eitaa logo
ذاکرین آل الله
360 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
1.9هزار ویدیو
442 فایل
( متن اشعار؛سبکها وفایلهای صوتی ایام ولادت و شهادت ائمه اطهار(ع) ومناسبتها ی ملی و مذهبی التماس دعا حاج غلامرضا سالار 09351601259 . شماره جهت ارتباط با مدیر کانال...
مشاهده در ایتا
دانلود
تقدیم به شهدای سینه‌ها با سوختن، ارزنده‌تر خواهند شد شمع‌ها در عمق شب، تابنده‌تر خواهند شد امتیاز ماست‌‌ مُردن! می‌کُشند و غافل‌اند دم به دم با مرگِ ما، بازنده‌تر خواهند شد سنگ اگر هم‌صحبت آیینه‌های ما شود ما زبان‌هامان از این بُرّنده‌تر خواهند شد چون جواب صخره تکراری‌‌است، پرسش‌های موج، بعد از این، از صخره‌ها کوبنده‌تر خواهند شد چشم‌هایی که پیِ میراث ما افتاده‌اند منتظر باشند، در آینده، تر خواهند شد! اهل دنیا را خیال مرگ حتی می‌کُشد عاشقان با مرگ اما زنده‌تر خواهند شد ای شهادت! دست خونین بر سر و رومان بکش! تحفه‌ها، تزیین شده، زیبنده‌تر خواهند شد رزق اگر باشد شهادت، شام با تهران یکی‌‌است بی‌تفاوت‌ها فقط شرمنده‌تر خواهند شد! ✍
سلام ای ماه پنهان از نظرها سلام ای با خبر از بی خبرها سلام ای قبله‌ی چشم انتظاران قرار خاطر ما بی قراران سلام ای غائب حاضرتر از ما بفرما امر کن جانا، سر از ما کجا آید کسی انسان‌تر از تو کجا دریاتر و باران‌تر از تو تویی خورشید و ما محتاج نوریم تو نزدیکی به ما، ما از تو دوریم دلی داریم سرشار از ولایت دلی داریم مشتاق سراپا شوق و پا تا سر حضوریم یکایک در بزنگاه ظهوریم اگر در سینه‌ی خود آه داریم غمی از داغ نصرالله داریم غمی از جنس داغ حاج قاسم که ما را سمت لبنان کرده عازم یکایک نعره‌ی آتشفشانیم به فکر انتقام کودکانیم فغان از ناله‌ی هر روز غم لبنان، غم جانسوز غزه اگر هر صبح‌ و‌ شب الغوث خواندیم مقاوم مثل سرو و کوه ماندیم دعا کن مرد میدان تو باشیم دعا کن از شهیدان تو باشیم همه سربازهایت رو سفیدند شهیدند و شهیدند و شهیدند صدای غربتت در چاه پیچید صدای أین نصرالله پیچید صدای آیه‌ی قرآن می‌آید صدا از جانب لبنان می‌آید در آتش سوخت باغ تین و زیتون چه خون‌هایی چکید از تیغ صهیون غربت امروز دنیاست فلسطین آتش جانسوز دنیاست چه فرقی می‌کند در این قضیّه اگر سنوار باشد یا هنیّه شهیدی بین خون غلطید اما شهید دیگری برخاست از جا شهادت هرچه اینجا حجله آراست پس از اکبر، علی اصغر به پا خاست سراپا اهل سوز و اهل دردیم کمک کن تا از این ره بر نگردیم در این غم خسته اما سرفرازیم بفرما خیبری دیگر بسازیم بفرما یاعلی بر لب بیاییم برای کشتن مرحب بیاییم بفرما تا به پا داریم زین پس نماز جمعه در بیت المقدس به زودی در صفوف سخت و محکم نماز نصر می‌خوانیم با هم یهود آورد اگر سنگرشکن را ببیند قدرت خیبرشکن را به جوش آمد اگر خون در رگ ما نمی‌ماند اثر از خاک حیفا ندوزد چشم بر ایران، تلاویو که یکسر می‌شود ویران تلاویو اگر ایران سرود فتح خوانَد از اسرائیل اثر دیگر نمانَد پشیزی نیست پیش قدرت ما بمیرد در خودش از هیبت ما چه باک از شب که ما مصباح داریم برای فتح، ما فتاح داریم جهان لبریز از ایمان شیعه است کلید نصر در دستان شیعه است نگاه ما به سمت آفتاب است جهان آماده‌ی یک انقلاب