eitaa logo
ذاکرین آل الله
360 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
1.9هزار ویدیو
442 فایل
( متن اشعار؛سبکها وفایلهای صوتی ایام ولادت و شهادت ائمه اطهار(ع) ومناسبتها ی ملی و مذهبی التماس دعا حاج غلامرضا سالار 09351601259 . شماره جهت ارتباط با مدیر کانال...
مشاهده در ایتا
دانلود
اقرار کن بلندی این اقتدار را این انقلاب مستمر ریشه دار را باید به تنگ چشمی دشمن نشانه رفت فرّ و شکوه این همه نقش و نگار را مرگا به ما اگر که به ضحاک وا نهیم این سرزمین رستم و اسفندیار را بهمن اگر چه سرد ؛ ولی نیمه های آن حس می کنم طراوت فصل بهار را روزی که چشم ظلمت شب روشنا گرفت روزی که داد خاتمه شب های تار را در موجی از کدورت و در اوجی از غبار دیدند آن زلالیِ آیینه وار را هرسال یاد و خاطره ات زنده می شود قلبی تپنده تر شده ای روزگار را شاعر:
. يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَك مدینه بود و ستم بود و ظلم و آزارش مدینه بود و غم و غصه های بسیارش مدینه بود و بلا بود و درد بود و عزا مدینه بود و سکوت و غروب غمبارش مدینه بود و پر از تیرگی کُفر و نفاق و غربتی که شده هر دلی گرفتارش مدینه بود ولی از تمام مردم آن کسی نکرد مراعات حال بیمارش مدینه بود و چهل تن هجوم آوردند به یک‌ نفر که نشد هیچکس طرفدارش مدینه بود و در خانه ای پر از هیزم دری‌ که سرخ شد از هرم شعله مسمارش نمیشود به زبان هم بیاورم؛ چه کنم؟ مصیبتی که خدا هم شده عزادارش دم غروب -در آن کوچه- آه از سیلی که آب شد دل سنگی سخت دیوارش میان کوچه چگونه؟چه شد؟ نمیگویم تو خود حدیث مفصل بخوان ز آثارش ✍ .
در رفعت آسمان سهیم است علی عرشی‌ست که در زمین مقیم است علی با آن‌همه شوکتش شگفتا که چنین هم‌بازی کودك یتیم است علی هم معنی رحمان و رحیم است علی هم مالک آن یوم عظیم است علی فرمود نبی راه علی راه خداست یعنی که صراط مستقیم است علی در معرکه هیبتِ علی غوغا بود از میمنه تا میسره او پیدا بود از شیوه‌ی جنگاوری‌اش هیچ نپرس یک عمر دهان ذوالفقارش وا بود دل لحظه به لحظه بارها گفت علی آرام شدم دوباره تا گفت علی در کنج حرم خدا خدا می‌گفتم دیدم به خدا خود خدا گفت علی دیدار علی‌ست بهترین تقدیرم با آرزوی جمال او می‌میرم هرگاه بخواهم به علی فکر کنم پا می‌شوم و زود وضو می‌گیرم مردی که تمام دین و ایمان بوده ماهیّت آیه‌های قرآن بوده مظلومیتش را بنگر بعد از او گفتند مگر علی مسلمان بوده ؟ ✍
ولادت حضرت اباعبدالله الحسین بی دلم بی بهانه می خوانم غزلی عامیانه می خوانم آن قدر از خودم رها شده ام از خودم یک ترانه می خوانم شب شعری چنین ندیده کسی تا سحر عاشقانه می خوانم ماهی حوض خانه ات هستم پای تو بی کرانه می خوانم نفسم در هوای تو جاریست جان تو هر کجا نمی خوانم خواندنم پای تو فقط زیباست خواندنم با تو خط به خط زیباست با دم تو کسی که دمپر شد با دم تو مسیح پرور شد کوچه پس کوچه‌ی بهشت خدا با گل خنده ات معطر شد فطرس از برکت قدومت بود صاحب بال و پر نه شهپر شد از همان ابتدای آمدنت کشتی عشق تو شناور شد شدی از هر نظر رسول خدا شیره‌ی جانت از پیمبر شد معنی فجر و انّما هستی خامس آل مصطفی هستی ای قبولی طاعت همگان مهر پیوسته -لطف بی پایان رحمت واسعه؛ فضیلت جود ای سراج المنیر؛ کهف امان آیه‌ی عصمت و صحیفه‌ی نور ای جهاد و عقیده و ایمان آمدی و زمین شد آرزوی آسمان؛ روز سوم شعبان مینویسم حسین جانم حسین می‌نشیند کنار نامت “جان” بأبی انت سیدالشهدا روزی‌ام کن دوباره کرببلا (سروده قدیمی با کمی تطور )
