eitaa logo
مدرسه معارف علامه طباطبایی
921 دنبال‌کننده
188 عکس
149 ویدیو
5 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
مدرسه معارف علامه طباطبایی
🌙 حقیقتِ سجود #شب‌بیست‌ویکم #رمضان۱۴۰۲ #محمدحسین‌قدوسی #درمکتب‌علامه‌طباطبایی
🌙 حقیقتِ سجود (۱) «وَأَنَّ الرَّاحِلَ إِلَیْکَ قَرِیبُ الْمَسَافَةِ»، به معنای نزديكى و در دسترس بودن راه انسانيت است، که در زندگى ما فراموش مى‌شود، و همین فراموشى انسان را از مسير خود باز مى‌دارد. گاهی فراموشى به معنای گرفتار غفلت بودن، و زندگى مادى را بر زندگى انسانى ترجیح دادن است، كه در نسل‌هاى گذشته اين حالت بيشتر رخ می‌داد. اما در نسل امروز نوعى فراموشى ديگر غالب است؛ فراموشى كسى كه دنبال مسير انسانی افتاده، اما در هنگام عمل، در سرگردانى و غفلت و ندانم‌كارى فرو مى‌رود. وضعيت زندگى در جوامع امروزى، بخصوص جامعه‌ى ما، و انسانِ متوسط، به نوعى است كه مُذَکِّرات (تبليغاتِ معنوى) زياد است؛ چرا که زندگى‌ها سختى‌هاى روحى و روانی بسیاری دارد، كه انسان بدون توجه به حالات معنوى، امكان ندارد زندگى راحتى داشته باشد. در مقابل همان‌قدر كه رفاهِ مادى و تمدنى افزايش يافته، رفاهِ وجودى و معنوى كاهش يافته است! لذا بطور طبيعى انسان در غفلتِ نوع اول نيست، اما غفلت نوع دوم مشكل اساسى اوست. نوعی که انسان در عين داشتن انگيزه، توان و اراده‌ى حركت، در سرگشتگى و گم كردن راه بسر می‌برد، و اين فراموشى خاص مشكل انسان زمانه‌ى ماست. اما اين فراموشى از كجاست؟ اين فراموشىِ خاص كه انسان امروز را سرگردان و تنها و بی‌كس كرده است؛ مشغوليت‌هاى خاص انسان به حُبّ و بُغض‌ها، هوا و هوس‌هاى خارج از عقل، اعتقادات و تفكراتِ غلط است، که او را از تعادل خارج ساخته، و در گرفتارى و زندان نگه می‌دارد. انسان امروزى، به دليل ابزارهايى كه در اثر رشد علوم بدست آمده، رفاهش بيشتر شده، و زمان بيشترى براى تفكر و ارتباط گرفتن، و امكانات بيشترى براى كسب اطلاعات، دوست داشتن، كينه ورزيدن و... دارد. اين خروج از زندگى عاقلانه‌ى متعادل، اساسِ فراموشى انسان امروز است. وقتى در اثر شدت اين مشكلات، به خود مى‌آيد و سعى مى‌كند اندكى زندگى انسانى داشته باشد، اين رسوبات كه وجودش را فراگرفته است، و توهماتى كه بجاى واقعيت در روحش ريخته، و اكنون توانايى خلاصى از آنها را ندارد؛ اجازه‌ى زندگىِ متعارفِ متعادل به او نمى‌دهد. او قدرت، توان و جرأت مقاومت در برابر اين توهمات را ندارد! وقتى بنا دارد به سمت زندگى صحيح گام بردارد، اين رسوبات در او سردرگمى ايجاد مى‌كنند. راه مقابله با اين مشكل استغفار است؛ استغفار يعنى كندن، جدا شدن و رها كردن اين ضايعاتى كه هم‌چون انبانى بر دوش‌مان حمل مى‌كنيم، و ما را زمين‌گير و لَخت و بى‌ارزش مى‌كند. استغفار داراى مراتبى است؛ استغفار زبانى كمترين مرحله است. استغفار بايد در وجود انسان رسوخ كند و اين لايه‌هايى را كه چون سنگْ وجود انسان را در برگرفته‌اند، بشكند و انسان را پاكسازى كند. استغفار بايد وجودى باشد؛ پس از مرحله‌ى زبان، بعد از عميق شدن و شكستن لايه‌هاى اضافى انسان، استغفار وارد مرحله قلب مى‌شود؛ اما هنوز استغفار وجودى چيز ديگرى است. استغفاری که از قلب هم مى‌گذرد و وجود انسان را پاك مى‌كند، و حاقِّ ذاتِ انسان را از اين گرفتاری‌ها نجات مى‌دهد. ادامه دارد... 👁 «مدرسه معارف علامه طباطبایی» را دنبال کنید: ایتا | بله | تلگرام | اینستا | آپارات
