🕋بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ🕋
#شب_سوم_محرم
بخش اول مناجات
پرکن دوباره کیل مرا ایها العزیز
دست منو نگاه شما ایها العزیز
رو از من شکسته مگردان که سالهاست
رو کردهام به سمت شما ایها العزیز
من گدای دیروز و امروزی نیستم
"وَ سَكَنْتُ إِلَى قَدِيمِ ذِكْرِكَ لِي"
سال ها قبل از ولادتم ،
مادر پدرم،منو به تو سپرده بودن ....*
آقا ....
وادی به وادی آمدهام از درت مران
وا کن دری به سوی گدا ایها العزیز
چیزی که از بزرگی تو کم نمیشود 2
این کاسه را ... فاوف لنا... ایها العزیز
خالیتر از دودست من این چشم خالی است
محتاج یک نگاه شما ایها العزیز ...
*هرکی محتاج نگاهشه بگه :
#یاصاحب_الزمان ....
#یاصاحب_الزمان ....
السلام علی ساکن کربلا ....
السَّلامُ عَلَىَ يَعْسُوبَ الدِّينِ
السَّلامُ عَلَىَ حجت رب العالمین
السَّلامُ عَلَى الشِّفاهِ الذّابِلاتِ
سلام بر اون لبهای تشنه
أَلسَّلامُ عَلَى الْجُیُوبِ الْمُضَرَّجاتِ
أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْشاملاتِ
"اما اونی که از همه بیشتر دل امام زمان رو خون کرده اینه "
أَلسَّلامُ عَلَى النِّسْوَةِ الْبارِزاتِ .....
#حسین .....
بابی المستضعف الغریب
یا عزیز الزهرا
یا اباعبدالله......
ا
🕋بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ🕋
#شب_پنجم_محرم
بخش اول مناجات
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن،
صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ ،
فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ ،
وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً ،
حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"
(درد بسیار و به دنبال دواییم هنوز)
چشم بر دست طبیبی به نواییم هنوز
آبرو دار بود هر که شود سايل یار
خوب یا بد همه از لطف، گداییم هنوز
بارها توبه شکستیم به مافرصت داد
پر خطاییم و به دنبال عطاییم هنوز
تا کنون گر به غم یار ارادت مندیم
همه مدیون امام و شهداییم هنوز
عمر رفت و، دل ما زائر شش گوشه نشد
به خدا در هوس کرب و بلاییم هنوز
نديدنش یه درده اما دیدنش هزار درده شب جمعه است شب زیارتی مخصوصه ارباب
هرکی میخواد با امام زمانش کربلا باشه آقاش امشب با مادرش فاطمه میاد کربلا آقا و مولاتو صدا بزن
#یابن_الحسن .....
#یابن_الحسن ....
ادب اقتضا میکنه امشب که مادرش فاطمه مهمان حرم حسين،
روضه رو از زبان این مادر بخوانیم «حبیبی و قرة عینی و ثمرة فؤادی» #حسین ......
"أبكي على رأسك المقطوع،أم على بدنك المطروح
"پسرم بر کدوم مصیبتت گریه کنم ؟!!
آیا بر سر بریده ی بالا نیزه ات گریه کنم؟
یا بر اون بدن زخمی و عریانت گریه کنم؟
أم على نسائک الأُساری ...
#حسین.....
بُنیّ قَتَلوکَ وَ مِنَ الماء مَنَعوک ....
بی سبب نیست شب جمعه شب رحمت شد
مادری گفت حسین جان همه را بخشید
#حسین_جان ......
.
🕋بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ🕋
بخش اول مناجات
#شب_چهارم_محرم
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن ،
صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ ،فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ،وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً،حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"
دلم از انتظار آب مکن
با فراغت مرا عذاب مکن
گر جوابم نمیدهی دیگر
از در خانه ات جواب مکن ....
گرچه لایق نیَم تو ای مولا
جز غلامت مرا حساب مکن
گرچه من خود حجاب وصل توام
تو دگر چهره در حجاب مکن
گنه بی حساب آوردم
تو کرامت کن و حساب مکن .....
