eitaa logo
تو یه‌روز‌ دیگه
254 دنبال‌کننده
311 عکس
40 ویدیو
2 فایل
میدان خیال" 📜پذیرای حرفاتونم . https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1gwvz43&btn=شنوام
مشاهده در ایتا
دانلود
بعضی آدم‌ها نمی‌روند؛ فقط آرام‌آرام از خاطره‌هایشان دست می‌کشند. یک روز می‌بینی دیگر هیچ انتظاری از دنیا ندارند، دیگر برای آمدن کسی ساعت را نگاه نمی‌کنند، دیگر از شنیدن اسم بعضی‌ها قلبشان تند نمی‌زند. انگار همه‌چیز همان‌جا، میان یک «کاش» قدیمی جا مانده است. آدم گاهی نه از رفتن خسته می‌شود، نه از ماندن؛ از امیدی خسته می‌شود که هر بار لباس تازه‌ای می‌پوشد و دوباره در می‌زند. و چه درد عجیبی‌ست وقتی می‌فهمی بعضی پنجره‌ها هیچ‌وقت قرار نبوده رو به روشنایی باز شوند؛ فقط آمده بودند تا یادت بدهند هر نوری، خورشید نیست. بعد از آن، آدم زندگی می‌کند؛ می‌خندد، چای می‌نوشد، کتاب می‌خواند و با همه عادی به نظر می‌رسد. اما جایی درونش، اتاق کوچکی هست که هنوز چراغش خاموش است و هیچ‌کس آدرسش را بلد نیست.
دوست دارم
همیشه همین بود. هر بار که چیزی در دلم جان می‌گرفت، تو آن را می‌بردی به عمیق‌ترین جای اقیانوس؛ همان‌جا که نور هم دیگر راهی ندارد. آن‌قدر غرقش می‌کردی که حتی خاطره‌اش هم روی آب برنمی‌گشت. بعد از تو یاد گرفتم هیچ خوشی‌ای را بلند نگویم، هیچ آرزویی را با صدای بلند زندگی نکنم. ترسیدم از اینکه دوباره دست‌هایت برسند و هرچه تازه در دلم نفس کشیده، زیر موج‌های سنگینت دفن شود. تو فقط لحظه‌ها را از من نگرفتی؛ کاری کردی به هر لبخندی شک کنم، به هر شروعی، به هر چیزی که می‌خواست در دلم زنده بماند. انگار سهم من از تو، همیشه سکوتِ بعد از غرق شدن بود.
همچو ابریستم سرگردان، بر فرازِ دشتِ خاموشِ خیال؛ نه بارانی برای باریدن، نه آغوشی برای ماندن. باد، نامم را از شاخه‌ای به شاخه‌ای سپرد، و من، تمامِ راه را به جست‌وجوی آسمانی رفتم که مرا به خانه برگرداند.
آسمون مال ما بود یادته؟
تو یه‌روز‌ دیگه
آسمون مال ما بود یادته؟
منکه دستاتو ول نمیکنم، تو باد و برف و بارون