eitaa logo
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
3.8هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
798 ویدیو
7 فایل
#تابع‌قوانین‌ایتا🇮🇷 -کہکشانِ‌آندِرومِدا نزدیک‌ترین‌کہکشانِ‌مارپیچی‌به‌کہکشانِ‌راهہ‌شیری یہ‌جایہ‌دِنج‌مثلِ سیاره‌ی‌شازده‌کوچولو‌باگُلش( :🌙 -کپۍ؟نـہ‌خودت‌خلاق‌تری☁️'› ناشناس‌آندِرومِدا↶ https://daigo.ir/secret/926081658 -تبلیغات‌↶ @AND_621
مشاهده در ایتا
دانلود
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
ایران چشم‌های کشیده ای داشت از اونا که آدم رو محو خودش میکنه چشم‌هاش همیشه برق میزد و گونه‌هاش گل می
نشسته بودیم دنج ترین گوشه‌ی ِ کافه ؛ بوی عود و فضای چوبی و گلدونای سبز کافه و چشمای سیاهُ براقش . . تو زندگی من اسکار ِ قشنگ ترین صحنه رو میگیره این لحظه !' به گمونم خدا برای چشماش پارتی بازی کرده ؛ خیلی بد به چشم عاشق من میان آخه . . همینجوری که داشتم دست به سینه بهش نگاه میکردم . . وسط کیک خوردنش سرشو بالا آورد ، خدای من فر موهاشو : ) کل زندگیم من میتونم برای این آدم بمیرم . . بی مقدمه گفتم : ـ چقد منو دوس داری؟! ± چشماش خندید و گفت : هیچی . ـ گوشه‌ی لبم بالا رفت و گفتم : منم هیچی پس . گوشه چشاش چین افتاد و ± گفت : دیوونه؟! من میمیرم برای همین هیچی . ـ هیچی یعنی دوسم نداری دیگه ، مردنت چیه دیگه؟! چشماشو یه دور چرخوند و من بیشتر نفسم رفت برای خوشگلیش . . ± آقاعه گیج میزنیا ؛ هیچی دوسِت ندارم ولی کلی عاشقتم که . آخیشی که قلبم گفتُ خداهم شنید به گمونم . ـ گیج بودنِ دیدی می‌ارزید؟! گوشام جون گرفتن با شنیدن همین عاشقتم از زبونت چشم قشنگ خانوم . سرشو برای این دیوونگی من تکون داد و گفت : ± خیلی دوسِت دارما🤎 . . حقیقتا دیگه نشد نخندم از خوشی ، فکر کن یه دختر که از قضا شده جونت بگه دوسِت دارم . قهقه زدم از خوشی و خواستم جوابشو که یکی صدام زد . . - آقا ، آقا؟! سرمو با همون لبخند چرخوندم سمتش دیدم کلِ کافه دارن نگاهم میکنن .  گفتم : جانم چیشده؟! گفت : دارین مشتری‌هارو میترسونین ، با صدای ِ بلند حرف میزنین . . سرمو چنان چرخوندم سمتِ صندلی مقابلم که دادِ مهرهای گردنم در اومد . . صندلی مقابلم . . صندلی خالی بود ! دنیا یه دور چرخید تو سرم ، تموم جونم از نبودنش به زق زق افتاد . لبخندم شد زهرِ دلتنگیُ توی گلوم گیر کرد :)) آره ، راست میگفت صندلیِ جلوم خالی بود ' تازه یادم اومد ، اون خانومِ چشم قشنگی که از قضا دوسم دارها ‌. . همون‌ خانوم هفت ساله رفته و نیست . . .' 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
- اگه از خاطراتت محو بشم دنبالم می‌گردی ؟ نَه خب تو از سَرت میره . . . 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
قِصه‌ها هست ولی طاقتِ ابرازم نیست 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
_گفت همینجا وایسا، اینجا کجاست ؟ گفتم: جمهوری، نرسیده به چهارسو جلوی بانک ملی پلاک ٢۴ گفت: اینجا جم
- کسی که بخواد بره نه چمدون میبنده . . نه گوشیش خاموش میشه ، نه چیز دیگه . فقط سرد میشه ولی مهربون ، همین . . ± مگه تا حالا کسی رو دوست داشتی ؟! اتوبوس رسیده بود ترمینال . . میدونستم اگر بگم رسیدم اونم پا میشه میاد دنبالم ، اونم پنج صبح! به خودم گفتم میرم تو نمازخونه‌یِ ترمینال یا یه قدمی میزنم تا بیدار شه . . هنوز فکرم تموم نشده بود پیام اومد رو گوشیم که ‹ بیا سمت در پشتی ترمینال› . . دختره‌یِ احمق انگار جی پی اس اتوبوس بهش وصل بود . از دور دیدمش از سنگینی کوله پشتی قهوه ای همیشگیش ، میشد فهمید که بازم دیشب نخوابیده . و نهار ظهر رو آماده میکرده ؛ و فقط با یه کرم ضد آفتاب آرایشش رو ماست مالی کرده . خندم گرفت گفتم : حداقل چراغ رو روشن میکردی که تو ابروهات ضد آفتاب نزنی . گفت : ‹ علیک سلام › اگر بدونی قیافت توی این سرما چقد دوست داشتنی و مسخره میشه مخصوصا اون دماغت که عین مخزن گردالی ته دماسنج جیوه ای سرخ میشه دلقک خان . . نفهمیدم چی گفت حواسم پرت بود ؛ و خط اتوی مقنعه‌یِ سورمه‌ایش که معلوم بود بازم عجله‌ای اتو زده که دو خطه شده . گفتم : یه روزی میفهمم چطوری این همه فرزی که به همه‌یِ کارات میرسی . من که فقط بخوام یه چمدون ببندم باید نصف روز فکر کنم چی چی بردارم . صدایِ بوق ممتد آژانسیه تو خیابون بلند شد که یعنی بدو بدو سمت خیابون .‌‌ . تو ماشین یقه خزدار پالتوی قهوه‌ای که میشد یه شالگردنم باشه . . درآورد پیچید دور صورتم و با لحن حرص خوردن مخصوصِ خودش بدون اینکه دندوناش از هم باز شه .‌ . گفت : سرما نخوری حالا همین امروز . . بعد چسبید بهم . . آژانسی آینشو تنظیم کرد و یه نگاه از آینه به ما دوتا ، بعد پرسید کجا برم؟! اخم ‌کردم . بنده خدا ترسید گفت : آبان هوای اینجا خیلی سرده! - خنگ خدا کجایی تو؟! حواست با منه؟! میگم کسیو دوست داشتی؟! ± نه، اصلا هیچ‌وقت کسیو دوست نداشتم ❤️‍🩹: )!𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
- آریانفر یه لعنتیه حق‌گو. . . ' 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
خدارو چه دیدی یهو دیدی یروزی رسید ، تو افتادی من مردم مگه نه. . . آبرویی مام همینقدره ، اصلا اقا حبیب همیشه میگفت همینه آبرو یادته؟ یادته بهت گفتم دلتنگم. گفتی دلتنگ کی؟. گفتم همون که دلبر ترینه. 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