#یابن_الحسن .....
#یابن_الحسن ......
أَلسَّلامُ عَلى حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ،
أَلسَّلامُ عَلى خامِسِ أَصْحابِ الْکِسْآءِ
أَلسَّلامُ عَلى ساکِنِ کَرْبَلآءَ
أَلسَّلامُ عَلَى الاَعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ.
السَّلامُ عَلى الدِّمَاءِ السَّائِلاتِ
أَلسَّلامُ عَلَى الْجُیُوبِ الْمُضَرَّجاتِ
أَلسَّلامُ عَلَى النِّسْوَةِ الْبارِزاتِ
#حسین .....
#حسین .......
#حسین ............
#ارباب_خوب_من ....
از نوکر بد هم که بپرسی گوید
ارباب به خوبی تو پیدا نشود ....
.
🕋بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ🕋
#شب_پنجم_محرم
بخش دوم روضه
"السَّلامُ عَلَيْكُمْ یا أَئِمَّةَ البَقیع"
اول بریم مدینه،بلدی مادرش فاطمه رو از مدینه تا کربلا همراهی کنی،
این مادر تو سن جوانی ام نمیتونست راه بره"
اگه گریه کن حسین و حسنی زهرا رو یاری کن،
امشب کربلا خیلی کار داره فاطمه"
دلم ميخواد یه شب مدینه باشم
زائر اون شکسته سینه باشم
دلم ميخواد پشت بقیع بشينم
قبر غریب مادر و ببینم
دلم ميخواد تو کوچه ها بمیرم
انتقام مادرمو بگیرم ...
تو اون کوچه که فاطمه زمین خورد
همونجا که یاس مدینه پژمرد
میگن تو کوچه چادُرَش خاکی شد
رو صورتش یه لاله حکاکی شد
میگن تو کوچه مجتبی باهاش بود
از اون خونه تا به کوچه عصاش بود
خیلی سفارش این عبدلله بن حسن
و ابی عبدالله به خواهر کرد،
خواهرخیلی مراقب یتیم برادرم باش،
هرجا زینب میرفت این بچه یتیم و با خودش میبرد ،از صبح که خطبه خوند دل تو دل یتیم امام حسن نبود،
مگه من چيم کمتر از بچههای عمه جانمه،
مگه من از بچههای مسلم چيم کمه،
عمو به همه ی اونا اجازه داد،
چرا به من اجازه نمیده جونمو قربونش کنم،
این شهید،
شهید گودال حسين،
از اینجا عُلقه ابی عبدالله به این نازدانه معلوم ميشه،
تو همه ی این رفت و آمد های بنی هاشم و اصحاب عقیله بنی هاشم مواظب یتیم امام حسنه،
اما امان از ساعتی که نوبت خود حسین شد،
روضه این آقازاده گره خورده به روضه خود حسین،
یعنی امروز یه چشمت باید بره تو گودال برای نیمی از مصائب عاشوراش الان باید گریه کنی،
خسته شد ارباب ما،
بعضی ها مثل مرحوم شیخ جعفر نوشتن،
زخم هاش که به هفتاد و دو تا که رسید از نفس افتاد
"فَوَقَفَ یَسْتَرِیحُ سَاعَةً"
یه لحظه خواست استراحت کنه
یه ظالمی چنان با سنگ به پیشانی آقا زد،
مرحوم شیخ مفید مینویسد با تیر زدند به پیشونیش
،این دست و آورد خون پیشانی رو بند بیاره نتونست بند کنه
این لباس عربی رو بالا زد ...
#يا_الله:
تاسفیدی صدرالحسین نمایان شد،
يه وقت دیدن حرمله زانو زد،
آخ چنان با تیر سه شعبه ...
#حسین ....
