eitaa logo
📝کربلایی علی کاوند
370 دنبال‌کننده
117 عکس
19 ویدیو
6 فایل
اشعار، ویدئو، تصویر، کلیپ ، و اعلام مراسمات کربلایی علی کاوند
مشاهده در ایتا
دانلود
علی: خاتم نبی باشد که شانش هر نگینی نیست دست خدا اصلا که در هر آستینی نیست مانند زهرا که فقط هم‌کفو حیدر بود غیراز خدیجه مصطفی را هم نشینی نیست حجب و حیا اعلی، حجابش نور ، دامن پاک پس با عفتش غیر از " مُطهر " ها قرینی نیست آن خانه که روح الامینش خادم در بود جای زنانی جز زنان اینچنینی نیست هرکس که شک دارد به دختر بودن این زن حتی اگر علامه هم باشد ، " امینی " نیست از دامن زن مرد تا معراج خواهد رفت من مطمئن هستم که این بانو زمینی نیست مال خدیجه ، تیغ حیدر ، هر دو لازم بود این دو نباسد گفت پیغمبر که دینی نیست مادر به دختر رفته این فصل الخطاب ماست جز این دو بانو دیگر ام المومنینی نیست @yaqoote_sorkh @shahzade_moazzen333
شب از مهتاب لبریز است و جنس آب از ماه است پر از ماه است آب انگار یا تالاب از ماه است ندانم بخت احمد اوست یا احمد شده بختش ندانم ماه در محراب یا محراب از ماه است خدیجه نقطه ی آغاز زهرا بودن نور است همیشه نور در آیینه و مهتاب از ماه است نه ام المومنین شانش که ام الفاطمه فخرش چنان بدر الدجی که بهترین القاب از ماه است حجابش ماه را درپوششی از ماه پوشانده که از خورشید معجر دارد و جلباب از ماه است پدر خورشید و مادر نور و دختر کوکب الدری که در اینجا مراعات نظیری ناب از ماه است کمال مادر زهرا شدن دوشیزه می خواهد خوش آن معراج دامانی که در انساب از ماه است خدیجه جزر و مد ماهتاب طلعت زهراست دلیل اینکه دریا می شود بی تاب ازماه است @yaqoote_sorkh @shahzade_moazzen333
هرکریمی که زرش بیشتر است پس شلوغی سرش بیشتر است من به قربان کریمی بشوم که گدا دور و برش بیشتر است لقمه را خود بدهی دست گدا مطمئناً اثرش بیشتر است بین هر معرکه ثابت کرده بعد حیدر جگرش بیشتر است پس بدیهی ست که در کرب وبلا ادعای پسرش بیشتر است کلاً این طایفه حیدر هستند همگی شیر دلاور هستند جمل از خاطره اش می لرزید دختر باکره اش می لرزید دشمن از دیدن او در میدان حلقه های زره اش می لرزید عکس یک شیر به میدان افتاد قاب با منظره اش می لرزید لشگر از میمنه اش می پاشید قسمت میسره اش می لرزید گفت  آمد حسن از ترس حسن آه در حنجره اش می لرزید در گلو آب دهانش خشکید خاک بر روی سرش می پاشید مثل پیغمبر اکرم می شد لحظاتی که معمم می شد چشم در چشم پدر می انداخت عشق در عشق مجسم می شد خنده می کرد خدا می خندید نوبت مستی عالم می شد دست و دل بازی او طوری بود که گدا یک شبه حاتم می شد مثلاً بخشش این مرد کریم شامل گیوه ی پا هم می شد آنقدر او کرمش بالا بود سفره دار همه ی دنیا بود باده در خمره تلاطم می کرد لحظاتی که تبسم می کرد هر که می دید سر زلفش را هوس خوشه ی گندم می کرد باد هنگام عبور از مویش راه برگشتن خود گم می کرد گاه شب ها شکمش خالی بود بسکه خیرات به مردم می کرد عشق از کنج لبش می بارید با گدایان که تکلم می کرد سبط اکبر به پیمبر رفته کلا این بچه به مادر رفته حسن از خانه که گفتند آمد مثل کوه نمک و قند آمد جمعیت پشت سر جمعیت کوچه از خوشگلی اش بند آمد شهر را در عوضش مجنون ساخت روی لبهاش که لبخند آمد به تماشای قد و قامت او دیدم از عرش خداوند آمد تا به نظم آورد این محشر را هرکسی بود هنرمند آمد یک نظر تا سر او بالا شد وسط کوچه سرش دعوا شد @yaqoote_sorkh @shahzade_moazzen333
زمان زندگی ات روزگار بخشش شد تمام زندگی ات وقف کار بخشش شد تویی همان نوه ی آنکه از سر لطفتش بنی امیه هم امیدوار بخشش شد تویی همان پسر آنکه تیغ می بخشید و جنگ با کرمش کارزار بخشش شد تویی همان که سه دفعه تمام زندگی اش فقط به راه خدا در مدار بخشش شد طلا عیار ندارد اگر به دست تو نیست غبار پای تو حتي عیار بخشش شد کرم گداي کرم خانه ی تو شد وقتی که دست با کرمت اعتبار بخشش شد کریم بودی و بین مورخان به تواتر خبر رسید حسن سفره دار بخشش شد کریم بودی و افسانه ساختی از فقر فقیر با تو خداوندگار بخشش شد @yaqoote_sorkh @shahzade_moazzen333
