#امام_جواد #مرثیه_امام_جواد
اُفتاده است رویِ زمین و برابرش
لبخند می زند به تقلاش همسرش
اُفتاده است رویِ زمین دید مثلِ او
اُفتاده است در وسطِ کوچه مادرش
جُرعه به جُرعه آب زمین ریختند و او
از بس که آب گفت تَرَک خورد حنجرش
قسمت نبود آب بنوشد بجای آن
خاکی شده است حیف لبان مطهرش
باب الحوائج است ولی می توان شنید
از بینِ حُجره ناله یِ موسی بن جعفرش
این دفعه می زدند به دَف تا که جان دهد
کَف می زدند وقتِ نفسهای آخرش
از پا گرفته و بدنش می کشند...وای
تا پشتِ بام ریخته گُلهایِ پرپرش
خون گریه می کند لبه یِ تخته سنگ ها
از بَس که خورد بر لبه یِ پله ها سرش
این پشت بام گودی گودال نیست شُکر
با پا نیامده است کسی رویِ پیکرش
سخت است فکر این غم و سخت است باورش
مردی که قاتلش بشود زخمِ همسرش
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
___________________________
#امام_جواد #مرثیه_امام_جواد
زهری تمامیِّ جگرش را گرفته بود
سیلاب خون دو چشم ترش را گرفته بود
طوبای باغ سبز "رضا" زرد زرد شد
آفت تمام برگ و برش را گرفته بود
از درد مثل حضرت زهرا س خمیده شد
با دستهای خود کمرش را گرفته بود
جان می کند مقابل چشم کنیزها...
یک عده پست دور و برش را گرفته بود
رقص و صدای هلهله های بلندشان
تأثیر آه شعله ورش را گرفته بود
دور از مدینه غربت بغداد را چشید
ارث غریبی پدرش را گرفته بود
شکر خدا نه پیرهنش دست خورده بود
نه نیزه حجم بال و پرش را گرفته بود
...
در پیش چشم مادر پهلو شکسته ای
شمر از قفا سر پسرش را گرفته بود
با ضربه های ممتد او استخوان شکست
در پیش خواهری که سرش را گرفته بود
ای کاش بیخیال شود ساربان فقط.
انگشترش ولی نظرش را گرفته بود
🔸شاعر:#بردیا_محمدی
______________________
#امام_جواد #مرثیه_امام_جواد
کفن برای تو از جنس ناب آوردند
برای درد فراقت گلاب آوردند
چقدر ناله آبم دهید سر دادی
ولی به خنده برایت سراب آوردند
مکررا تو خودت را زمین زدی از درد
چگونه درد تو را دیده تاب آوردند
همینکه مادر خود را صدا زدی آنها
بساط هلهله را با شتاب آوردند
نگاه پر زخدایت پی شهادت بود
اجابت از طرف مستجاب آوردند
به اختیار خودت جام زهر نوشیدی
برای جد غریبت شراب آوردند
برای اینکه بگویند نامسلمانست
برای حضرت قرآن کتاب آوردند
سنان و حرمله و شمر بی نزاکت را
برای زخم زبان و عذاب آوردند
سر بریده طفلی برای لجبازی
به پیش چشم کبود رباب آوردند
برای له شدن غیرت و غرور حسین
بدست اهل و عیالش طناب آوردند
🔸شاعر:
#محمد_حبیب_زاده
________________________
┈•꧁بٰابُ༼﷽༽الْحَرَم꧂•┈
•|⇦وَدَاعَاً يَالجَوَادْ ..
#سینه_زنی و توسل به ابن الرضا حضرت جوادالائمه علیه السلام به نفسِ الحاج ملا باسم کربلایی•✾
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
وَدَاعَاً يَالجَوَادْ .. وَدَاعَاً يَالجَوَادْ ..