. به چشم روشنی شام تار منتظرم به صبح - آن قسم آشکار- منتظرم بیا که عید بیاید به خانه‌ی دل ما حضور سبز تو را ای بهار منتظرم اگرچه دیر شده با گذشت اینهمه سال به حکم مطلق پروردگار منتظرم تورا نخواستم آنگونه‌ای که باید خواست شبیه مردم اهل شعار منتظرم زمانه می‌گذرد نا امید ؛ اما من به رغم خستگی روزگار - منتظرم هنوز آمدنت آرزوی عقربه هاست به دیرپایی این انتظار منتظرم تو را ندارم و از هرکسی ندار ترم کجاست آن کرم بی‌شمار ؟ منتظرم میان روضه هوای مدینه پیچیده به خاک چادر آن بی مزار منتظرم
شکسته باد دهانی که از تو دم نزند بریده باد زبانی که حرف غم نزند شب زیارتی‌ات زار می‌شود حالم اگر دوباره هوای تو بر سرم نزند کسی که نذر تورا با خلوص هم بزند بساط زندگی‌اش را غمی به هم نزند تمام حاجتم این بود در شب احیاء خدا بدون تو سال مرا رقم نزند عجیب نیست اگر مرده جان تازه گرفت بیار قلب کسی را که در حرم نزند قرار ماست پیاده نجف به کرببلا اگر که وعده‌ی ما را اجل بهم نزند ✍️
مرثیه‌ی امام مجتبی حسن سلام الله علیه بزم حسن حال و هوایش فرق دارد از ابتدا تا انتهایش فرق دارد اینجا همه‌کاره کریم اهل بیت است آقا نگاهش بر گدایش فرق دارد با دست خالی بر نمیگردی از این در بیت الکرم جود و سخایش فرق دارد چشمی که گریان عزای مجتبی شد بر او خدا لطف و عطایش فرق دارد گریه نکرده مزد کارت را گرفتی گریه کنی که ماجرایش فرق دارد آقا خودش فرموده از کوچه بخوانید اصلاً گریز روضه هایش فرق دارد دارد صدای سیلی از کوچه می‌آید این مجلس روضه عزایش فرق دارد ✍️
ابرهای همیشه گریانم میچکد قطره قطره بر جانم چقدر هول کرده ام امشب چقدر مضطر و پریشانم شاید امشب شب جدایی نیست من چه میگویم و چه می‌دانم؟ باد تندی وزید و فهمیدم در مسیر خطیر طوفانم می رود از زمین سوی بالا آن که کرده مرا مسلمانم دستم از دامنش اگر کوتاست ولی از قاریان قرآنم من به درکش نمیرسم هرگز ولی از نوکران سلمانم ای رسول خدا، امین خدا رحمت الله مسلمین خدا شب رحمت شب پیمبر ماست شب باران دیده ی تر ماست گر مدینه نرفته ایم امشب همه تقصیر بال ما پر ماست جای او خالی است در اینجا یاد او پر میان باور ماست بانی روضه ی عزای نبی دخترش فاطمه‌است- مادر ماست میرود سوی حق به سوی اله السلام علی رسول الله سینه ات مثل وادی سیناست دل پر مهر تو چنان دریاست سرگذشت تو جاودانه ترین خاطرات تو اصل مطلب ماست قلمم کند میرود از چیست؟ آخر جمله‌های این انشاست؟ باغبان تمام اهل ُ البیت بعد تو فصل خشکی گلهاست اولین کس که می شود ملحق به حضور تو – دخترت زهراست بعد تو جانشین تو حیدر می‌نشیند به خانه و تنهاست چشم تو خوب شد نمی بیند خانه‌ی دختری تو غوغاست وای از آن لحظه ای که فاطمه‌ات پشت در روی خاک بین عباست کن نگاهی سه نور عینت را حسن و زینب و حسینت را
مرثیه‌ی امام مجتبی حسن سلام الله علیه بزم حسن حال و هوایش فرق دارد از ابتدا تا انتهایش فرق دارد اینجا همه‌کاره کریم اهل بیت است آقا نگاهش بر گدایش فرق دارد با دست خالی بر نمیگردی از این در بیت الکرم جود و سخایش فرق دارد چشمی که گریان عزای مجتبی شد بر او خدا لطف و عطایش فرق دارد گریه نکرده مزد کارت را گرفتی گریه کنی که ماجرایش فرق دارد آقا خودش فرموده از کوچه بخوانید اصلاً گریز روضه هایش فرق دارد دارد صدای سیلی از کوچه می‌آید این مجلس روضه عزایش فرق دارد ✍️