روضه رو از همین جا مسیرشو عوض کنم،
بزار امروز همه برای یتیم امام حسن گریه کنند،
مدینه که نتونستند براي امام حسن گریه کنند،
جلوی چشم ابی عبدالله و قمر بنی هاشم بدن امام حسن و تیر بارون کردند،
چقدر سخت گذشت فقط حسین میدونه و خدای حسین،
دیگه نتونست طاقت بیاره،
افتاد رو زمین،
همه محاصره اش کردند
دیگه نگم چطوری میزدنش،
فقط همین قدر بگم از زیر اون تیغ و تیر و نیزه
دید عمو داره فریاد میزنه
هَلْ مِنْ مُغِيثٍ...
"باریک الله"
تا زینب زینب صدای استغاثه ی برادرو شنید بند دلش پاره شد
اومد بالای بلندی همون جایی که کربلا میری بهش ميگن تل زينبيه"
دید آنچه را که نباید ببینه،
دست یتیم امام حسن و گرفته
یه لحظه دید همه داداش و محاصره کردن
يه لحظه از این آقازاده غافل شد
دو دستش و گذاشت رو سرش،
هی میگفت «یا غِیاثَ المُستَغیثینِ»
تا دست عبدالله از عمه جدا شد پا برهنه دوید سمت گودال،
یه وقت شنید حسین میگه خواهرم نزار بیاد...
اما اومد ...."
وقتی رسید دید شمشيرزن ها عمو رو میخوان با شمشیر بزنند
دستشو جلو آورد یازهرا...
این نوه ی تو خانم یاد اون روزیکه
چهل نفر امامتو میبردن"
دست یداللهی تو جلو آوردی آخ دیگه نگم چی شد"
وَکانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ ...
#یا_زهرا .....
@babolharam_netShab05Moharram1402[03].mp3
زمان:
حجم:
16.14M
|⇦•دست من مثل دست عمو.. .....
#سینه_زنی و توسل به ابن الکریم حضرت عبدالله ابن حسن علیه السلام اجرا شده #شبِ_پنجم_محرم۱۴۰۲ به نفسِ حاج میثم مطیعی•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
بردن نام #حسین اذن خدا میطلبد
نظر مرحمت #فاطمه را ميطلبد
بردن نام حسین ديده ی تر می خواهد
سينه ای سوخته از سوز جگر می خواهد
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله💔
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
🆔 @babolharam_net
🖥 www.babolharam.net
🕋بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ🕋
#شب_پنجم_محرم
بخش اول مناجات
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن،
صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ ،
فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ ،
وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً ،
حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"
(درد بسیار و به دنبال دواییم هنوز)
چشم بر دست طبیبی به نواییم هنوز
آبرو دار بود هر که شود سايل یار
خوب یا بد همه از لطف، گداییم هنوز
بارها توبه شکستیم به مافرصت داد
پر خطاییم و به دنبال عطاییم هنوز
تا کنون گر به غم یار ارادت مندیم
همه مدیون امام و شهداییم هنوز
عمر رفت و، دل ما زائر شش گوشه نشد
به خدا در هوس کرب و بلاییم هنوز
نديدنش یه درده اما دیدنش هزار درده شب جمعه است شب زیارتی مخصوصه ارباب
هرکی میخواد با امام زمانش کربلا باشه آقاش امشب با مادرش فاطمه میاد کربلا آقا و مولاتو صدا بزن
#یابن_الحسن .....
#یابن_الحسن ....
ادب اقتضا میکنه امشب که مادرش فاطمه مهمان حرم حسين،
روضه رو از زبان این مادر بخوانیم «حبیبی و قرة عینی و ثمرة فؤادی» #حسین ......
"أبكي على رأسك المقطوع،أم على بدنك المطروح
"پسرم بر کدوم مصیبتت گریه کنم ؟!!
آیا بر سر بریده ی بالا نیزه ات گریه کنم؟
یا بر اون بدن زخمی و عریانت گریه کنم؟
أم على نسائک الأُساری ...
#حسین.....
بُنیّ قَتَلوکَ وَ مِنَ الماء مَنَعوک ....
