eitaa logo
ذاکرین آل الله
296 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
1.5هزار ویدیو
322 فایل
( متن اشعار؛سبکها وفایلهای صوتی ایام ولادت و شهادت ائمه اطهار(ع) ومناسبتها ی ملی و مذهبی التماس دعا حاج غلامرضا سالار 09351601259 . شماره جهت ارتباط با مدیر کانال...
مشاهده در ایتا
دانلود
اون دری که خدا برات باز میکنه بنده‌ی خدا، نمی تونه ببنده ... با خدا دادگان ستیزه مجوی که خدا داده را خدا داده! کاش بفهمیم...
از صفای ضریح دم نزنید حرفی از بیرق و علم نزنید گریه‌های بلند ممنوع است روضه که هیچ سینه هم نزنید کربلا رفته‌ها کنار بقیع حرفی از صحن و از حرم نزنید زائری خسته ام نگهبانان… …به خدا زود می‌روم نزنید زائری داد زد که نا مردان تازیانه به مادرم نزنید غربت ما بدون خاتمه است مادر ما همیشه فاطمه است کاش در‌های صحن وا بشود شوق در سینه‌ها به پا بشود کاش با دست حضرت مهدی این حرم نیز با صفا بشود کاش با نغمه حسین حسین این حرم مثل کربلا بشود در کنار مزار ام بنین طرحی ازعلقمه بنا بشود پس بسازیم پنجره فولاد هر قدر عقده هست وا بشود چارتا گنبد طلایی رنگ چارتا مشهد الرضا بشود این بقیعی که این چنین خاکی است رشک پروانه‌های افلاکی است در هوایش ستاره می‌سوزد سینه با هر نظاره می‌سوزد هشت شوال آسمان لرزید دید صحن و مناره می‌سوزد بارگاه بقیع ویران شد دل بی راه و چاره می‌سوزد این حرم مثل چادر زهراست که در اینجا دوباره می‌سوزد این حرم مثل خیمه‌ی زینب که در اوج شراره می‌سوزد سال‌ها بعد قدری آن سو‌تر چند قرآن پاره می‌سوزد 🔸شاعر: ___________________
در ابتدای شب بی سر و صدای بقیع چه خلوتی ست نظر کن به جای جای بقیع و آیه آیه ی غربت به دست جبرائیل به خاک میرسد از عرش در حرای بقیع نه بارگاه و نه حتی حیاط دلبازی که هر سرش بشود مروه و صفای بقیع نه زائری که مفاتیح دست او باشد نه السلام علیکی پس از دعای بقیع نه خادمی که پرش را به زائران بکشد نه یک بلال که گوید اذان برای بقیع نه یک ضریح برای کریم آل عبا که صد دخیل ببندد به آن گدای بقیع کبوتری که نشسته به یاد یک چادر به روی خاک به جای مناره های بقیع ولی همیشه همینطور هم نخواهد ماند -قسم به صاحب این خاک - ماجرای بقیع و بعد از آن چقدر این حرم تماشاییست چه گنبدی بشود گنبد طلای بقیع چه نام خوب و برازنده ای عجب جایی کنار چار حرم؛ میهمان سرای بقیع بقیع و سوریه فرقی نمی کند، شیعه فدای خاک دمشق است و جان فدای بقیع 🔸شاعر: ___________________
خاكي كه چون عرش خدا شأنش رفیع است بي بقعه درگاهي ست كه نامش بقــیع است اينجا قيامت را به خلوت مي توان ديد زيرا كه پنهان در دلش چندين شـفیع است از عرض حاجت بي نيــازي زائر اينجا چونكه مَـزورَت* هم عَليم و هم سَميع است با چار امامي كه کریم بن الكريــمند حتّيٰ کرم در این حرم عبد مُطیع است مهمان همیشه کاسه اش سرشار فیض است آنجا که صاحب خانه را طبعي مَنیع است همسايه ي مكّه ست وقتي كه مدينه پس هرکه پابوسش می آید مُستطیع است زائر ! نمي فهــمي زيارت كرده يا نه ! آنقدْر كه سِــير زمان اينجا سَـريع است آيــنده اش را كه تصــوّر مي كنم باز در ذهنم از اين صحن تصويري بَديع است بعد از ظهورِ حضرت مَـعشوق ، بي شك اينجا تمام فصلهايش چون رَبيــع است با خاك يكسان كرده هركس اين حرم را روز قيام منتـقم ، وضعش فَجــیع است اين خاكها شد زير و رو،مرثيه خوان گفت: امشب گُريزم ، روضه ي طفل رَضيع است 🔸شاعر: ___________________
بشکند دستی که ویران کرده است این جفا در حقِ قرآن کرده است بشکند دستی که با تخریبِ تو قلبِ عالم را پریشان کرده است داغِ سوزانت جهان را نوحه گر آسمان را مرثیه خوان کرده است ای دریغ از سایه و سنگِ مزار شمع را پیوسته گریان کرده است!
