زمان:
حجم:
166.5K
.
#مباهله
#دوبیتی_پیوسته
#استاد_مجید_طاهری 🎤
چارده نور؛ همچنان دریاست
چارده نور؛ محورش زهراست
وَ بِکُم یُمسِکُ السَّما یعنی:
آسمان روی شانهی آنهاست
مثلِ خورشید تابناک شدند
دینِ اسلام را ملاک شدند
آمده: اِنَّما یُریدُ الله
از پلیدی و رجس پاک شدند
وصلِ آنها وصالِ پیغمبر
رسمِ آنها مثالِ پیغمبر
نیست اجرِ رسالت طه
جز محبت به آلِ پیغمبر
به کناری گذار فاصله را
پاره کن برگههای باطله را
دل به دریای اهلِ بیت بزن
گوش کن آیهی مباهله را
عصمتِ محض؛ از بدی دورند
خارج از درک؛ رازِ مستورند
منکرانِ حقیقتِ آنها
وسطِ روز منکر نورند
راهِ اصلاح را نمیدانیم
رستن از چاه را نمیدانیم
بیتوسل به اهلِ بیتِ رسول
راه و بیراه را نمیدانیم
✍عادل حسین قربان
#شعر_آئینی
#دوبیتی_پیوسته
#حضرت_امام_سجاد_ع
اهل دل را خبر کنید امشب
تا کمی بی قرار گریه کنم
زیر چتر حضور بنشینم
مثل ابر بهار گریه کنم
( گریه آبی بر آتش غم هاست
گریه بر درد و داغ تسکین است )
حضرت صبر هم گریسته است
سیره ی چشم عاشقان این است
دل سجاده ها شکست امشب
در هجوم غم و پریشانی
شب داغ امام سجاد است
آه ای دل مگر نمی دانی
از مدینه به گوش عالم جان
بانگ امن یجیب می آید
بر لبش ذکر یا حسین حسین
ناله ی یک غریب می آید
رو به قبله کشیده پایش را
بسته آن خسته چشم هایش را
لحظه ی احتضار می خواند
روضه ی داغ کربلایش را
او چهل سال زندگی کرده
با غم و غصه های عاشورا
بی بهانه گریسته هر روز
در مرور عزای عاشورا
مگر از یاد و خاطرش می رفت
اربا اربا علی اکبر ، آه
سال ها لحظه لحظه با او بود
خنده های علی اصغر ، آه
نذر کردند روز عاشورا
پدرش را به قتل صبر زدند
پیش چشم رباب ، حرمله ها
دست بر کار نبش قبر زدند
قصه ی خیمه های سوزان دید
سیلی و صورت یتیمان دید
کوچه و ازدحام نامحرم
سر بابا و سنگ باران دید
#کمیل_کاشانی
@navaye_asheghaan
#شعر_آئینی
#دوبیتی_پیوسته
#حضرت_امام_سجاد_ع
اهل دل را خبر کنید امشب
تا کمی بی قرار گریه کنم
زیر چتر حضور بنشینم
مثل ابر بهار گریه کنم
( گریه آبی بر آتش غم هاست
گریه بر درد و داغ تسکین است )
حضرت صبر هم گریسته است
سیره ی چشم عاشقان این است
دل سجاده ها شکست امشب
در هجوم غم و پریشانی
شب داغ امام سجاد است
آه ای دل مگر نمی دانی
از مدینه به گوش عالم جان
بانگ امن یجیب می آید
بر لبش ذکر یا حسین حسین
ناله ی یک غریب می آید
رو به قبله کشیده پایش را
بسته آن خسته چشم هایش را
لحظه ی احتضار می خواند
روضه ی داغ کربلایش را
او چهل سال زندگی کرده
با غم و غصه های عاشورا
بی بهانه گریسته هر روز
در مرور عزای عاشورا
مگر از یاد و خاطرش می رفت
اربا اربا علی اکبر ، آه
سال ها لحظه لحظه با او بود
خنده های علی اصغر ، آه
نذر کردند روز عاشورا
پدرش را به قتل صبر زدند
پیش چشم رباب ، حرمله ها
دست بر کار نبش قبر زدند
قصه ی خیمه های سوزان دید
سیلی و صورت یتیمان دید
کوچه و ازدحام نامحرم
سر بابا و سنگ باران دید
#کمیل_کاشانی
@navaye_asheghaan