ـــــــــــــــ
يَاجَوَادِ العِتْرَه يَالمَاكُو مَثِيلَكْ
كَرْبَلَاءِ الثَّانِيَه شِفْنَه ابْرَحِيلَكْ
يَالمِتِتْ عَطْشَانْ وِ امْگطَّعْ دِلِيلَكْ
عَالسَّطَحْ مَطْرُوحْ مَا وَاحِدْ يِشِيلَكْ
حِزِنَّه اللّيلَه زَادْ
وَدَاعَاً يَالجَوَادْ
ـــــــــــــــ
يِنْسِمِعْ مِنْ شِدَّةِ السَّمْ عَالِيْ وَنَّكْ
وَحْدَكِ اِوْ أحْبَابَكِ ابْعِيدِينْ عَنَّكْ
لَا أخُوكِ الحَاضِرِ اِوْ لَا حَاضِر ابْنَكْ
الله كَاتِبْلَكْ تِسِدْ بِالغُرْبَه جِفْنَكْ
الأهَلْ عَنَّكْ بِعَادْ
وَدَاعَاً يَالجَوَادْ
ـــــــــــــــ
إلْمَنِ اتْدِيرِ الوَجِه سَاعَةْ غِيَابَكْ
اعْليكْ أُمِّ الفَضِلْ سَدَّتْ حَتَّى بَابَكْ
وِ القَدَرْ مِنْ يَثْرِبِ البَغْدَادْ جَابَكْ
ابْخَامِسِ اِوْ عِشْرِينْ رِحْتِ ابْعِزْ شَبَابَكْ
العَرِشْ لَابِسْ سَوَادْ
وَدَاعَاً يَالجَوَادْ
ـــــــــــــــ
مِنْ قُبَضْ عِزْرِيلْ رُوحَكْ شَافْ چَبْدَكْ
اِوْ ظَلْ ثَلَثْتِيَّامْ مَـلْكِ الموتْ عِنْدَكْ
ايْعِزْ عَليهِ ايْعُوفَكِ ابْهَالحَالَه وَحْدَكْ
لَا چِفَنْ لَا نَعِشْ لَا مَحْفُورْ لِحْدَكْ
عِلَنْ رَبَّكْ حِدَادْ
وَدَاعَاً يَالجَوَادْ
ـــــــــــــــ
ليلَةِ اغْيَابَكْ يِزِيدِ الهَمْ جَرِحْهَا
مِثِلْ صُبْحِ اهْدَعَشْ يومِ الطَّفْ صُبُحْهَا
اجْنَازِتَكْ بِالشَّمِسْ مَا وَاحِدْ لِـمَحْهَا
وِ الطُّيُورِ اتْظَلِّلِ اعْليكِ ابْجِنِحْهَا
بِچَتْ كِلِّ العِبَادْ
وَدَاعَاً يَالجَوَادْ
ـــــــــــــــ
صَحْ مِتِتْ بِالغُرْبَه وَ اخْبَارَكْ حَزِينَه
لَچِنْ جِسْمَكْ مَا سِمَعْنَه امْسَلِّبِينَه
اِوْ صَدْرَكِ ابْحَافِرِ الخيلِ امْرَضْرِضِينَه
اِوْ رَاسَكِ امْنِ المَگفَه لَا مَا گاطِعِينَه
سَلِيبِ اعْلَه الوِهَادْ
وَدَاعَاً يَالجَوَادْ
ـــــــــــــــ
عيلِتَكْ مِنْ مِتِتْ مَـا وَاحِـدْ هِضَمْهَا
بِالحُّفُظْ وِالصّونْ مَحَّدْ يِدْنَه يَمْهَا
ويلِيْ زينَبْ حِرْگوا اعْليهَا خِيَمْهَا
ابْسوطْهُمْ ضرْبَوا مَتِنْهَا اِوْ سَالْ دَمْهَا
الخِيَمْ صَارَتْ رَمَادْ
وَدَاعَاً يَالجَوَادْ
.
قالَ الامام جواد عليهالسلام:
مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبيحاً كانَ شَريكاً فيهِ.
(بحارالانوار، ج۷۵، ص۸۲)
هر كه كار زشتى را تحسين و تأييد كند، در [عِقاب] آن شريک است.
#مواظب_لایک_های_خود_باشیم
#فضای_مجازی
همه موقع جون دادن عزیزاشون رو صدا می زدند،بچه هاشون رو صدا می زنند میگن بیان...مگه پیغمبر همین طور نبود،فرمود: علی جان! بذار حسن و حسین بیان خودشون رو روی سینه من بیاندازن،فرمود: اگه اینا باشن،مَنِ رسولِ خدا راحت می میرم....
الهی برات بمیرم،هیچ کس تویِ حجره نبود...تو حجره دست و پا می زد،یه مرتبه نگاه کرد دید یه کنیزی ظرف آب داره می بره...اون ملعونه،اُم فضل جلوش رو گرفت،گفت: کجا میری؟ گفت: مگه نمی بینی امامم داره میگه: جگرم میسوزه...زد رو دستش،ظرف آب رو شکست...گفت: کنیزا بیان...اینقده دست بزنید، دیگه صداش نمیخوام به گوش برسه....
