eitaa logo
کانال ܫߊ‌ܢܚ݅ܧߊ‌ࡍ߭ ܥ݆ܣߊ‌ܝ‌ܥ‌‌ܘ ܩܫࡎࡐ‌ܩܢ ܫܠࡅ࡙ܣܩܢ ߊ‌ܠܢܚܠߊ‌ܩܢ
3.4هزار دنبال‌کننده
16.4هزار عکس
8.7هزار ویدیو
386 فایل
🌺براے بهره‌منـבے از پیامبر ص و سایر ائمه(علیهم السلام) نیز بایـב از واسطه‌ے ؋ـیض الهے بهره‌منـב گشت و از בریچه‌ے وجوב حجت زماט از انوار سایر معصومین(علیهم السلام) بهرـہ منـב شـב.تمام سعاבت و شقاوت انساט בرگرو معر؋ـت امام زماט عج اللـہ است‌ 🌼 @cyber_2017
مشاهده در ایتا
دانلود
🌾🌱🍁🌷🍃🥀🍂🕊 🌷🍁🌾 🥀🍂 🌱 🌴 ؛ سرزنش اهل بصره 🌟و من كلام له (علیه السلام) في ذم أهل البصرة بعد وقعة الجمل: كُنْتُمْ جُنْدَ الْمَرْأَةِ وَ أَتْبَاعَ الْبَهِيمَةِ، رَغَا فَأَجَبْتُمْ وَ عُقِرَ فَهَرَبْتُمْ. أَخْلَاقُكُمْ دِقَاقٌ وَ عَهْدُكُمْ شِقَاقٌ وَ دِينُكُمْ نِفَاقٌ وَ مَاؤُكُمْ زُعَاقٌ وَ الْمُقِيمُ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ مُرْتَهَنٌ بِذَنْبِهِ وَ الشَّاخِصُ عَنْكُمْ مُتَدَارَكٌ بِرَحْمَةٍ مِنْ رَبِّهِ. كَأَنِّي بِمَسْجِدِكُمْ كَجُؤْجُؤِ سَفِينَةٍ قَدْ بَعَثَ اللَّهُ عَلَيْهَا الْعَذَابَ مِنْ فَوْقِهَا وَ مِنْ تَحْتِهَا وَ غَرِقَ مَنْ فِي ضِمْنِهَا. وَ فِي رِوَايَةٍ وَ ايْمُ اللَّهِ لَتَغْرَقَنَّ بَلْدَتُكُمْ حَتَّى كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى مَسْجِدِهَا كَجُؤْجُؤِ سَفِينَةٍ أَوْ نَعَامَةٍ جَاثِمَةٍ. وَ فِي رِوَايَةٍ كَجُؤْجُؤِ طَيْرٍ فِي لُجَّةِ بَحْرٍ. وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: بِلَادُكُمْ أَنْتَنُ بِلَادِ اللَّهِ تُرْبَةً، أَقْرَبُهَا مِنَ الْمَاءِ وَ أَبْعَدُهَا مِنَ السَّمَاءِ وَ بِهَا تِسْعَةُ أَعْشَارِ الشَّرِّ، الْمُحْتَبَسُ فِيهَا بِذَنْبِهِ وَ الْخَارِجُ بِعَفْوِ اللَّهِ، كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى قَرْيَتِكُمْ هَذِهِ قَدْ طَبَّقَهَا الْمَاءُ حَتَّى مَا يُرَى مِنْهَا إِلَّا شُرَفُ الْمَسْجِدِ كَأَنَّهُ جُؤْجُؤُ طَيْرٍ فِي لُجَّةِ بَحْرٍ.✨ 📕ترجمه:(روز جمعه سال 36 هجرى پس از پايان جنگ در مسجد جامع شهر در نكوهش مردم بصره فرمود): عوامل سقوط جامعه (روانشناسى اجتماعى مردم بصره): 🔶شما سپاه يك زن،(1) و پيروان حيوان «شتر عايشه» بوديد، تا شتر صدا مى كرد مى جنگيديد، و تا دست و پاى آن قطع گرديد فرار كرديد.(2) اخلاق شما پست، و پيمان شما از هم گسسته، دين شما دو رويى، و آب آشاميدنى شما شور و ناگوار است. ⭕️كسى كه ميان شما زندگى كند به كيفر گناهش گرفتار مى شود، و آن كس كه از شما دورى گزيند مشمول آمرزش پروردگار مى گردد. گويا مسجد شما را مى بينم كه چون سينه كشتى غرق شده است، كه عذاب خدا از بالا و پايين او را احاطه مى كند، و سرنشينان آن، همه غرق مى شوند. 📌و در روايتى است: سوگند به خدا، سرزمين شما را آب غرق مى كند، گويا مسجد شما را مى نگرم كه چون سينه كشتى يا چونان شتر مرغى كه بر سينه خوابيده باشد بر روى آب مانده است.(3) 📎و در روايت ديگر: مانند سينه مرغ روى آب دريا. 