است خوشا در جبهه عاشق بودن ما خوشا در وعده صادق بودن ما خوشا بت‌های صهیون را شکستن خوشا در مسجد الاقصی نشستن خوشا همراه نصرالله رفتن خوشا با حاج قاسم راه رفتن یمن با پرچم سرخ شهیدان به پا خیزد، از این سو نیز ایران خوشا وقتی که می‌آیی تو از راه به سوی کعبه خواهی رفت ناگاه ز بدر و خیبر و خندق بخوانی خودت تفسیر جاءالحق بخوانی ✍ تقدیم به فرماندهان شهید💔 سینه‌ها با سوختن، ارزنده‌تر خواهند شد شمع‌ها در عمق شب، تابنده‌تر خواهند شد امتیاز ماست‌‌ مُردن! می‌کُشند و غافل‌اند دم به دم با مرگِ ما، بازنده‌تر خواهند شد سنگ اگر هم‌صحبت آیینه‌های ما شود ما زبان‌هامان از این بُرّنده‌تر خواهند شد چون جواب صخره تکراری‌‌ست، پرسش‌های موج، بعد از این، از صخره‌ها کوبنده‌تر خواهند شد چشم‌هایی که پیِ میراث ما افتاده‌اند منتظر باشند، در آینده، تر خواهند شد! اهل دنیا را خیال مرگ حتی می‌کُشد عاشقان با مرگ اما زنده‌تر خواهند شد ای شهادت! دست خونین بر سر و رومان بکش! تحفه‌ها، تزیین شده، زیبنده‌تر خواهند شد رزق اگر باشد شهادت، شام با تهران یکی‌‌ست بی‌تفاوت‌ها فقط شرمنده‌تر خواهند شد! ✍
تیغ برّانیم، بسم الله الرحمن الرحیم مرد میدانیم، بسم الله الرحمن الرحیم خاک پای حیدریم و پادشاه عالمیم چون سلیمانیم، بسم الله الرحمن الرحیم تو بگو اهل کجایی ای یهود بی‌وطن ما از ایرانیم، بسم الله الرحمن الرحیم صاحبی داریم که گرم است پشت ما به او از خراسانیم، بسم الله الرحمن الرحیم در ازای دست، دست و در ازای چشم، چشم حکم قرآنیم، بسم الله الرحمن الرحیم خاطرات خوبی از طوفان نداری گرچه تو اصل طوفانیم‌، بسم الله الرحمن الرحیم دردی و بر دامن نوع بشر افتاده‌ای بر تو درمانیم، بسم الله الرحمن الرحیم ما زمین را شست و شو خواهیم داد از چرک تو مثل بارانیم، بسم الله الرحمن الرحیم توی تورات آمده آنِ ز هم پاشیدنت ما همان آنیم، بسم الله الرحمن الرحیم 🔸شاعر: ==
ما منتظر حمله‌ی این طایفه بودیم حالا همگی قاتل اولاد یهودیم نه در پی جنگیم، نه دنبال ستیزیم اما به روی خصم علی، خنجر تیزیم آن مردم ساکت وسط جنگ بدانند "در کرب‌وبلا بی طرفان بی شرفانند" خورده گره با نام علی زندگی ما با آل یهود است پدر کشتگی ما رستم که بگیرد نفس از دیو قشنگ است شب روز شدن‌های تلاویو قشنگ است خوش خط بنویسید به تاریخ مکرر که باز علی می‌کَنَد از جا در خیبر حیف است به حیفا نخورد موشک فتاح با رمز غدیری علیاً ولیُ الله آن معبد خاخام که در اورشلیم است دلتنگ اذان با نفس حاج سلیم است اولاد حسینیم لثارات دم ماست جمهوری اسلامی ایران حرم ماست دل در دل ما نیست ولی می‌رسد از راه در قدس بگوییم علیاً ولی الله 🔸شاعر: ==
خشمیم که در چله‌ی هر تیر و کمانیم چشمیم که آن سوی افق را نگرانیم آهیم که برخاسته‌ایم از دل مظلوم ماهیم، که در هر شب تاریک، نشانیم دریا، نسب ماست! بگویید به مرداب او مرده و ما تا ابدالدهر روانیم! ما وعده‌ی حقّیم، نخواهید نجنگیم! ما راهی قدسیم، نخواهید بمانیم! خواندیم شبی حَیِّ عَلیٰ خیر العمل را ما مأذنه در مأذنه تفسیر اذانیم هم تیزی شمشیر، هم آرامش تدبیر پیریم و صبوریم، جسوریم و جوانیم آنها همگی تازه رسیدند به دوران! ماییم که هم‌قدمت تاریخ جهانیم! دل‌نازکی غنچه و سرسختی صخره ما جمع تضادیم، هم اینیم و هم آنیم آری! دل ما پر شده از صبر مذاب است ما کوه دماوندِ به فکر فورانیم! بغضیم و گره خورده به حلقوم حقیقت فریاد برون آمده از حلق زمانیم ما را که ضمیری‌‌ست پر از شوق شهادت تهدید کن آری! که سراپا هیجانیم "و الصبحِ إذا أسفرَ" این رمز قیام است وقتش شده شب را سر جایش بنشانیم 🔸شاعر: ========================
