#حضرت_فاطمه_زهرا_سلام_الله_علیها
ای مظهر اقتدار حیدر
وی قبضه ذوالفقار حیدر
ای رونق لحظه های امید
بودی همه جا کنار حیدر
سربند نبرد مرتضایی
کوبنده ترین شعار حیدر
همکفو علی فقط توهستی
آیینه ی روزگار حیدر
فتاح دل ابوترابی
ای فاتح خانه دار حیدر
حیدر به شکار مرگ رفته
پس آمده ای شکار حیدر
ای همسر مظهرالعجائب
همسفره ی سفره دار حیدر
تو نذر نموده ای که جان را
آخر بکنی نثار حیدر
#محمد_حبیب_زاده
بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_زمان_عج_مناجات_پایان_سال
#محمد_حبیب_زاده
این آخرین سه شنبه پایان سال ماست
گویی دوباره درد فراق تو مال ماست
یک لحظه هم نبوده برایت غمین شویم
با این حساب غصه و غم سهم حال ماست
از شیعیان محض و مطیعت که هیچ وقت
اینکه شدیم شیعه یتان از خیال ماست
فال فرج زدیم و جوابش چنین رسید
ترک گناه راه میان وصال ماست
حق با شماست اینکه بگویی برایتان
این ادعای منتظرانت وبال ماست
آقا ببخش نوکر خوبی نبوده ایم
مشغول نفس بودنمان اشتغال ماست
آقا تو را به جان ابلفضل حلال کن
ما را غلام و جزو محبان خیال کن...
#امام_جواد #مرثیه_امام_جواد
کفن برای تو از جنس ناب آوردند
برای درد فراقت گلاب آوردند
چقدر ناله آبم دهید سر دادی
ولی به خنده برایت سراب آوردند
مکررا تو خودت را زمین زدی از درد
چگونه درد تو را دیده تاب آوردند
همینکه مادر خود را صدا زدی آنها
بساط هلهله را با شتاب آوردند
نگاه پر زخدایت پی شهادت بود
اجابت از طرف مستجاب آوردند
به اختیار خودت جام زهر نوشیدی
برای جد غریبت شراب آوردند
برای اینکه بگویند نامسلمانست
برای حضرت قرآن کتاب آوردند
سنان و حرمله و شمر بی نزاکت را
برای زخم زبان و عذاب آوردند
سر بریده طفلی برای لجبازی
به پیش چشم کبود رباب آوردند
برای له شدن غیرت و غرور حسین
بدست اهل و عیالش طناب آوردند
🔸شاعر:
#محمد_حبیب_زاده
________________________
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#دروازه_کوفه
همه جا را سراب میبینم
خانه ام را خراب میبینم
مدتی بعد از آن که رفتی تو
روی دستم طناب میبینم
من بدون تو مرده ام برگرد
خواب بزم شراب میبینم
تشنه جان دادی و نخوردی آب
دادنش را ثواب میبینم
چقد از روی نیزه می افتی
تو بگو من به خواب میبینم
شمر و خولی نگاه بد کردند
دلهره در رباب میبینم
باورم نیست رفتی و ماندم
بخدا که عذاب میبینم
منو دروازه ها و نامحرم
منمو اشک دائم و نم نم
معجری پاره گشته و درهم
قامتی از غم فراقت کم دارم
منمو کوچه های تو در تو
منمو خون تازه ابرو
منمو آتش گرفتن گیسو
منمو نامحرمان رو در رو
منمو کوچه یهودی ها
صورتی مملو از کبودی ها
منمو کودکان جا مانده
خیمه و معجری جامانده
منمو ازدحام و نامحرم
دلهره میچکد از احوالم
#محمد_حبیب_زاده
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#اسارت
تو رفتی و ز فراقت نصیب من غم شد
تمام قامت من از ندیدنت خم شد
خدا کند که بمیرم در این مصیبت چون
نفس بدون تو حتی فراتر از سَم شد
اسیر دست اراذل شدم کجا ماندی
از آن دقیقه که رفتی و سایه ات کم شد
رفیق نیمه راهی تمام زندگیم
بساط بی کسیم گوئیا فراهم شد
هنوز تکه ای از جامه تو را دارم
به محض دیدن آن سهم چشم من نم شد
جواب ناله من را نمیدهی عمرم
رفیق بغض گلویم غم دمادم شد
بیاد پیکر پاشیده تو گریانم
میان تکه حصیر شکسته ای جم شد
چقدر راس تو از نیزه بر زمین افتاد
چقدر نیزه به حلقوم پاره محرم شد
تو رفتی من و طفلان اسیر شمر و سنان
طناب گردنمان هم عجیب محکم شد
هزار و نهصد و پنجاه زخم خوردی تو
که خاک بر سر من با سر دوعالم شد
#محمد_حبیب_زاده
✼═══┅🔶🍁🔶┅═══✼
#امام_صادق #مرثیه_امام_صادق
چقدر روضه تو روضه مادر دارد
آتش خانه تو خاطره از در دارد
مثل آنروز در خانه پر از هیزم شد
ناله اهل حرم بین هیاهو گم شد
تا که درسوخت عجب سوختن در دیدی
ناله ها را که شنیدی به خودت لرزیدی
سر بی عمامه پای برهنه محزون
میدویدی پی مرکب به چه حالی دلخون
پای پر آبله داری جگر سوخته ای
چشم امید دلت را بخدا دوخته ای
نیمه شب در بر منصور عرق میریزی
در بر آئینه ای کور عرق میریزی
نامسلمان به دلش کینه حیدر را داشت
به علی تهمت زد حجب و حیا را بر داشت
نام زیبای علی آمد و چشمت تر شد
یادت آمد که چگونه گل او پر پرشد
مادرت خورد زمین و کمرش درد گرفت
آخرش حق علی را او ز نامرد گرفت
منزلت چشم به راهند شما دیر نکنی
همسرت پیر شده بیشترش پیر نکنی
🔸شاعر:
#محمد_حبیب_زاده
.
