eitaa logo
اندرونی‌‌اِلی.
53 دنبال‌کننده
4 عکس
1 ویدیو
0 فایل
ء/.🐳 ‏گمان می‌کردم دنیا بدونِ‌او خواهد ایستاد.. اما او خود گمانی بیش نبود. به‌من بگو، ستارهٔ‌ی‌من کجاست؟! [ 𝖯𝗅𝖾𝖺𝗌𝖾 𝖼𝗈𝗆𝖾 𝖻𝖺𝖼𝗄 𝗍𝗈 𝗆𝖾 𝗂𝗇 𝖢𝖺𝗌𝖺𝖻𝗅𝖺𝗇𝖼𝖺 ] قصه‌ی ما آغاز شد | ۱۴۰۵/۲/۲۷ . https://abzarek.ir/service-p/msg/4227399
مشاهده در ایتا
دانلود
علاج دردِمشتاقان، طبیب‌عام نشناسد.
خدایا یه‌نامه چیه که بنده‌هات به‌ما نمیدن.
" بزار قلبت واست رویا ببافه‌. "
اندرونی‌‌اِلی.
گویی روزگار، آهسته‌‌آهسته، تیشه‌اش را روی روح‌من تیز کرده باشد. خستگی در رگ‌هایم می‌لولد و بی‌قراری
صدای رعدوبرق مثل زخمی کهنه، آسمان‌را می‌شکافد و می‌ریزد روی شهر. باران آرام و بی‌عجله می‌نشیند روی صورتم‌.. دانه‌دانه، خنک، بی‌طرف… انگار نمی‌داند اشکی که با خودش قاطی می‌شود از کدام درد آمده. خیابان تاریک است و نور چراغ‌ها در آب پخش شده، مثل خاطره‌هایی که دیگر شکل روشنی ندارند. «نفس» توی گوشم می‌پیچد.. صدایش می‌لغزد میان رعد و باران و می‌رسد به‌جایی درون سینه‌ام که همیشه از آن فرار می‌کنم. هر نتش انگار دستی‌ست که پرده را کنار می‌زند و می‌گوید نگاه‌کن، این همان غمی‌ست که پنهانش می‌کردی. امشب هیچ‌چیز خوب نیست.. نه‌آسمان، نه‌خیابان، نه دل‌من. همه‌چیز انگار روی دور کند اندوه تنظیم شده. حتی زمان هم آهسته‌تر می‌گذرد، انگار می‌خواهد مطمئن شود خوب می‌فهمم چقدر خالی‌ام. گریه می‌کنم.. بی‌صدا. اشک‌هایم قاطی قطره‌ها می‌شوند و کسی نمی‌فهمد کدام‌شان از ابر آمده، کدام‌شان از دل. فقط می‌دانم امشب، با تمام رعد و برقش، شبی‌ست که باید بگذرد.. حتی اگر هیچ‌چیزش خوب نباشد. « »
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ویرگو ، زندگی بهت سخت میگیره ولی توهم جون سختی. کم نمیاری.
تو با قلب ویرانه‌ی من چه‌کردی؟ ببین عشق دیوانه‌ی من چه‌کر‌دی‌.. در ابریشم عادت، آسوده‌بودم. تو با بال پروانه‌ی من چه‌کردی؟ ننو‌شیده از جام چشم تو مستم.. خمار است میخانه‌ی من، چه‌کردی؟ مگر لایق تکیه‌دادن نبودم؟ تو با حسرتِ‌شانه‌ی من چه‌کردی؟ مرا خسته‌کردی و خود خسته‌رفتی.. سفرکرده، تو با خانه‌ی من چه‌کردی؟ جهان‌من از گریه‌ات‌ خیسِ‌باران‌، تو با سقفِ‌کاشانه‌ی من چه‌کردی؟