مدرسه معارف علامه طباطبایی
🌙 حقیقتِ سجود (۱) «وَأَنَّ الرَّاحِلَ إِلَیْکَ قَرِیبُ الْمَسَافَةِ»، به معنای نزديكى و در دسترس ب
🌙 حقیقتِ سجود (۲) این فراموشى خاص، درد و گرفتاری‌ انسانِ امروز است. اما اين گرفتارى خاص، همان‌قدر كه او را در زندان فرو مى‌برد، و زنجير به پايش مى‌بندد، ميلش به آزادى را بيشتر و بيشتر مى‌كند. انسان امروز اگرچه گرفتارتر است، اما انگيزه‌ى آزادى و رهايى بيشترى دارد؛ و اين استغفار در انسان، با اين ميل، اراده و همت، از مرتبه‌ى زبان و قلب خود به خود مى‌گذرد، و به مراتب بالاترى مى‌رسد، كه آزادى و پاكى وجودى انسان را مى‌خواهد. مرتبه‌ى بالاتر از استغفار و آزادى، سجده است. سجده فقط يك حركت بدنى، به خاك افتادن و پايين آمدن نيست؛ حقيقتِ سجود، بلند شدن، برخاستن و پرواز كردن است؛ برخاستن انسانيت است. انسان در انسانيتِ خود، بلند مى شود، بپا مى‌خيزد، رها و آزاد مى‌شود و قامتش تا آسمان‌ها پيش مى‌رود! سجود مراتبى دارد كه گرچه از استغفار آغاز مى‌شود، اما حقيقتش رهايى انسان و شكستن گرفتاری‌هايش هست. اينكه انسان، از خصائص، حُب و بُغض‌ها و صفاتى كه گرفتارش کرده هم بگذرد و به حقيقتى بالاتر برسد؛ به شكستن خصلت‌هايش، حتى آرزوها و قله‌هاى مادى و معنوى كه براى خود قرار داده است. انسان در سجودِ حقيقى خود، در مرتبه‌ى بالاتر آن، متوجه مى‌شود كه فراتر از قله‌هايى است كه قبلا مى‌خواست؛ حتى معنويات، خيرات، ثمرات زندگى و تأليفاتى كه فكر مى‌كرد خدمات زيادى براى انسانيت دارد؛ آثار، نتايج و... آنهايى كه به اين مرحله مى‌رسند، از همه‌ى اينها مى‌گذرند، و انسانيتى فراتر در درون خود، و در ميانه‌ى زندگى‌شان مى‌بينند. اما اين هم نهايتِ سجود نيست! اينكه انسان هر چيزى كه او را در اين جهان به عنوان يك انسان محدود مى‌كند، بعنوان كسى كه زمانى آمده و زمانى مى‌رود، از جايى شروع مى‌كند، به جايى مى‌رود، و سير و حركتى دارد؛ از تمام آنچه دارد و ندارد، از تمام خوبی‌ها و بدی‌ها، از تمام اعتقادات كه وهم‌هايى هستند كه جهان را در آن محدود مى‌كند؛ حقيقت و انسانيتش بالاتر از اين‌هاست. مقام خليفة‌اللهى ما مقام بی‌نهايت است؛ انسان هم‌چون بی‌نهايت، چيزى است كه فقط در نفى همه چيز معنا می‌شود! نفی‌اى كه از همه‌ى اثبات‌ها مى‌گذرد و هيچ‌كجا متوقف نمى‌شود. اين مقام اگرچه براى ما تا حدى قابل دسترس نيست، و ما پيوسته از زندانى به زندان ديگر در حركتيم، و سجود ما بسيارى از مواقع فرورفتن در تمايلات و آرزوهاى مادى و معنوىِ متناهىِ محدود است؛ اما حداقلى كه مى‌توانيم بدست آوريم اين است كه توجه به آن مقامِ حقيقىِ سجده داشته باشيم. در اين شب‌ها خصوصاً اين براى ما قابل حصول است؛ اينكه قادر مى‌شويم در همين شرايط و با همه‌ى سرگردانی‌ها، از همه تفكرات، خصلت‌ها، اعتقادات و... گذر كنيم؛ و مى‌توانيم اندكى، در حد يك جرقه، تابش و نور، سجده‌ى حقيقى را استشمام كنيم. چه بسا آن كسى كه گنه‌كارتر، محصورتر، متناهى‌تر است، و بيشتر از ديگران از خود پشيمان و ناراحت است، بيشتر به اين مرحله برسد! ما در اين شب بايد حقيقتِ سجود را استشمام كنيم، و بعد از این هم گاه‌گاهى اين تجربه را تكرار كنيم. 👁 «مدرسه معارف علامه طباطبایی» را دنبال کنید: ایتا | بله | تلگرام | اینستا | آپارات