#حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت
❇️ وأما وجهُ الانتفاع بي في غيبتي فکالانتفاع بالشمس إذا غيبها عن الأبصار السحاب وإني لاَمانٌ لأهل الأرض کما أن النجومَ أمانٌ لأهل السماء
❇️ ای شیعه ما
نفع بردن از من در زمان غيبتم مانند نفع بردن از خورشيد هنگام پنهان شدنش در پشت ابرهاست و همانا من ايمني بخش اهل زمين هستم، همچنان که ستارگان ايمني بخش اهل آسمانند.
______________________________
منابع:الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ج 2 / 471 / احتجاج الحجة القائم المنتظر المهدي صاحب الزمان صلوات الله عليه و على آبائه الطاهرين ..... ص : 46
#حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت
احاديث عن الامام المهدي(عجله الله تعالي فرجه الشريف)
أکثروا الدعاء بتعجيل الفَرج فإنَّ ذلک فرجُکُم
ای شیعه ما
براى تعجيل فَرَج زياد دعا كنيد، زيرا همين دعا كردن، فَرَج و گشايش شماست.
______________________________
منابع:الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ج 2 / 471 / احتجاج الحجة القائم المنتظر المهدي صاحب الزمان صلوات الله عليه و على آبائه الطاهرين .....
#داستان_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت
داستانهاي حديثي
امام حسن عسگري صلوات الله عليه متوجّه من شد و فرمود: اي سعد بن عبداللّه! براي چه از قم به اين جا آمدهاي؟ عرضه داشتم: يا ابن رسول الله! چون عشق زيارت و ديدار شما را داشتم، بدين جا آمدهام. حضرت فرمود: پس بقيهي سؤالهايي را که تهيه و تنظيم نموده بودي، چه شد؟ پاسخ دادم: آماده و موجود ميباشد. فرمود: از فرزندم و نور چشمم مهدي موعود عليهالسلام آنچه ميخواهي سؤال کن. و من بعضي از سؤالهاي باقي مانده را مطرح کردم، از آن جمله عرضه داشتم: يا ابن رسول الله! تأويل و تفسير کهيعص چيست؟ کودک در حالي که روي زانوي پدر نشسته بود، فرمود: اين حروف، رموز و اخبار غيبي الهي است که خداوند متعال در رابطه با حضرت زکرياي پيغمبر عليهالسلام بيان نموده است؛ چون زکريا از خداوند متعال درخواست نمود تا اسامي خمسهي طيبه - پنج تن آل عبا عليهم السلام - را تعليم او نمايد. لذا جبرئيل عليهالسلام نازل شد و آن اسامي مقدّس را به او تعليم داد؛ و هر زمان حضرت زکريا عليهالسلام يادي از آن اسامي: «محمّد، علي، فاطمه، حسن، حسين عليهم السلام» ميکرد، هر نوع مشکل و ناراحتي که داشت، حلّ و بر طرف ميگرديد. امّا هرگاه نام حسين عليهالسلام بر زبان جاري مينمود و به ياد آن حضرت ميافتاد، غم و اندوه فراواني بر او عارض ميشد؛ و افسرده خاطر ميگرديد. پس روزي اظهار داشت: خداوندا! علّت چيست که هر موقع چهار نفر اوّل را يادآور ميشوم، دلم آرام ميگيرد؛ و چون پنجمين نفر را ياد ميکنم محزون گرديده و در چشمانم اشک حلقه ميزند؟! خداوند متعال «کهيعص» را در جواب حضرت زکريا عليهالسلام برايش فرستاد؛ و تمامي اخبار و جرياناتي را که بر امام حسين عليهالسلام مقدّر شده بود، به وسيلهي آن رموز کلّي برايش بيان نمود:«کاف» يعني؛ کربلاء و حوادث آن، «هاء» اشاره به هلاکت و شهادت اهل بيت سلام اللّه عليهم، «ياء» يزيد - بن معاويه است - که بر امام حسين عليهالسلام ظلم نمود، «عين» اشاره به عطش و تشنگي آن حضرت و اصحاب ميباشد؛ و «صاد» صبر و استقامت آن حضرت خواهد بود.سپس آن کودک در ادامهي فرمايشات گهربارش فرمود: چون حضرت زکريا عليهالسلام اين خبر را - از فرشتهي الهي يعني جبرئيل امين عليهالسلام - دريافت نمود، وارد مسجد شد و به مدّت چند روز در مسجد ماند و مرتّب گريه و زاري ميکرد. و در پايان افزود: حضرت يحيي پيغمبر و امام حسين عليهماالسلام، هر دو به مدّت شش ماه در رحم مادر بودند؛ و در شش ماهگي به دنيا آمدند.
______________________________
منبع:کمال الدين/ ح21/ ص452ارشاد القلوب ديلمي/ص422احتجاج طبرسي/ ج2/ ص423/ ح341بحارالانوار/ ج52/ ص87-88
#حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت
امام حسن عسگری
«قد وضع بنو امية و بنو العباس سيوفهم لعلتين: احدهما انهم کانوا يعلمون ليس لهم في الخلافة حق، فيخافون من ادعائنا اياها و تستقر في مرکزها، و ثانيهما انهم قد وقفوا من الأخبار المتواترة علي ان زوال ملک الجبابرة و الظلمة علي يد القائم منا، و کانوا لا يشکون انهم من الجبارة و الظلمة، فسعوا في قتل اهل بيت رسول الله و ابادة نسله طمعا منهم في الوصول الي منع تولد القائم او قتله، فابي الله ان يکشف امره لواحد منهم الا ان يتم نوره، و لو کره المشرکون».
«بني اميه و بني عباس به دو سبب شمشيرهاي خود را به جانب ما متوجه ساختند:يکي اينکه آنها مي دانستند که در خلافت هيچ حقي ندارند، از اين رو مي ترسيدند که ما آن را ادعا کنيم و حق ما به ما برگردد و خلافت در مرکز خود استقرار پيدا کند. ديگر اينکه آنها از روايات متواتر به دست آورده بودند که از بين رفتن سلطنت ستمگران و جنايتکاران به دست قائم ما (عليهالسلام) خواهد بود، و ترديدي نداشتند که خودشان ستمگر هستند. از اين رهگذر تلاش وسيعي مي کردند که اهل بيت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم را از دم شمشير بگذرانند، و نسل آن حضرت را از روي زمين نابود سازند، به اين اميد که ديگر قائم (ارواحنا فداه) ديده به جهان نگشايد، يا به دست آنها کشته شود. ولي خداوند اراده کرده بود که امر قائم (ارواحنا فداه) را به احدي آشکار نسازد، تا نور خود را به پايان برساند، اگرچه مشرکان نخواهد».
اربعين خاتون آبادي/ ص52