قالَ الامام جواد عليهالسلام:
مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبيحاً كانَ شَريكاً فيهِ.
(بحارالانوار، ج۷۵، ص۸۲)
هر كه كار زشتى را تحسين و تأييد كند، در [عِقاب] آن شريک است.
#مواظب_لایک_های_خود_باشیم
#فضای_مجازی
همه موقع جون دادن عزیزاشون رو صدا می زدند،بچه هاشون رو صدا می زنند میگن بیان...مگه پیغمبر همین طور نبود،فرمود: علی جان! بذار حسن و حسین بیان خودشون رو روی سینه من بیاندازن،فرمود: اگه اینا باشن،مَنِ رسولِ خدا راحت می میرم....
الهی برات بمیرم،هیچ کس تویِ حجره نبود...تو حجره دست و پا می زد،یه مرتبه نگاه کرد دید یه کنیزی ظرف آب داره می بره...اون ملعونه،اُم فضل جلوش رو گرفت،گفت: کجا میری؟ گفت: مگه نمی بینی امامم داره میگه: جگرم میسوزه...زد رو دستش،ظرف آب رو شکست...گفت: کنیزا بیان...اینقده دست بزنید، دیگه صداش نمیخوام به گوش برسه....
کربلا هم ابی عبدالله یه جوری گفت: جگرم...هلال گفت: هر جوری شده برم آب بیارم...امام وقتی هلال رسید لبِ گودال، دید شمر داره بیرون میاد...*
ناله وا جگر نزن اینقدر
جگرت را شرر نزن اینقدر
با صدای نفس نفس زدنت
پشت در بال و پر نزن اینقدر
بیشتر می زنند بر روی طشت
ناله ی بیشتر نزن اینقدر
پشت در هیچ کس به فکر تو نیست
پس سرت را به در نزن اینقدر
صورتت را مکش به روی زمین
خاک را بر قمر نزن اینقدر
سن و سالت نمی خورد بِرَوی
آه! حرف سفر نزن اینقدر
وسط کوچه ات می اندازند
به لب بام سر نزن اینقدر
عمه ات را صدا بزن اما
ناله ی یا پدر نزن اینقدر
یادِ گودالِ کربلا هستی
به دلت نیشتر نزن اینقدر
دختری داد می زد ای شمر!
عمه را با سپر نزن اینقدر
خنجر کهنه ای که داری را
رویِ این محتضر نزن اینقدر
حسین....
#شاعر استاد علی اکبر لطیفیان
دو دمه شهادت حضرت جواد عیله السّلام
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
میکشی پا روی خاک حجره از زهر جفــــا
یا جواد ابن الرضا (2)
تشنه لب هستی و میخندد عدوی بی حیا
یا جواد ابن الرضا (2)
قاتلم شد عاقبت در آشیانـم همســـــرم
مادرم وای مادرم (2)
میکشم پهلو به خاک و یاد دیوار و درم
مادرم وای مادرم (2)
#کربلایی_علی_اصغر_رفیعی
#دودمه_شهادت_حضرت_جواد_ع
🖤🖤🖤🖤🖤
|⇦•سینه زنی زمینه ویژۀ ایام شهادت ابن الرضا حضرتِ جوادالائمه علیه السلام
غریبُ و تنها نیمه جونه
آسمونم روضه خونه
اشکِ چشماش مثلِ بارونه
رویِ خاکا سر میذاره
هیچکسُ اینجا نداره
بی حبیبه حتی تو خونه
رویِ خاکِ حجره دلش گرفته از این زمونه
من براش بمیرم سنی نداره هنوز جوونه
شبا و روزاش تاره ... امون ای دل امون ای دل
چه حالِ زاری داره ... امون ای دل امون ای دل
امون امون امون ای دل ، امون ای دل ..
هلهله کردن نانجیبا
ناله میزد واغریبا
خیر نبینی بی وفا دنیا
لحظه هایِ آخرش بود
تشنه لب آب بهش ندادن
حجره میشه مثل عاشورا
پاسخی ندادن به ناله هایِ عزیز زهرا
لخته خونه رویِ لبایِ خشکش آه و واویلا
کبوده روی ماهش ... امون ای دل امون ای دل
چه جانگدازه آهش ... امون ای دل امون ای دل
امون امون امون ای دل ، امون ای دل ..
سخته وداع یه برادر
میره پیشِ چشم خواهر
زینب اینجا میشه بی یاور
آروم آروم میره اما
جونِ زینب به لب اومد
خیسِ چشماش این دم آخر
وای چی دیده زینب تَنِ برادر تو خاک و خونه
مادرش تو گودال برا حسینش روضه می خونه
حسین من ... قَتَلوکَ قتلوکَ قَتَلوکَ
حسین من ... ذَبَحوکَ ذَبَحوکَ ذَبَحوکَ
امون امون امون ای دل ، امون ای دل ..