#عبدالله_بن_الحسن_علیه_السلام
#شب_پنجم_محرم
تمام عالم و آدم فدای عبدالله
جنون نهاده سرش زیر پای عبدالله
کسی که دیده رخش یاد مجتبی کرده
حیای چشم پدر شد حیای عبدالله
به محض دیدن عشقش میان نامردان
شنیده شد همه جا نعره های عبدالله
شبیه شیر جمل حیدرانه میتازید
انا بن حیدر کرار نای عبدالله
چه عاشقانه خودش را به پای شاه انداخت
هوای عشق و جنون شد هوای عبدالله
چقدر بوسه به دست و رخ عمو میزد
گرفته طعم عسل بوسه های عبدالله
که ابن ملجم دیگر ز پشت سر آمد
که ضربه ای بزند شد عزای عبدالله
رساند دست خودش بر سر عمو جانش
که ضربه خورد روی دست و پای عبدالله
به روی دست عموجان چه دست و پا میزد
بریده بند دلش را صدای عبدالله
به روی پای تو جان دادن از خدایش بود
گرفته بوی اجابت دعای عبدالله
#محمد_حبیب_زاده ✍
#حضرت_عبدالله
#شب_پنجم محرم
.______________
#شب_دهم_محرم_الحرام
#امام_حسین_علیه_السلام
#روضه
دیدم سرتو روی نیزه ها بود
تن تو زیر دست و پا بود
روی لبت جای عصا بود
رفتی گرفته دورمو اراذل
همسفرم با شمر قاتل
سخته مثل زهر هلاهل
کمتر گردنتو بکش رو خاکا
استخونات شکسته باپا
بارون خون میباره زهرا
مردم دمی که دشمنت کمین کرد
تیر سه شعبه تو جبین زد
پشتتو بی هوا زمین زد
ای کاش میشد ببینی روبه روتو
ازم نگیری گفتگو تو
من ببوسم زیر گلوتو
#محمد_حبیب_زاده
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
.
#روز_عاشورا
#شهادت_امام_حسین_ع
ذکر مصیبت #روز_دهم_محرم از زبان حضرت زینب سلام الله علیها (تا تو رفتی ز حرم خواهرت افتاد زمین)
تا تو رفتی ز حرم خواهرت افتاد زمین
عرش حق خم شد و در محضرت افتاد زمین
ساقی ات خواست که آبی برساند به حرم
شد خجل از تو و اندر برت افتاد زمین
خم شده قامت لیلا چو در آن مهلکه دید
ارباً اربا بدن اکبرت افتاد زمین
تا که بردی پسِ خیمه گل نشگفته خود
شد دل آشفته رباب، همسرت افتاد زمین
ذوالجناح یکه چو برگشت به سمت حرمین
دل پریشان و غمین دخترت افتاد زمین
پیش چشمت چو هوا تیره شد و ظلمانی
از بلندای فرَس پیکرت افتاد زمین
تا که خنجر بزدی بوسه بر آن حنجر تو
پیش چشمان ترت مادرت افتاد زمین
از غمت شدجگر (لاله) همی خون ارباب
زیر بار محنت، شاعرت افتاد زمین
شاعر: #عادل_لاله_چینی
.
.
#گودال #قتلگاه
#شهادت_امام_حسین_ع
شعر روضه امام حسین علیه السلام -(افتاده بودی در ته گودال ای وای)
#امام_حسین_علیه_السلام
#قتلگاه
افتاده بودی در ته گودال ای وای
گودال شد از غربتت بد حال ای وای
لب تشنه بودی از تنت سر می بریدند
ای وای ازین اقبال بد اقبال ای وای
با نعل تازه زیر و رو شد پیکر تو
چندین دفعه شد پیکرت پامال ای وای
پیراهنت را تنت غارت نمودند
گشته سر انگشترت جنجال ای وای
مثل گلی پرپر به زیر دست و پایی
ای داد ازین غربت ازین غم از جدایی...
شاعر: #محمد_حبیب_زاده
.