زمان:
حجم:
166.5K
.
#مباهله
#دوبیتی_پیوسته
#استاد_مجید_طاهری 🎤
چارده نور؛ همچنان دریاست
چارده نور؛ محورش زهراست
وَ بِکُم یُمسِکُ السَّما یعنی:
آسمان روی شانهی آنهاست
مثلِ خورشید تابناک شدند
دینِ اسلام را ملاک شدند
آمده: اِنَّما یُریدُ الله
از پلیدی و رجس پاک شدند
وصلِ آنها وصالِ پیغمبر
رسمِ آنها مثالِ پیغمبر
نیست اجرِ رسالت طه
جز محبت به آلِ پیغمبر
به کناری گذار فاصله را
پاره کن برگههای باطله را
دل به دریای اهلِ بیت بزن
گوش کن آیهی مباهله را
عصمتِ محض؛ از بدی دورند
خارج از درک؛ رازِ مستورند
منکرانِ حقیقتِ آنها
وسطِ روز منکر نورند
راهِ اصلاح را نمیدانیم
رستن از چاه را نمیدانیم
بیتوسل به اهلِ بیتِ رسول
راه و بیراه را نمیدانیم
✍عادل حسین قربان
زمان:
حجم:
88.7K
.
#دوبیتی
#روز_مباهله
روز مباهلهست همه هلهله کنیم
باآل مصطفی و علی زمزمه کنیم
تبریک و تهنیت همگی رو به آسمان
تقدیم محضر پسر فاطمه کنیم
✍مرتضی محمودپور
#استاد_مجید_طاهری 🎤
#مباهله
.
#مباهله
#مثنوی
ناگهان صومعه لرزید از آن دقّ الباب
اهل آبادی تثلیث پریدند از خواب
رجز مأذنهها لرزه به ناقوس انداخت
راهبان را همه در ورطۀ کابوس انداخت
قصۀ فتنه و نیرنگ و دغل پیوستهست
نان یک عده به گمراهی مردم بستهست
ننوشتند که باران نمی از این دریاست
یکی از خیل مریدان محمد، عیسی است
لاجرم چارهای انگار به جز جنگ نماند
قل تعالَوا... به رخ هیچ کسی رنگ نماند
به رجز نیست در این عرصه یقین شمشیر است
بر حذر باش که زنّار، گریبان گیر است
کارزارش تهی از نیزه و تیر و سپر است
بهراسید که این معرکه خونریزتر است
بانگ طوفانیِ القارعه طوفان آورد
آنچه در چنتۀ خود داشت به میدان آورد
با خود آورد به هنگامه عزیزانش را
بر سر دست گرفتهست نبی جانش را
عرش تا عرش ملائک همه زنجیره شدند
به صف آرایی آن چند نفر خیره شدند
پنج تن، پنج تن از نور خدا آکنده
آفتابان ازل تا به ابد تابنده
دفترم غرق نفسهای مسیحایی شد
گوش کن، گوش کن این قصه تماشایی شد
با طمانیۀ خود راه میآمد آرام
دست در دست یدالله میآمد آرام
دست در دست یدالله چه در سر دارد
حرفی انگار از این جنگ فراتر دارد
ایها الناس من از پارۀ تن میگویم
دارم از خویشتن خویش سخن میگویم
آنکه هر دم نفسم با نفسش مأنوس است
آنکه با ذات خدا «عزّوجل» ممسوس است
من علی هستم و احمد من و او خویشتنیم
او علی هست و محمد من و او خویشتنیم
نه فقط جسم علی روح محمد باشد
یک تنه لشکر انبوهِ محمد باشد
دیگر اصلا چه نیازیست به طوفان، به عذاب
زهرۀ معرکه را اخم علی میکند آب
الغرض مهر رسولانۀ او طوفان کرد
راهبان را به سر سفرۀ خود مهمان کرد
مست از رایحۀ زلف رهایش گشتند
بادها گوش به فرمان عبایش گشتند
میرود قصۀ ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق میخورد آرام آرام
✍سیدحمیدرضابرقعی
#استاد_مجید_طاهری
#مباهله
.
#شور_امام_حسین
⚫️شورعمومی
آرزوم اینه که واسه نوکری/مورد ِ نظر فاطمه باشم
یک شبی تا سحر یاد ِ شهدا/مُحرم ِ حرم ِ علقمه باشم
اون حرمی، که خیلی خوب و با صفاس/صاحب ِ اون ، ساقی دشت کربلاس2
ایشالا با یا حسین و یا ابالفضل بشیم خدایی
برا حفظ دین و قرآن زندگیمون بشه فدایی
برا اسلام کار کنیم با همت و عزم کربلایی
ابوفاضل یا ابالفضل ای علمدار لشگر حق...3
جون ما فدای ماه ِ عَلَوی/صاحب علم و پرچم حسین
دلبری که دار بر روی لبش/مرثیه ی غم و ماتم حسین
مکتب او،مدرسه ی عشق و وفاس/ذکر لبهاش حسین غریب کربلاس
دو دست او شد جدا در راه ِ یاری آل طاها
تنش غرقه خاک و خون شد،محشری شد میون صحرا
برای او نوحه خونده مُضطر و قد خمیده زهرا
ابوفاضل یا ابالفضل ای علمدار لشگر حق...3
هر چی که بگم از غصه ها کمه/گریه برای تو کار حرمه
ای پسر علی پاشو و ببین/پشت داداشت از داغ تو خمه
زهرا میگه فدای اون خون چشاش/به اشک من دارن میخندن ای داداش
سر و کارم بین گودال با سر ِ نیزه ها و تیره
ببین قلب غصه دارم بر غم ِ بی کسی اسیره
پاشو عباس که علّی اصغر من داره می میره
ابوفاضل یا ابالفضل ای علمدار لشگر حق...3
#استاد_مجید_طاهری🎤
👇