بی سبب نیست شب جمعه شب رحمت شد
مادری گفت حسین جان همه را بخشید
#حسین_جان ......
.
🕋بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ🕋
بخش اول مناجات
#شب_چهارم_محرم
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن ،
صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ ،فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ،وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً،حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"
دلم از انتظار آب مکن
با فراغت مرا عذاب مکن
گر جوابم نمیدهی دیگر
از در خانه ات جواب مکن ....
گرچه لایق نیَم تو ای مولا
جز غلامت مرا حساب مکن
گرچه من خود حجاب وصل توام
تو دگر چهره در حجاب مکن
گنه بی حساب آوردم
تو کرامت کن و حساب مکن .....
#یابن_الحسن .....
#یابن_الحسن ......
أَلسَّلامُ عَلى حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ،
أَلسَّلامُ عَلى خامِسِ أَصْحابِ الْکِسْآءِ
أَلسَّلامُ عَلى ساکِنِ کَرْبَلآءَ
أَلسَّلامُ عَلَى الاَعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ.
السَّلامُ عَلى الدِّمَاءِ السَّائِلاتِ
أَلسَّلامُ عَلَى الْجُیُوبِ الْمُضَرَّجاتِ
أَلسَّلامُ عَلَى النِّسْوَةِ الْبارِزاتِ
#حسین .....
#حسین .......
#حسین ............
#ارباب_خوب_من ....
از نوکر بد هم که بپرسی گوید
ارباب به خوبی تو پیدا نشود ....
.
🕋بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ🕋
#شب_پنجم_محرم
بخش دوم روضه
"السَّلامُ عَلَيْكُمْ یا أَئِمَّةَ البَقیع"
اول بریم مدینه،بلدی مادرش فاطمه رو از مدینه تا کربلا همراهی کنی،
این مادر تو سن جوانی ام نمیتونست راه بره"
اگه گریه کن حسین و حسنی زهرا رو یاری کن،
امشب کربلا خیلی کار داره فاطمه"
دلم ميخواد یه شب مدینه باشم
زائر اون شکسته سینه باشم
دلم ميخواد پشت بقیع بشينم
قبر غریب مادر و ببینم
دلم ميخواد تو کوچه ها بمیرم
انتقام مادرمو بگیرم ...
تو اون کوچه که فاطمه زمین خورد
همونجا که یاس مدینه پژمرد
میگن تو کوچه چادُرَش خاکی شد
رو صورتش یه لاله حکاکی شد
میگن تو کوچه مجتبی باهاش بود
از اون خونه تا به کوچه عصاش بود
خیلی سفارش این عبدلله بن حسن
و ابی عبدالله به خواهر کرد،
خواهرخیلی مراقب یتیم برادرم باش،
هرجا زینب میرفت این بچه یتیم و با خودش میبرد ،از صبح که خطبه خوند دل تو دل یتیم امام حسن نبود،
مگه من چيم کمتر از بچههای عمه جانمه،
مگه من از بچههای مسلم چيم کمه،
عمو به همه ی اونا اجازه داد،
چرا به من اجازه نمیده جونمو قربونش کنم،
این شهید،
شهید گودال حسين،
از اینجا عُلقه ابی عبدالله به این نازدانه معلوم ميشه،
تو همه ی این رفت و آمد های بنی هاشم و اصحاب عقیله بنی هاشم مواظب یتیم امام حسنه،
اما امان از ساعتی که نوبت خود حسین شد،
روضه این آقازاده گره خورده به روضه خود حسین،
یعنی امروز یه چشمت باید بره تو گودال برای نیمی از مصائب عاشوراش الان باید گریه کنی،
خسته شد ارباب ما،
بعضی ها مثل مرحوم شیخ جعفر نوشتن،
زخم هاش که به هفتاد و دو تا که رسید از نفس افتاد
"فَوَقَفَ یَسْتَرِیحُ سَاعَةً"
یه لحظه خواست استراحت کنه
یه ظالمی چنان با سنگ به پیشانی آقا زد،
مرحوم شیخ مفید مینویسد با تیر زدند به پیشونیش
،این دست و آورد خون پیشانی رو بند بیاره نتونست بند کنه
این لباس عربی رو بالا زد ...
