طرف بارش شیرینی
و طرف دیگرش ترشی بود؟
مرد گفت: بله بگو ببینم شتر کجاست؟
پسر گفت: من شتری ندیدم
مرد ناراحت شد، و فکر کرد که شاید
پسرک بلایی سر شتر آورده پس او را
نزد قاضی برد و ماجرا را برای او تعریف کرد.
قاضی از پسر پرسید: اگر تو شتر را ندیدی
چطور همه مشخصاتش را می دانستی؟
پسرک گفت:
روی خاک رد پای شتری را دیدم که
فقط سبزه های یک طرف را خورده بود
فهمیدم که شاید یک چشمش کور بوده
بعد متوجه شدم که در یک طرف راه
مگس و در طرف دیگر، پشه بیشتر است
چون مگس شیرینی دوست دارد
و پشه ترشی نتیجه گرفتم که شاید
یک لنگه بار شتر شیرینی
و یک لنگه دیگر ترشی بوده است.
قاضی از هوش پسرک خوشش آمد و گفت:
درست است که تو بی گناهی
ولی زبانت باعث دردسرت شد
🐫پس از این به بعد شتر دیدی ندیدی..
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
╭───᪣
│@estaddaneshmand | دانشمند _رائفی پور
╰───────────────────᪣
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
╭───᪣
│@estaddaneshmand | دانشمند _رائفی پور
╰───────────────────᪣
جسارت داشته باش و زندگی کن ...
اما جوری که خودت دوست داری ،
نه جوری که دیگران از تو انتظار دارند !
مهم نیست که تا مقصدت می رسی یا نه ،
و مهم نیست که تمامِ آرزوهایت محقق می شوند یا نه ،
مهم این است که حالِ دلت خوب باشد !
خودت حاکم و معیار و قاضیِ کارهای خودت ،
خودت همه کاره ی دنیای خودت ،
و انگیزه ی آرزوهای خودت باش ...
تو نیاز به تاییدِ هیچکس نداری !!!
سلام روزتون خوش دوستان 💜
⚜️حکایت ⚜️
صوفي با خرش وارد خانقاهي شد
صوفيان مقيم خانقاه به خادم گفتند برو خر او را بفروش تا از پول آن امشب سماعي برپا كنيم. خادم چنين كرد. شب جمع صوفيان، از جمله همان صوفي خرباخته، شروع كردند به پايكوبي و سماع و سرود. ترجيع بند سرودشان اين بود كه: خر برفت و خر برفت و خر برفت.
صبح وقتي صوفي خواست خانقاه را ترك كند از خادم سراغ خر خود را گرفت. خادم گفت آن سرود و سماع ديشب از فروش خر تو بود. صوفي با اعتراض گفت پس چرا ديشب اين موضوع را به من خبر ندادي. خادم گفت ديشب چند بار آمدم و موضوع را در گوشت گفتم. ولي تو چنان غرق در شور و هيجان بودي كه حرف من اصلاً به گوشت نرفت. وآنگهي، خود تو وقتي ديشب با آن شور و هيجان سرود “خر برفت و خر برفت“ را تكرار ميكردي هيچ از خودت پرسيدي كه معنا و منظور از آن چيست؟
صوفي گفت: من كاري به معنا نداشتم! چون همه مي خواندند من هم خواندم.
مثنوی معنوی
•🌻📚
#داستانهای_آموزنده
"گردن به ناخن خاریدن"
"گردن خاریدن"
لغت نامه دهخدا:
گردن خاریدن: کنایه از عذر آوردن و بهانه کردن باشد. کنایه از بهانه آوردن و درنگ کردن است.( آنندراج ). اظهار تفکر و تحیر. ( غیاث ) :
ز تیغی کآنچنان گردن گذارد
چه خارد خصم اگر گردن نخارد.(نظامی)
پس از صد وعده کم دادی ترا امروز می بینم
بیاور بوسهای،گردن چهمیخاری چه میگویی؟
(اوحدی)
گره تا میتوانی باز کن از کارمحتاجان
چو بیکاران به ناخن گردن خود را مخار اینجا.
(صائب)
ستیزیدن و درافتادن با کسی:
با خود مرا به خشم میار ای چرخ
گردن مخار ضیغم غضبان را.
خوب است آدمی جوری زندگی کند که آمدنش چیزی به این دنیا اضافه کند
و رفتنش چیزی از آن کم...!
حضور آدمی باید وزنی در این دنیا داشته باشد.
باید که جای پایش در این دنیا بماند.
آدم خوب است که آدم بماند و آدم تر از دنیا برود.
نیامده ایم تا جمع کنیم، آمده ایم تا ببخشیم، آمده ایم تا عشق را ؛
ایمان را ، دوستی را
با دیگران قسمت کنیم و غنی برویم
آمده ایم تا جای خالی ای را پر کنیم
که فقط و فقط با وجود ما پر میشود و بس! بی حضور ما نمایش زندگی چیزی کم داشت.
آمده ایم تا بازیگر خوب صحنه ی زندگی خود باشیم...
پس بهترین بازی خود را به نمایش بگذاریم۔۔۔
.
الاغ گمشده! 😱 🫏
روزی روزگاری، مردم شهر ملانصرالدین دیدند که ملا در کوچهها میدود و فریاد میزند:
«کمک! کمک! الاغم گم شده! بهشت بر من واجب شد!»
مردم با تعجب پرسیدند:
«ملا جان! الاغ گم کردهای یا عقل؟ این چه حرفی است؟ چه ربطی دارد بهشت و الاغ؟»
ملانصرالدین گفت:
«مگر نمیدانید؟ صبرم را از دست دادهام، زبان به شکایت گشودهام، دل از دنیا کندهام، به خدا پناه آوردهام، اگر الاغم را پیدا نکنم، از شدت غم شاید بمیرم، و اگر بمیرم، خدا مرا میبخشد، و اگر خدا مرا ببخشد، به بهشت میروم! پس گم شدن این الاغ، مرا به بهشت میبرد!»
نتیجهگیری: با زبان طنز، ملا نشان میدهد که حتی در زیان هم میتوان امیدی پیدا کرد، اگر خوب نگاه کنیم!
.