این وعدهٔ عدل است، ظلم آوار خواهد شد باطل رَوَد از بین و حق اظهار خواهد شد هر بار دشمن آمد اینجا، شد ذلیل و خوار این بار هم دشمن ذلیل و خوار خواهد شد هر جا که پای استقامت در میان باشد دشمن به عجز و ذلّتش وادار خواهد شد آن خانهٔ سست و بنای عنکبوتی‌اش با خیبر و سجّیل، تار و مار خواهد شد بیچاره شد هر کس که قصد حمله بر ما داشت این تجربه این بار هم تکرار خواهد شد 🔸شاعر: ==
عاقبت با هیبت سجیل‌ها سر می‌رسیم آسمانت را قرُق کرده، مکرر می‌رسیم با غدیری که به خون آغشته بیعت می‌کنیم در میان معرکه با فتح خیبر می‌رسیم می‌رسد بر گوش دنیا غرش فریادمان حنجرِ سرخیم و با الله اکبر می‌رسیم گستراندی فتنهٔ شب را در این دنیا ولی وعده‌های صادقیم، از صبح محشر می‌رسیم ای تبر! نسل مقاوم را نترسان هیچ‌گاه در شجاعت ما به آن سرو تناور می‌رسیم مثل سرلشکر سلامی، مثل حاجی‌زاده‌ها محضرِ ارباب خود یک روز بی‌سر می‌رسیم 🔸شاعر: =
گرد و خاکی کردی و بنشین که طوفان را ‏ببینی وقت آن شد قدرت خون شهیدان را ببینی می‌رود تابوت روی دست مردم، چشم وا ‏کن تا که با چشم خودت فرش سلیمان را ‏ببینی پاشو از پای قمارت! روی دور باخت هستی پاشو! باید آخرین اخبار تهران را ببینی گوش کن! این بار حرف از مرگ شیطان ‏بزرگ است رو به خود آیینه‌ای بگذار شیطان را ببینی خواب را دیگر حرام خود کن از امشب که ‏باید باز هم کابوس موشک‌های ایران را ببینی رازها در ذکر بسم الله الرحمن الرحیم است وعده‌ها داده خدا، باید که قرآن را ببینی قول دادیم انتقامی سخت می‌گیریم، ‏بنشین تا که فرق قول کافر با مسلمان را ببینی 🔸شاعر: ========================
چه در هنگامه‌ی جنگ و چه وقت صلح تحمیلی به موقع ملت ما می‌زند بر دشمنان سیلی رژیمی که حماقت کرد و شد سرشاخ با ایران نصیبش می‌شود قطعاً خسارت‌های بی جبران غلط‌های زیادی کرده از ناپاکیِ ذاتش بإذن الله باید کرد با قدرت مجازاتش رژیم نحس کودک‌کش، یقین بیچاره خواهد شد به حول و قوه‌ی حق، در زمین آواره خواهد شد دگر موشی نخواهد دید هرگز رویی از خورشید که جای موش در زیرِ زمین باشد بلاتردید خیابان‌های حیفا می‌شود چون وادی ارواح همین که می‌رسد بر گوش، نام موشک فتاح دوباره درب خیبر کنده با اعجاز حیدر شد طنین ملت ما یکصدا «الله اکبر» شد اگر فتحی نمایان شد، به لطف رحمت زهراست اگر نصری به دست آمد، دعای حضرت زهراست بخوانش بی شرف هر آن که زین پس حرف سازش زد ندارد ذره‌ای غیرت هر آن کس حرف سازش زد به لطف حضرت حجت، لوای رهبرم بالاست شکستِ آن سگ زرد از صدای زوزه‌اش پیداست خدا را شکر با سیدعلی اوضاع، مطلوب است به یُمن دیدنِ لبخند رهبر، حالمان خوب است 🔸شاعر: ========================
