eitaa logo
صدای مردم
791 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
1.2هزار ویدیو
65 فایل
🔙مدیریت 👈 @Kmylll
مشاهده در ایتا
دانلود
ملانصـرالدیـن با نوکـر خـود برای گردش به باغ هـای اطراف شهـر می رفت که در باغی قاضی رادیدند که‌مست و مدهوش خـودش یک طرف افتـاده و قـبـایش یک طرف دیگر. ملا قبا را برداشت و پـوشید و رفت. بـه هـوش آمـد و قـبا را ندید. به اطرافیان سپرد: قبا را تـن هرکه دیدید ، او را پیش من بیاورید در بازار چشمشـان به ملانصرالـدین افتاد که قبارا پوشیده بود. جلوی او را گرفتند و گفتند باید باما بیایی به محضر قاضی! ملا بی آنکه اعتراض کند همراه آنها رفت قاضی سوال کرد را از کجا آوردی؟ ملا گفت دیـروز با نوکـرم برای گردش به اطراف شـهر رفته بـودم. مستی را دیـدم که قبایش‌افتاده بـود. قبایش را برداشتم و پوشیدم. شاهـد هم دارم ، هـر وقت آن مرد را پیدا کردید، خبرم کنید تا بیایم و قبایش راپس بدهم. قاضی گفت: من چه می دانم کـدام احمقی بوده... قبا پیـش شما باشـد ؛ اگـر صاحبش پیدا شد شما را خبر می کنیم.