کربلا هم ابی عبدالله یه جوری گفت: جگرم...هلال گفت: هر جوری شده برم آب بیارم...امام وقتی هلال رسید لبِ گودال، دید شمر داره بیرون میاد...*
ناله وا جگر نزن اینقدر
جگرت را شرر نزن اینقدر
با صدای نفس نفس زدنت
پشت در بال و پر نزن اینقدر
بیشتر می زنند بر روی طشت
ناله ی بیشتر نزن اینقدر
پشت در هیچ کس به فکر تو نیست
پس سرت را به در نزن اینقدر
صورتت را مکش به روی زمین
خاک را بر قمر نزن اینقدر
سن و سالت نمی خورد بِرَوی
آه! حرف سفر نزن اینقدر
وسط کوچه ات می اندازند
به لب بام سر نزن اینقدر
عمه ات را صدا بزن اما
ناله ی یا پدر نزن اینقدر
یادِ گودالِ کربلا هستی
به دلت نیشتر نزن اینقدر
دختری داد می زد ای شمر!
عمه را با سپر نزن اینقدر
خنجر کهنه ای که داری را
رویِ این محتضر نزن اینقدر
حسین....
#شاعر استاد علی اکبر لطیفیان
دو دمه شهادت حضرت جواد عیله السّلام
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
میکشی پا روی خاک حجره از زهر جفــــا
یا جواد ابن الرضا (2)
تشنه لب هستی و میخندد عدوی بی حیا
یا جواد ابن الرضا (2)
قاتلم شد عاقبت در آشیانـم همســـــرم
مادرم وای مادرم (2)
میکشم پهلو به خاک و یاد دیوار و درم
مادرم وای مادرم (2)
#کربلایی_علی_اصغر_رفیعی
#دودمه_شهادت_حضرت_جواد_ع
🖤🖤🖤🖤🖤
|⇦•سینه زنی زمینه ویژۀ ایام شهادت ابن الرضا حضرتِ جوادالائمه علیه السلام
غریبُ و تنها نیمه جونه
آسمونم روضه خونه
اشکِ چشماش مثلِ بارونه
رویِ خاکا سر میذاره
هیچکسُ اینجا نداره
بی حبیبه حتی تو خونه
رویِ خاکِ حجره دلش گرفته از این زمونه
من براش بمیرم سنی نداره هنوز جوونه
شبا و روزاش تاره ... امون ای دل امون ای دل
چه حالِ زاری داره ... امون ای دل امون ای دل
امون امون امون ای دل ، امون ای دل ..
هلهله کردن نانجیبا
ناله میزد واغریبا
خیر نبینی بی وفا دنیا
لحظه هایِ آخرش بود
تشنه لب آب بهش ندادن
حجره میشه مثل عاشورا
پاسخی ندادن به ناله هایِ عزیز زهرا
لخته خونه رویِ لبایِ خشکش آه و واویلا
کبوده روی ماهش ... امون ای دل امون ای دل
چه جانگدازه آهش ... امون ای دل امون ای دل
امون امون امون ای دل ، امون ای دل ..
سخته وداع یه برادر
میره پیشِ چشم خواهر
زینب اینجا میشه بی یاور
آروم آروم میره اما
جونِ زینب به لب اومد
خیسِ چشماش این دم آخر
وای چی دیده زینب تَنِ برادر تو خاک و خونه
مادرش تو گودال برا حسینش روضه می خونه
حسین من ... قَتَلوکَ قتلوکَ قَتَلوکَ
حسین من ... ذَبَحوکَ ذَبَحوکَ ذَبَحوکَ
امون امون امون ای دل ، امون ای دل ..
↫
دشمنانت یک طرف ، آن آشنا از یک طرف
بی وفایی یک طرف ، زهرِ جفا از یک طرف
کلِ عالم خون بگرید در عزایِ تو کم است
عرشیان از یک طرف ، اهلِ سما از یک طرف
ارباً إرباً شد دلت از فتنه و نامردیش
زَهرِ کاری یک طرف رقاصه ها از یک طرف
تشنه ای و طالبِ آبی و این ها یک طرف
بر زمین می ریزد آب ، آن بی حیا از یک طرف
«یا جوادالائمه ...»
می کشد جسم تو را تا بام خانه ، پیکرت
می خورد بر کنجِ پله ، بی هوا از یک طرف
خاطراتِ کوچه و گودال پیرت کرده اند
داغِ مادر یک طرف ، کرب و بلا از یک طرف
«یا جوادالائمه ...»
تشنگی تاب و توانش را ربود و ناگهان
بر زمین افتاد از زین شاهِ ما از یک طرف
پیر مردان آمدند و بهرِ قربت می زدند
با لگد از یک طرف ، چوبِ عصا از یک طرف
ای حسین