رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد
ما به قربان تو رفتیم و همان جا ماندیم☁️ '
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
- آریانفر یه لعنتیه حقگو. . . ' 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
کتابخونه دزیره ؛آریانفر.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
- آریانفر یه لعنتیه حقگو. . . '
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
ایران چشمهای کشیده ای داشت از اونا که آدم رو محو خودش میکنه چشمهاش همیشه برق میزد و گونههاش گل می
نشسته بودیم دنج ترین گوشهی ِ کافه ؛
بوی عود و فضای چوبی و
گلدونای سبز کافه و چشمای سیاهُ براقش . .
تو زندگی من اسکار ِ
قشنگ ترین صحنه رو میگیره این لحظه !'
به گمونم خدا برای چشماش پارتی بازی کرده ؛
خیلی بد به چشم عاشق من میان آخه . .
همینجوری که داشتم دست به سینه بهش نگاه میکردم . .
وسط کیک خوردنش سرشو بالا آورد ،
خدای من فر موهاشو : )
کل زندگیم من میتونم برای این آدم بمیرم . .
بی مقدمه گفتم :
ـ چقد منو دوس داری؟!
± چشماش خندید و گفت : هیچی .
ـ گوشهی لبم بالا رفت و گفتم : منم هیچی پس .
گوشه چشاش چین افتاد و
± گفت : دیوونه؟! من میمیرم برای همین هیچی .
ـ هیچی یعنی دوسم نداری دیگه ،
مردنت چیه دیگه؟!
چشماشو یه دور چرخوند و
من بیشتر نفسم رفت برای خوشگلیش . .
± آقاعه گیج میزنیا ؛
هیچی دوسِت ندارم ولی کلی عاشقتم که .
آخیشی که قلبم گفتُ خداهم شنید به گمونم .
ـ گیج بودنِ دیدی میارزید؟!
گوشام جون گرفتن با شنیدن
همین عاشقتم از زبونت چشم قشنگ خانوم .
سرشو برای این دیوونگی من تکون داد و گفت :
± خیلی دوسِت دارما🤎 . .
حقیقتا دیگه نشد نخندم از خوشی ،
فکر کن یه دختر که از قضا شده
جونت بگه دوسِت دارم .
قهقه زدم از خوشی و خواستم جوابشو
که یکی صدام زد . .
- آقا ، آقا؟!
سرمو با همون لبخند چرخوندم سمتش دیدم
کلِ کافه دارن نگاهم میکنن .
گفتم : جانم چیشده؟!
گفت : دارین مشتریهارو میترسونین ،
با صدای ِ بلند حرف میزنین . .
سرمو چنان چرخوندم سمتِ صندلی مقابلم
که دادِ مهرهای گردنم در اومد . .
صندلی مقابلم . . صندلی خالی بود !
دنیا یه دور چرخید تو سرم ،
تموم جونم از نبودنش به زق زق افتاد .
لبخندم شد زهرِ دلتنگیُ توی گلوم گیر کرد :))
آره ، راست میگفت صندلیِ جلوم خالی بود '
تازه یادم اومد ،
اون خانومِ چشم قشنگی که از قضا دوسم دارها . .
همون خانوم هفت ساله رفته و نیست . . .'
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
- اگه از خاطراتت محو بشم دنبالم میگردی ؟
نَه خب تو از سَرت میره . . .
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
تو دوستم داری ولی. . . ' 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
تو دوستم داری ولی. . . '
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
_گفت همینجا وایسا، اینجا کجاست ؟ گفتم: جمهوری، نرسیده به چهارسو جلوی بانک ملی پلاک ٢۴ گفت: اینجا جم
- کسی که بخواد بره نه چمدون میبنده . .
نه گوشیش خاموش میشه ، نه چیز دیگه .
فقط سرد میشه ولی مهربون ، همین . .
± مگه تا حالا کسی رو دوست داشتی ؟!
اتوبوس رسیده بود ترمینال . .
میدونستم اگر بگم رسیدم
اونم پا میشه میاد دنبالم ، اونم پنج صبح!
به خودم گفتم میرم تو نمازخونهیِ ترمینال
یا یه قدمی میزنم تا بیدار شه . .
هنوز فکرم تموم نشده بود پیام اومد رو گوشیم که
‹ بیا سمت در پشتی ترمینال› . .
دخترهیِ احمق انگار جی پی اس اتوبوس بهش وصل بود .
از دور دیدمش از سنگینی کوله پشتی قهوه ای همیشگیش ،
میشد فهمید که بازم دیشب نخوابیده .
و نهار ظهر رو آماده میکرده ؛
و فقط با یه کرم ضد آفتاب آرایشش رو ماست مالی کرده .
خندم گرفت گفتم :
حداقل چراغ رو روشن میکردی که تو ابروهات ضد آفتاب نزنی .
گفت : ‹ علیک سلام ›
اگر بدونی قیافت توی این سرما چقد دوست داشتنی
و مسخره میشه مخصوصا اون دماغت
که عین مخزن گردالی ته دماسنج جیوه ای
سرخ میشه دلقک خان . .
نفهمیدم چی گفت حواسم پرت بود ؛
و خط اتوی مقنعهیِ سورمهایش که معلوم بود
بازم عجلهای اتو زده که دو خطه شده .
گفتم : یه روزی میفهمم چطوری این همه
فرزی که به همهیِ کارات میرسی .
من که فقط بخوام یه چمدون ببندم باید
نصف روز فکر کنم چی چی بردارم .
صدایِ بوق ممتد آژانسیه تو خیابون بلند شد
که یعنی بدو بدو سمت خیابون . .
تو ماشین یقه خزدار پالتوی قهوهای
که میشد یه شالگردنم باشه . .
درآورد پیچید دور صورتم و با لحن حرص خوردن
مخصوصِ خودش بدون اینکه دندوناش از هم باز شه . .
گفت : سرما نخوری حالا همین امروز . .
بعد چسبید بهم . .
آژانسی آینشو تنظیم کرد و یه نگاه از آینه به ما دوتا ،
بعد پرسید کجا برم؟!
اخم کردم .
بنده خدا ترسید گفت : آبان هوای اینجا خیلی سرده!
- خنگ خدا کجایی تو؟! حواست با منه؟!
میگم کسیو دوست داشتی؟!
± نه، اصلا هیچوقت کسیو دوست نداشتم ❤️🩹: )!
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』