آااا درود، چقدر دوست داشتم ویس بدم
اما اینجور هم به هرحال حسن نیت میرسه.
درمورد خطتون، من راستش بار اول
فکر میکردم که فونت اپلیکیشنهاست که
چنین تشابه و ظرافتی بین حروفشه. اینکه
حروف یکسان یا تناسبهاشون عین یکدیگر
در بیاد، تنها از دست ربات و اپلیکیشن،
یا هنرمندِ واقعی برمیاد که باید گفت
صدها درود بر بازوی توانمند شما. هنر را
دیدن، شنیدن و نوشیدن و نوشاندن همه
از روشنای زندگانیست که واقعا قلم شما
به خودیِ خود، فانوسیست بسیاااار روشن.
پیروز.
- پیامِ یکی از شما عزیزان ؛)))💗
- اَخترک.
- تابلویِسیزدهم ؛
سرنوشت تو هم ایعشق! فراموشی بود
حک نمیکرد اگر نام تو را تیشهی ما
ما دو سرویم، در آغوش هم افتاده به خاک
چشم بگشا که گره خورده بههم ریشهی ما
- اَخترک.
زهرا، میدونی بهش گوش میدم
یاد چی میفتم؟! سبزترین سال زندگیم.
دقیقا از تابستون ۱۴۰۲ تا تابستون ۱۴۰۳ ؛)
از شهریورش که با تو آشنا شدم. مهرماهش
که شروع یه سال تحصیلیِ فوقالعاده بود.
از رئالِ طلایی اون فصل
از کهربا و سیور
از بچههای نویپ و آلاء
همونروزا بود که این آهنگو برام فرستادی.
واقعا خدارو شکر میکنم..
- اَخترک.
زهرا، میدونی بهش گوش میدم یاد چی میفتم؟! سبزترین سال زندگیم. دقیقا از تابستون ۱۴۰۲ تا تابستون ۱۴۰
=))))))))))))))))))
وای! درخشانترین روزها رو از توی صندوقچهٔ خاطراتم بیرون کشیدی.
توجه کردی که شیرینترین خاطراتمون این روزها تلخی مخصوص به خودش رو داره؟
به محض اینکه مرزهای تلگرام به رومون باز بشه، شعبهی دوم اخترک رو با همهی تابلوهاش اونجا افتتاح میکنم.