#يا_الله:
تاسفیدی صدرالحسین نمایان شد،
يه وقت دیدن حرمله زانو زد،
آخ چنان با تیر سه شعبه ...
#حسین ....
روضه رو از همین جا مسیرشو عوض کنم،
بزار امروز همه برای یتیم امام حسن گریه کنند،
مدینه که نتونستند براي امام حسن گریه کنند،
جلوی چشم ابی عبدالله و قمر بنی هاشم بدن امام حسن و تیر بارون کردند،
چقدر سخت گذشت فقط حسین میدونه و خدای حسین،
دیگه نتونست طاقت بیاره،
افتاد رو زمین،
همه محاصره اش کردند
دیگه نگم چطوری میزدنش،
فقط همین قدر بگم از زیر اون تیغ و تیر و نیزه
دید عمو داره فریاد میزنه
هَلْ مِنْ مُغِيثٍ...
"باریک الله"
تا زینب زینب صدای استغاثه ی برادرو شنید بند دلش پاره شد
اومد بالای بلندی همون جایی که کربلا میری بهش ميگن تل زينبيه"
دید آنچه را که نباید ببینه،
دست یتیم امام حسن و گرفته
یه لحظه دید همه داداش و محاصره کردن
يه لحظه از این آقازاده غافل شد
دو دستش و گذاشت رو سرش،
هی میگفت «یا غِیاثَ المُستَغیثینِ»
تا دست عبدالله از عمه جدا شد پا برهنه دوید سمت گودال،
یه وقت شنید حسین میگه خواهرم نزار بیاد...
اما اومد ...."
وقتی رسید دید شمشيرزن ها عمو رو میخوان با شمشیر بزنند
دستشو جلو آورد یازهرا...
این نوه ی تو خانم یاد اون روزیکه
چهل نفر امامتو میبردن"
دست یداللهی تو جلو آوردی آخ دیگه نگم چی شد"
وَکانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ ...
#یا_زهرا .....
#امام_حسین #مناجات_امام_حسین
#شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب
بی وقفه بی مقدمه هیئت گرفتنی ست
هیئت گرفتنی ست سعادت گرفتنی ست
از موقع ورودیه تا آخر دعا
هر حاجتی در این دو سه ساعت گرفتنی ست
یک جای روضه رفته دلت که مسافری
حتی در این معادله قسمت گرفتنی ست
در گود چشم، اشک نشسته ست منتظر
ذکر حسین مرشد و رخصت گرفتنی ست
با اشک از دو چشم، چنین از ولیِ دم
در دادگاه روضه رضایت گرفتنی ست
گیرم شفا نبود تو از بس قیامتی
دامان تو به روز قیامت گرفتنی ست
زائر شدن به قسمت و دعوت همیشه نیست
ای بی خبر بکوش زیارت گرفتنی ست
امام #حسین علیه السلام
#هیئت
.
....
#مناجات_با_امام_حسین
مناجاتـباـامامـحسین
شبهای جمعه نیمه شبها تا سپیده
بر روی اسرارش خدا پرده کشیده
از راه میآید زنی قامت خمیده
لب میگذارد روی حلقوم بریده
فریادهای یا بنی پا بگیرد
حیدر بیاید بازوی زهرا بگیرد
روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد
قربان آن آقا که انگشتر ندارد
یک تکهای سالم همه پیکر ندارد
جایی برای بوسۀ مادر ندارد
گیسوی خود را ریخته روی گلویش
مادر بود اینگونه شکل گفتگویش
گوید بنی، یا بنی، یا بنی
برخیز آمد مادرت زهرا، بنی
دیدم خودم در عصر عاشورا، بنی
افتاده بودی زیر دست و پا، بنی
من بی وضو موی تو را شانه نکردم
حالا به دنبال سرت باید بگردم
#امام_حسین علیه السلام
#شب_جمعه
#بنیَّ #بنی
.....