ای نذر تو این جان و تن ما، وطن ما ای پرچم پاکت کفن ما، وطن ما چون سرو سرافرازی و چون کوه مقاوم ای سرخ و سفید چمن ما، وطن ما ای در تن تو روح خدا جاری و ساری پیغامبر بت شکن ما، وطن ما گل کرده ز دامان تو صد میثم و سلمان ای سرو رشید و کهن ما، وطن ما ای مهد غزل‌خوانی فردوسی‌ و حافظ ای بلبل شیرین سخن ما، وطن ما در هر وجب از خاک تو صد لاله نهان است ای باغ پر از یاسمن ما، وطن ما یک عمر به پای غم و شادی تو ماندیم ای دلخوشی مرد و زن ما، وطن ما در راه تو تقدیم کنم جان و تن خویش ارزنده‌تر از خویشتن ما، وطن ما جز کوی تو سر بر در جایی نگذاریم ای خاک درت پیرهن ما، وطن ما دیدیم که بی مرزترین عشق جهانی ای آینه‌ی ما و منِ ما، وطن ما قربان تو جمهوری اسلامی ایران جان‌ها به فدایت وطن ما، وطن ما 🔸شاعر: ========================
خداوندا خداوندا پر از داغم، پر از خشمم به انگشت اشارت مانده است این روزها چشمم ز دست ما در این مدت، چه جان‌های نفیسی رفت همین دیروز بود آری، خبر آمد رئیسی رفت اگرچه رهروان رفتند، اما راه می‌ماند قسم بر وعدۀ قرآن که نصرالله می‌ماند شعاری نیست این شعر ای برادر، بارها دیدیم شکوفایی خون را در پس آوارها دیدیم مگر آن دشت‌های غرق لاله یادمان رفته؟! مگر ایام جنگ هشت ساله یادمان رفته؟! اگرچه خون به دل داریم، اگر چه چشم‌ها خیس است بدان که ناامیدی، آخرین نیرنگ ابلیس است دل خود را قوی دارید و همراه ولی باشید خود سیدحسن گفته‌ست با سیدعلی باشید خدایا از سر اخلاص می‌گویم، تویی شاهد بنفسی انت یابن فاطمه، یا سیدالقائد هراسی نیست از دشمن، ز های و هوی و طغیانش اگر او می‌کند آغاز، دست ماست پایانش که ما ایمان خود را از الفبای شرف داریم شب حمله ز سوی وحی، امر لا تَخَف داریم.. ته این ماجرا پایان رزم رستم و دیو است از این پس یک هدف داریم و آن قلب تل‌آویو است کجایید آی بزدل‌ها! دلیر معرکه ماییم که ما مثل شما مخفی نمی‌گردیم، اینجاییم.. اگر دنیا هم آید پشتتان، ما پنج تن داریم شما سنگرشکن دارید، ما خیبرشکن داریم اگر موسی بیاندازد عصای معجزاتش را به یک لحظه ببلعد اژدهای سرخ آتش را بگو فرعون را، نعشش به روی نیل می‌ماند نه حق نابود خواهد شد، نه اسرائیل می‌ماند فلاخن دست داوود و هلاکت سهم جالوت است شما یک سرزمین دارید ای صهیون که تابوت است برای ما همیشه نصرت حق در دل صبر است شما یک سرزمین دارید در دنیا و آن قبر است بخوان تاریخ را تا بنگری پیروز خیبر کیست برو صهیون بپرس از قبر اجدادت که حیدر کیست خدایا جان ما را هم فدای حق کنی ای کاش به دریای شهیدانت مرا ملحق کنی ای کاش که در آغاز و در انجام چون سیدحسن باشیم نه فکر سر، نه فکر تن، نه در فکر کفن باشیم :: دوباره در دلم دارم هوای دیدن او را نمی‌دانم چگونه یافتند آخر تن او را ولی از ماجرای پیکر جدش خبر دارم چگونه از غم پیراهن او دست بردارم چگونه بوسه زد زینب به قربانگاه زخمش را بمیرم من هزار و نهصد و پنجاه زخمش را سه روز افتاده بود آن تن، به صحرایی که می‌دانی سر او را بریدند از همان‌ جایی که می‌دانی 🔸شاعر: ========================
با هم سپر آن همه غم گردیدیم کوهیم که تکیه‌گاه هم گردیدیم جمهوری اسلامی ایران حرم است صد شکر مدافع حرم گردیدیم 🔸شاعر: ========================