↫
دشمنانت یک طرف ، آن آشنا از یک طرف
بی وفایی یک طرف ، زهرِ جفا از یک طرف
کلِ عالم خون بگرید در عزایِ تو کم است
عرشیان از یک طرف ، اهلِ سما از یک طرف
ارباً إرباً شد دلت از فتنه و نامردیش
زَهرِ کاری یک طرف رقاصه ها از یک طرف
تشنه ای و طالبِ آبی و این ها یک طرف
بر زمین می ریزد آب ، آن بی حیا از یک طرف
«یا جوادالائمه ...»
می کشد جسم تو را تا بام خانه ، پیکرت
می خورد بر کنجِ پله ، بی هوا از یک طرف
خاطراتِ کوچه و گودال پیرت کرده اند
داغِ مادر یک طرف ، کرب و بلا از یک طرف
«یا جوادالائمه ...»
تشنگی تاب و توانش را ربود و ناگهان
بر زمین افتاد از زین شاهِ ما از یک طرف
پیر مردان آمدند و بهرِ قربت می زدند
با لگد از یک طرف ، چوبِ عصا از یک طرف
ای حسین
38.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔳 #شهادت_امام_جواد(ع)
🌴گدای توام گدای تو یا جواد
🌴غلام توام یه نوکر خونهزاد
🎙 #حنیف_طاهری
⏯ #زمینه
👌
|⇦•در بارگاه تو تمام خلق....
#روضه وتوسل به حضرت جواد الائمه علیه السلام
بیایید از باب الجواد وارد بشیم .همه ی درای سمت حرم اما رضا، یه جوری عاشق رو میرسونه. اما باب الجواد یه چیز دیگه است. وقتی از باب الجواد وارد حرم میشی همون دم در امام رضا علیه السلام میگه گدای جوادمه، نزارین دست خالی برگرده..*
در بارگاه تو تمام خلق جا دارند
حتی همان ها که فقط بار خطا دارند
افتاده جود و لطف هم حتی به پاهایت
در خاندانی که همه دستِ عطا دارند
ایرانیانی که به پابوس تو می آیند
پیش تو روی لب نوای یارضا دارند
آنها که از مشهد مشرف میشوند اینجا
در محضر تو حس و حالی آشنا دارند
چیزی نمیخواهند از جایی به جز این دَر
این مردمی که پیش تو دست دعا دارند
روی از فقیران دَرَت پنهان مکن مولا
مردم گرفتارند، غیر از تو که را دارند
*آقا جواد الائمه درکودکیه باباش امام رضا تبعید شده خودش مدینه است. مردم،گرفتارا، میومدن پیش حضرت ،میدونستن اینخانواده کوچک و بزرگ ندارند.همه اهل کرمند. حضرت اذیت میشد بین این همه گرفتار و مستمند، موفق اومد گفت: آقا! یه در دیگه هم اینخونه داره بزار از این در ببرمتون انقدر اذیت نشید. خبر رسید به امام رضا ،حضرت نوشت: جگر گوشه ی بابا جوادم! اینگرفتارا به امیدی درِ خونه ی تو میان. از همون جا برو که سائلا نشستن....*
راز مگوی زائرانت را تو میفهمی
چه حرفهایی گریههای بیصدا دارند
قبل محرم قلب عالم کاظمینی شد
حاجات ما باز اربعینی و حسینی شد
ای که هوای دست خالی مرا داری
مثل حسن دست کَرم بهر گدا داری
شد قاتلت آن کس که باید همدمت باشد
خیلی شباهت به امام مجتبی داری
*جواد الائمه از امام حسنم غریب تر بود. آخه اون لحظه ی آخرِ برادرا کنار بستر امام حسن بودن، خواهرا براش گریه می کردن، عباس سر به دیوار گذاشته بود، حسین گریه می کنه..اما این آقا لحظه ی آخر تو حجره ی در بسته بود. یه دونه گریه کن دم در اینحجره نبود...ام فضل نانجیب یه عده از کنیزا رو جمع کرده بود می گفت هلهله کنید.. پای کوبی کنید..نمی خوام صداش رو کسی بشنوه...*
مانند زهرا زود از دنیا گذر کردی
در سینهات داغی بزرگ از کوچهها داری
از آتش زَهر از عطش بر خاک میافتی
خون در جگر از نالههای بیصدا داری
لبهای خشکت مثل جَدَّت میخورد بر هم
*لبهای خشکیده ی حضرت تنها شباهت نبود.اینجا هم میگن یکی از کنیزا آب آوردام فضل گرفت ریخت رو زمین...کربلا هم هِلال میگه سِپرم رو پُر از آب کردم، نزدیک گودال شدم دیدم اوننانجیب از گودال بیرون اومد همه لباسا غرقه خونه، گفت: کجا داری میری؟گفتم، دارم برا حسین آب میبرم. صدای العطشش دیوونه ام کرده. یه وقت دامن عربیش رو کنار زد سر و ،روی دست گرفت گفت من سیرابش کردم..گفتم نانجیب بالاترین جنایت رو توی عالم انجام دادی پس چرا بدنت داره میلرزه؟ گفت: هلال اون لحظه ی آخر گوشه ی گودال هیچ زنی نبود. امایه صدایی روهی میشنیدم..یکی هی می گفت: بُنَیَّ قَتَلوکَ عَطشانا....*
↫.