#امام_حسین #مناجات_امام_حسین
تا می نشینم زیر پرچم کنجِ هیات
در سینه ام داغ تو میگیرد حرارت
شکر خدا هستم غلام خانه زادت
از کودکی در روضه ها دارم اقامت
از تو، به من خیرِ فراوانی رسیده
از من به تو تنها فقط عرض ارادت
در حیرتم از لطف و از آقایی تو
از بخشش دستان تو وقت شهادت
پیراهن و انگشترت را دادی آقا
حاجاتِ قلب دشمنت هم شد اجابت
بر پیکرت یک جای بوسیدن نمیدید
سرنیزه ها انداخت زینب را به زحمت
دیدم برای کشتنت ای عشقِ مظلوم
شمشیرها کردند با نیزه رقابت
در قتلگاهِ تو «بُنیّ» گفت مادر
من را به هم میریزد عمری این عبارت!
#مرضیه_عاطفی
#هیئت
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
💔#حضرت_سید_الشهدا
🏴#روضه
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
همیشه بوسه نشان خوشیست،ایندفعه
از اتفاق بدی میدهد خبر،بوسه
از اتفاق بدی مثل ظهر،در گودال
از اتفاق بدی مثل تیغ،سر، بوسه
از اتفاق بد خیزران، لب و دندان
که داده اند بین تشت زهر، بوسه
ببین که سنگ،بسوی تو میزنند
نبی گرفته است مگر ز پیشانیت،بوسه??
به کربلاست که رویانده از لب شمشیر
به شانه های ابالفضل، بال و پر ، بوسه
به کربلاست که حتی در اوج جنگ و گریز
گرفته است پدر، از لب پدر، بوسه
♥️#ولدی_علی…
به کربلاست که تیر سه شعبه ثابت کرد
همیشه فاجعه ای هست،پشت هر بوسه
♥#حسیـــــــــــن
به کربلاست که تیر سه شعبه ثابت کرد
همیشه فاجعه ای هست،پشت هر بوسه
به کربلاست که تیغِ وضو گرفته به خون
تمام جسم تورا غرق کرد در بوسه
✔️روایت میگه 1950 زخم،خورده بود حضرت سیدالشهدا توو روز عاشورا
☑️اما شیخ جعفر شوشتری میگه به تعداد آیه های قرآن ، بدن امام حسین زخم داشت
خودت تجسم کن…
🔸کربلا، به هرکسی که به این خاک پا گذاشته است
🔸میاورد به تبرک، از این سفر… بوسه
🔘روضه بخونم دیگه... ها؟!
بزا برم به بالای تل خاک غم
دوباره ای برادر،برات بگیرم دم
☑️رفتی تو گودال،همه حرفایی که زد از گودال بود
از غمی که دیدم،پیکرم چقد شد خم...چچ
مگه یادم میره،اون لحظه ی عجیب مقتل
مگه یادم میرم دیدم شدی،غریب مقتل
مگه یادم میره خوردی زمین،تو شیب مقتل
مگه یادم میره شَرّی که شمر،اینجا بپا کرد
مگه یادم میره باچکمه هاش، رو سینه جا کرد
مگه یادم میره چند ضربه زد،سرُ جدا کرد
💔#حسین
💔#حسین
مگه یادم میره مُردم سَرِ کوچه و بازار
مگه یادم میره نامحرما میدادن آزار
مگه یادم میره خون بود جلو چِشِ علمدار
مگه یادم میره روی سرش،جای کبودی
مگه یادم میره سنگش زد اون،زن یهودی
مگه یادم میره بزم شراب، خودت که بودی
💔#حسین
💔#حسین
.