🔖و در روايت ديگرى آمده: خاك شهر شما بد بوترين خاكهاست، از همه جا به آب نزديك تر(4) و از آسمان دورتر، و نه دهم شرّ و فساد در شهر شما نهفته است، كسى كه در شهر شما باشد گرفتار گناه، و آن كه بيرون رود در پناه عفو خداست. گويى شهر شما را مى نگرم كه غرق شده، و آب آن را فرا گرفته. چيزى از آن ديده نمى شود، مگر جاهاى بلند مسجد، مانند سينه مرغ بر روى امواج آب دريا. ______________________________ (1) چون عايشه بر شترى بنام عسكر سوار بود، آن جنگ را جنگ جمل (شتر) ناميدند. (2) جنگ جمل دو روز طول كشيد. «شرح ابن ابى الحديد ج 1 ص 262» (3) در تاريخ آمده است كه شهر بصره دو بار در آب غرق شد: يكى در زمان خلافت القادر باللّه خليفه عبّاسى و ديگرى زمان القائم بامر اللّه همانگونه كه امام خبر داد تنها قسمت بالاى مسجد جامع بصره چون سينه مرغى از روى آب پيدا بود. (4) اشاره به علم اكولوژى ‏ECOHOLOGY تأثير عوامل زيست محيطى در افكار و اخلاق انسان است كه عوامل جغرافيايى در مناطق گوناگون زمين أثرات متفاوتى در رفتار و افكار انسان‏ها دارد. .................... 🌼🍁🌺🍂🌸🍂 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ @Asheghan_Amiralmomenin ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🌴🌴🌴🌱🌱🌱🌳🌳🌳🎍🎍
🌾🌱🍁🌷🍃🥀🍂🕊 🌷🍁🌾 🥀🍂 🌱 🌴 ؛ سرزنش اهل بصره 📕پيام امام اميرالمؤمنين عليه السلام، ج 1، ص: 518-505 🔸و من كلام له عليه السّلام في ذمّ اهل البصرة بعد وقعة الجمل. 🔹سخنى از آن حضرت بعد از واقعه جمل در مذمّت اهل بصره. 📃خطبه در يك نگاه: ✅اين خطبه همانند بعضى از خطبه هاى قبل و بعد ناظر به داستان جنگ «جمل» است و اهل بصره را به خاطر آن كه چشم و گوش بسته، دنبال جاه طلبان سياسى همچون «طلحه» و «زبير» افتادند و نخستين شكاف را در صفوف مسلمين ايجاد كردند زير شديدترين ضربات سرزنشهاى خود قرار مى دهد، بعلاوه آنها را به عذاب الهى در آينده تهديد مى كند. باشد كه درس عبرتى براى آنان گردد و در آينده از تكرار اين گونه اعمال بپرهيزند. ❇️ويژگيهاى سپاه جمل: 🔶در اين بخش از خطبه، نخست اشاره به اعمال زشت و صفات مذموم اهل بصره که مخاطبان او بودند فرموده و هفت نکته را يادآور مى شود. در آغاز مى فرمايد: «شما لشکر زن بوديد» (کُنْتُمْ جُنْدَ الْمَرْاةِ). درست است که آتش افروزان اصلى جنگ «جمل»، «طلحه» و «زبير» بودند و شواهد تاريخى نيز مى گويد که معاويه هم در اين کار دست داشت ولى بى شک، بيشترين چيزى که مردم را به شرکت در اين جنگ خانمانسوز تشويق کرد، حضور عايشه با آن سوابقى که با پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) داشت، بود. به خصوص اين که لقب «ام المؤمنين» نيز بهانه اى بود براى تشويق مردم به دفاع از مادر! و به همين دليل على(عليه السلام) «اهل بصره» را لشکر زن خطاب مى فرمايد. 🔸در توصيف دوّم مى فرمايد: «شما پيروان چهار پا ـ يعنى شتر عايشه ـ بوديد!» (وَاَتْباعَ الْبَهيمَةِ). سپس به بيان دليل آن پرداخته مى فرمايد: «تا زمانى که شتر صدا مى کرد و نعره مى کشيد، به صداى او پاسخ مى داديد و جنگ مى کرديد، امّا همين که شتر پى شد، فرار کرديد!» (رَغا(1) فَاَجَبْتُمْ، وَ عُقِرَ(2) فَهَرَبْتُمْ). به گفته بعضى از مورّخان، شتر عايشه در جنگ «جمل» به منزله پرچم لشکر بود; و همه، اطراف آن را گرفته بودند و در پاى آن شمشير مى زدند و مردان جنگى لشکر «طلحه و زبير» در زير اين پرچم تا آخرين نفس جنگ مى کردند و کشته مى شدند. در بعضى از روايات آمده: در آن روز هفتاد نفر از قريش افسار شتر عايشه را به دست گرفتند و يکى پس از ديگرى کشته شدند. گروهى که بيش از همه در جنگ «جمل» از شتر دفاع مى کردند جنگجويان قبيله «بنى ضبّه» و «ازد» بودند. 