تو یهروز دیگه
آسمون مال ما بود یادته؟
منکه دستاتو ول نمیکنم، تو باد و برف و بارون
تو یهروز دیگه
منکه دستاتو ول نمیکنم، تو باد و برف و بارون
حتی بهم بزنه صاعقه.
تو یهروز دیگه
من انتخاب کردم تقصیر من باشه.
من انتخاب کردم تقصیر من باشه.
نه چون واقعاً همهچی تقصیر من بود؛ فقط دیگه حوصلهی ثابت کردن خودمو نداشتم. بعضی آدما قبل از اینکه حرفت رو بشنون، تصمیمشونو گرفتن. منم ترجیح دادم سکوت کنم. اگه قراره یکی مقصر باشه، بذار اون آدم من باشم؛ شاید اینجوری همهچی زودتر تموم بشه.
از هیاهوی بسیار این روزگار، پناه میبرم
به خلوت خویش که آدمیان بی رحم و ترسناکند..'
شاملو-