#یا_کریم
شعر در وصف شما گرچه رفیع است ولی
به کرمخانه ی بی مثل و رقیبت نرسد
عهده دار کَرم آل پیمبر (ص) حسن (ع) است
کیست آنکس که به او فیض و نصیبت نرسد؟
ورقی خورد اگر صفحه ی تقدیر شما
کاش دفترچه ی عمرت به مصیبت نرسد
شد اگر صفحه ی تاریخ، غم دفترتان
صفحه ی رفتن و اوصاف غریبت نرسد
ای جگر سوخته خون جگرت در طشت است
کاش #زینب (س) گهر صبر و شکیبت نرسد
از شما هرکه از این خانه رود گفت #حسین (ع)
جان ندادی تو #حسن (ع) ، تا که حبیبت نرسد
گرچه هستی تو امامش ندهی جان هرگز
او طبیب است نرو گر که طبیبت نرسد
چشم بگشودی و بر چشم پر اشکش گفتی:
گریه کم کن که مُصابم به مصیبت نرسد
چهره ام سبز شد از زهر هلاهل اما
رنگ این چهره که بر خدّ تریبت نرسد
لب من گرچه ز خون دل من خونین است
باز بر داغ تو و شیب خضیبت نرسد
گرچه دنیا دل من را به خدا آتش زد
غصه ی من به فراز و به نشیبت نرسد
آتش افتاد اگر بر دل من دردی نیست
آتش ای کاش به اطفال نجیبت نرسد
کاش ای گل نشوی بر کف گودال، گلاب
کاش پرپر نشوی، نکهت سیبت نرسد
شیشه ی عطر پر از رایحه ی سیب، حسین!
کاش سنگی به سرِ چشمْ فریبت نرسد
کاش قرآنِ سرت بر سر نی ها نرود
خبر از نغمه ی قرآن عجیبت نرسد
#جواد_محمودآبادی ✍
1404/05/31
#بیست_و_هشتم_صفر
#شهادت #سیدالمرسلین، حضرت #رسول_الله (ص)، و #سید_النجباء، آقا #امام_حسن #مجتبی (ع) تسلیت
.
.
#یا_کریم
شعر در وصف شما گرچه رفیع است ولی
به کرمخانه ی بی مثل و رقیبت نرسد
عهده دار کَرم آل پیمبر (ص) حسن (ع) است
کیست آنکس که به او فیض و نصیبت نرسد؟
ورقی خورد اگر صفحه ی تقدیر شما
کاش دفترچه ی عمرت به مصیبت نرسد
شد اگر صفحه ی تاریخ، غم دفترتان
صفحه ی رفتن و اوصاف غریبت نرسد
ای جگر سوخته خون جگرت در طشت است
کاش #زینب (س) گهر صبر و شکیبت نرسد
از شما هرکه از این خانه رود گفت #حسین (ع)
جان ندادی تو #حسن (ع) ، تا که حبیبت نرسد
گرچه هستی تو امامش ندهی جان هرگز
او طبیب است نرو گر که طبیبت نرسد
چشم بگشودی و بر چشم پر اشکش گفتی:
گریه کم کن که مُصابم به مصیبت نرسد
چهره ام سبز شد از زهر هلاهل اما
رنگ این چهره که بر خدّ تریبت نرسد
لب من گرچه ز خون دل من خونین است
باز بر داغ تو و شیب خضیبت نرسد
گرچه دنیا دل من را به خدا آتش زد
غصه ی من به فراز و به نشیبت نرسد
آتش افتاد اگر بر دل من دردی نیست
آتش ای کاش به اطفال نجیبت نرسد
کاش ای گل نشوی بر کف گودال، گلاب
کاش پرپر نشوی، نکهت سیبت نرسد
شیشه ی عطر پر از رایحه ی سیب، حسین!
کاش سنگی به سرِ چشمْ فریبت نرسد
کاش قرآنِ سرت بر سر نی ها نرود
خبر از نغمه ی قرآن عجیبت نرسد
#جواد_محمودآبادی ✍
1404/05/31
#بیست_و_هشتم_صفر
#شهادت #سیدالمرسلین، حضرت #رسول_الله (ص)، و #سید_النجباء، آقا #امام_حسن #مجتبی (ع) تسلیت
.