سلام ای بهشتی که بی بارگاهی پُر از سوزِ اشک و پُر از بغضِ آهی اگر بی فروغی وَ یا بی پناهی ولی روشنی تو به نورِ الهی به برهانِ باقر به سیمای صادق تو عرفانِ محضی به قرآنِ ناطق غبارت به دردِ دلِ ما دوا است که ویرانیِ تو گلستانِ ما است نگاهت شبیهِ خودِ کربلا است تجلّیِ تو تا به عرشِ خدا است تو زیبا شَوی با گلِ یاسِ زهرا(س) به حقِ دو دستانِ عباسِ زهرا(س) ببین کرده امشب دلِ من هوایت تصور کنم باغِ صحن و سرایت شوَم زائرِ تربتِ با صفایت غریبانه چون شمع گریَم برایت به حقِ حسن کو بوَد جانِ سجاد شود روزی صحنِ تو آزاد و آباد تو تفسیرِ عشقی به رنگِ حقایق ضریح و شبستانِ تو قلبِ عاشق شکوهِ تو لبخندِ هر صبحِ صادق پُر از عطرِ یاسی و باغِ شقایق تو زیبایی ات کمتر از کربلا نیست اگر چه به رویم درِ روضه وا نیست! 🔸شاعر: ____________________
گرد و غبار غم زده خیمه به سینه ام من زائر قبور خراب مدینه ام آنجا که گریه ها همه خاموش و بی صداست هرکس بمیرد از غم آن سرزمین رواست آنجا که بغض سینه گلو گیر می شود حتی جوان ز غربت آن پیر می شود خاکش همیشه سرخ و هوایش غباری است از گریه های فاطمه آیینه کاری است اهل مدینه باب عداوت گشوده اند بر اهل بیت ظلم فراوان نموده اند هرکس دم از علی زده تخریب می شود صدیقۀ مطهره تکذیب می شود دنبال بی کس اند که تنها ترش کنند صیاد بلبل اند که خونین پرش کنند ازنسل هیزمند و به آتش علاقه مند تفریحشان تمسخر هر نالۀ بلند در خواب هم نشان حیا را ندیده اند نیروی خویش را به رخ زن کشیده اند بغض علی زبانه کشد از وجودشان رنگ ریا گرفته همه تار و پودشان روزی که راه حضرت صدیقه بسته شد با ضربه ای حریم ولایت شکسته شد ظلمی اگر که هست از آن لحظه حاکی است تصویر چادریست که در کوچه خاکی است امواج یک صدا دلم آزار می دهد گویا صدای صورت و دیوار می دهد گویا به گوش می رسد از قصۀ فدک آوای نیمه جان و ضعیف «علی کمک» تصویر هر چه درد از آن صحنه شد بدیع یک گوشه ای ز غربت آن لحظه شد بقیع اوراق خاطرات غیورانه نیلی است هر چه که هست صحنۀ یک ضرب سیلی است بی درد مردمان زمان جان مرتضی ما را رها کنید بمیریم زین عزا روزی رسد ز سینه غم آزاد می کنیم همراه منتقم حرم آباد می کنیم گلدسته می زنیم چونان صحن کربلا گنبد بنا کنیم چونان مشهد الرضا ما داغ دار سیلی ناحق مادریم چشم انتظار منتقم آل حیدریم 🔸شاعر: ____________________
شُرطه ای داد زد و شاعرتان را کشتند پشت این پنجره ها زائرتان را کشتند ارث برد از پدر خاک، غم و درد و محن چه قدر خاک نشسته ست روی قبر حسن زیر این هرم عطش خیز، سراسر روضه ست سایه انداختن بال کبوتر روضه ست یادم افتاد از آن مرثیه ی عالم سوز بدن شاه رها شد وسط دشت، سه روز جگرم سوخت از این غربتِ بی پشت و پناه دفن شد شاه به دستان دهاتی ها، آه... گریه کردیم و در این حال نمردیم ببخش تازه شد داغ تو هرسال، نمردیم ببخش روضه خوان گفت که مرکب به تنت تاخته است ای تن پاک تو پامال...نمردیم ببخش روضه خوان گفت و شنیدیم و هنوز اینجاییم اگر از روضه ی گودال نمردیم ببخش دل ما سنگ خرابه ست، از آن هم بدتر پا به پای غم غسال نمردیم...ببخش سوم ماه محرم به تو قولی دادیم ما اگر هشتم شوال نمردیم ببخش 🔸شاعر: ____________________
حاج اسماعيل دولابی می‌گفت: خدا وقتی حاجت را به‌ تاخير مى‌اندازد، دارد چيز بهتر و بزرگ‌تری به تو می دهد. منتها تو حواست‌به خواسته‌ی خودت هست و آن را نمى بينى. دعا بكن ولى اگر اجابت نشد با خدا دعوا نكن، ميانه‌ات با او بهم نخورد چون تو جاهلی و او عالم و خبير( دانا ) وقتی به خدا بگوييد خدايا من غير از تو كسى را ندارم، خدا غيور است و خواسته ات را اجابت مى كند اگر می خواهيد دعايتان گيرا شود، دوستان و همسايگان و اهل مملكت را جلو بی اندازيد ، و اول براى آنها دعا كنيد ... .
پند و نصیحت دوستانه: همه ما روزهای بد داریم ، اما چیزی که درست هست اینه که: هیچ ابری اونقدر تیره نیست، که آفتاب نتونه از بین اون بتابه ... شب را بدون افسوس امروزِ رفته ، بدون آهِ گذشته تمام کن ، و به فردا فکر کن که روزِ دیگری است شبتون بخیر و خوشی ان شاءالله .
کوهی از ماتم نهفته پشتِ دیوارِ بقیع اشکها نَم نَم نهفته پشتِ دیوارِ بقیع التماسِ چشمِ ما را نرده هایش شاهدند غصه ی عالم نهفته پشتِ دیوارِ بقیع بارها از این دریچه تیغِ اعدا خورده ایم روضه ی مبهم نهفته پشتِ دیوارِ بقیع تارو پودِ قلبم اینجا پاره پاره می شود بس که بارِ غم نهفته پشتِ دیوارِ بقیع!