هوای خاک مزارت چقدر پر دارد حریم قبر تو از آسمان خبر دارد که فرق قبر تو با هر امام در این است همیشه زائر خاکی و خونجگر دارد میان خانه تو اصلا کریم تر هستی بدیهی است گدای تو بیشتر دارد محل زندگی ات از فقیر لبریز است مگر ورودی این خانه چند در دارد بیا و جیب مرا هم تصدقی پر کن شنیده ام که دودست کریم زر دارد خدا نیاورد آن لحظه را زبانم لال که سنگ قبر تو مولا شکاف بر دارد . . . دلت گرفته ز دست کسی که نامرد است کسی که نقشه ی شومی میان سر دارد @yaqoote_sorkh @shahzade_moazzen333
بیا و " کَیلِ " مرا هم " تصدقاً " پر کن " بضاعتی " هم اگر هست بی تو " مزجاه" است @Alikavand333
بسم الله الرحمن الرحیم نمی بینیم در آیینه حق غیر احمد را تجلی داده ای در خود جمال حی سرمد را به میم و حا و میم و دال خلقت را بنا کرده است و تاج عرش خود کرده ست آن میم مشدد را اذان تا روز محشر لال می ماند و سحر می مرد بلالت گر نمی آورد بر لب آن شب "اسهد" را حرا ایمان به جبریل نگاهت داشت ، جبراییل فقط آمد که پابوسی کند روح مجرد را خلایق بعد تنزیل کلام " ان هو یوحی " نمی گویند چیزی از تو جز اما و شاید را مدائن ریخت بت ها سرنگون شد آن زمانی که رها کردی به کوه شانه آن زلف مجعد را خدا در هیبت انسان ؟ بشر در جلوه ی یزدان ؟ خودت از شبهه بیرون آور این قلب مردد را علی را نفس آن کس خوانده ذات لا شریک له که در توصیف او آورده " ما کان محمد " را @alikavand333
آیینه ی بی غبار برمی‌گردد باسیصد و چند یار برمی‌گردد پاییز به گوش برگ ها می‌گوید سر میرسد انتظار ، برمی‌گردد @Alikavand333
هدایت شده از کانال نوای عاشقان
آیینه ی بی غبار برمی‌گردد باسیصد و چند یار برمی‌گردد پاییز به گوش برگ ها می‌گوید سر میرسد انتظار ، برمی‌گردد @navaye_asheghaan
شب از مهتاب لبریز است و جنس آب از ماه است پر از ماه است آب انگار یا تالاب از ماه است ندانم بخت احمد اوست یا احمد شده بختش ندانم ماه در محراب یا محراب از ماه است خدیجه نقطه ی آغاز زهرا بودن نور است همیشه نور در آیینه و مهتاب از ماه است نه ام المومنین شانش که ام الفاطمه فخرش چنان بدر الدجی که بهترین القاب از ماه است حجابش ماه را درپوششی از ماه پوشانده که از خورشید معجر دارد و جلباب از ماه است پدر خورشید و مادر نور و دختر کوکب الدری که در اینجا مراعات نظیری ناب از ماه است کمال مادر زهرا شدن دوشیزه می خواهد خوش آن معراج دامانی که در انساب از ماه است خدیجه جزر و مد ماهتاب طلعت زهراست دلیل اینکه دریا می شود بی تاب ازماه است @yaqoote_sorkh @Alikavand333
🔴 🔹عید نوروز و حلول سال نو را تبریک میگوییم🌷🌸💐 🔸سال ۱۴۰۳ ، سال « جهش تولید با مشارکت مردم» 📝گروه ادبی یاقوت سرخ @yaqoote_sorkh @alikavand333
هدایت شده از ✍️عباس گودرزی
👈انقلاب موشک‌ها👉 زمان فتنه رسیده سکوت را بشکن سکوت این سخن در گلوت را بشکن ستون خانه‌ی این عنکبوت را بشکن دوتا مثلث بین خطوط را بشکن سکوت واژه‌ی تلخ زمان فریادست زمانه منتظر انقلاب مقداد است زمان رقص بلند یهود کوتاه است که عمر دولت ابلیس نصف پنجاه است میان بیشه‌ی شیران چه جای روباه است شهاب ثاقب یک انتقام در راه است بگو به آل خلیفه امام می‌آید طنین طنطنه های قیام می‌آید بگو به شیخ صعودی سقوط نزدیک است تراژدی فروپاشی‌ات رمانتیک است زمان بغض فروخورده‌ی بالستیک است سرود مردن‌تان هم نوای شلیک است بترس موشک ما بی مهار می‌آید به طرز تازه‌ای از ذوالفقار می‌آید بگو به ابرهه سجیل ها ابابیل‌اند حریف فتنه‌ی این فیل‌ها ابابیل‌اند سپاه قدسی هابیل‌ها ابابیل اند جواب مکر اباطیل‌ها ابابیل‌اند که انتفاضه صدای شکستن دیو است شعار وحدت ما مرگ بر تلاویو است بترس کوه بزرگ اراده آماده است دوباره اسب مهیا و جاده آماده است سواره صف شده است و پیاده آماده است سیاهه لشگر ارباب زاده آماده است سکوت شیعه تداعی نوستالژی هاست که پشت صبر حسن ماجرای عاشوراست نه از زیارت خود در حجاز بیزارم که از هیاهوی بی اعتراض بیزارم و از ریاضت اهل ریاض بیزارم ازاین دیانت و از این نماز بیزارم دوباره لشگر فرعون عذاب می‌خواهد که دفع فتنه‌ی او سطل آب می‌خواهد قسم به پای پر از تاول ابوذرها به بغض‌های پدرها و اشک مادرها به آه "ان کسر الزهری" برادرها به مارایتُ و الّا جمیل خواهرها به اذن رهبرم از کشته کوه می‌سازیم مدینه را حرمی باشکوه می‌سازیم @yaqoote_sorkh @Alikavand333