🔷اميرمؤمنان چون چنين ديد، با صداى بلند فرمود: «وَيْلَکُمْ اِعْقِرُوا الْجَمَلَ فَاِنَّهُ شَيْطان; واى بر شما! شتر را بزنيد و پى کنيد که آن شيطانى است!» سپس اضافه فرمود: اين شتر را بکشيد وگرنه عرب، نابود خواهد شد و شمشيرها همچنان در حرکت خواهد بود. اين جا بود که جنگ آوران سپاه امام به طرف شتر حمله کردند و در يک حمله برق آسا آن را پى نمودند; شتر بر زمين افتاد و نعره بلندى کشيد. آن جا بود که سپاه عايشه شکست خورد و لشکر بصره فرار کردند. ✅نکته جالب اين که در بعضى از روايات آمده که على(عليه السلام) دستور داد لاشه شتر را آتش زنند و خاکسترش را به باد دهند و فرمود: خدا لعنت کند آن را، چقدر به گوساله «سامرى» شبيه است! سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «وَانْظُر اِلى اِلهِکَ الَّذي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاکِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِى الْيَمِّ نَسْفاً; (اى سامرى!) به اين معبودت که پيوسته آن را پرستش مى کرده اى نگاه کن و ببين که ما آن را نخست مى سوزانيم سپس خاکستر آن را به دريا مى پاشيم»!(3) 📚1. «رَغا» از ماده «رُغاء» (بر وزن دعاء) به معناى صداى شتر يا حيوانات سُم دار است و به صداى کفتار نيز گفته مى شود. 2. «عُقِر» از ماده «عقر» (بر وزن فقر) به معناى اصل و ريشه است و هنگامى که در مورد شتر به کار مى رود به معناى پى کردن و قطع کردن دست و پاى اوست و به معناى هلاک کردن نيز آمده است. 3. سوره طه، آيه 97. .................... 🌼🍁🌺🍂🌸🍂 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ @Asheghan_Amiralmomenin ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🌴🌴🌴🌱🌱🌱🌳🌳🌳🎍🎍
🌾🌱🍁🌷🍃🥀🍂🕊 🌷🍁🌾 🥀🍂 🌱 🌴 ؛ سرزنش اهل بصره 💠نکته جالب اين که «عايشه» براى تقويت روانى لشکر «بصره» خواست از روش پيامبر اسلام در جنگ بدر استفاده کند. مشتى سنگريزه برداشت و به سوى اصحاب على(عليه السلام) پاشيد و بلند فرياد زد: «شاهت الوجوه; صورتهايتان زشت باد!» (اين عمل پيامبر در جنگ بدر(4) يکى از عوامل اعجازآميز شکست لشکر دشمن بود; در حالى که پايان جنگ «جمل» شکست مفتضحانه اى بود!). در سوّمين و چهارمين و پنجمين توصيف، به وضع اخلاقى آنها پرداخته، مى فرمايد: «اخلاق شما پست و پيمانهايتان بى اعتبار و گسسته و دين شما نفاق و دورويى است!» (اَخْلاقُکُمْ دِقاق، وَ عَهْدُکُمْ شِقاق، وَ دينُکُمْ نِفاق). تعبير به «دقاق» که از ماده «دقّت» و در اين جا به معناى خُردى و پستى است اشاره به دنياپرستى «بصريان» و آلودگيها و هوسرانيهاى آنان است و پيمان شکنى آنها اشاره به آن است که در آغاز با امام بيعت کردند سپس بيعت خود را شکسته به دشمنان پيوستند. نفاق آنها از آن جا سرچشمه مى گيرد که ظاهرشان اسلام و دفاع از همسر پيامبر، امّا باطنشان قيام بر ضدّ حکومت اسلامى و جانشين به حقّ پيامبر و همسويى با نفاق افکنان شام بود و تعبير به «ناکثين» در مورد لشکريان «جمل» به خاطر همين پيمان شکنى و نفاقشان بود. سپس به ششمين توصيف اشاره کرده و مى فرمايد: «آب شما شور و تلخ است» (وَمَاؤُکُمْ زُعاق). معلوم است چنين آبى که علاوه بر تلخى و شورى، به خاطر مجاورت ساحل دريا آلودگيهاى زيادى نيز دارد; براى سلامتى جسمانى زيانبار و با توجّه به رابطه روح و جسم، در روح و فکر انسان نيز موثّر است. بنابراين مذمّت از آب آنها در واقع نوعى مذمّت از اخلاق آنان است. سپس به سراغ هفتمين توصيف رفته، مى فرمايد: «آن کس که در ميان شما اقامت گزيند در دام گناه گرفتار آيد (چرا که يا وسوسه هاى نفس شيطانى او را به شرکت در گناه دعوت مى کند و يا حداقل در برابر گناه شما سکوت مى کند)» (وَالْمُقيمُ بَيْنَ اَظْهُرِکُمْ(5) مُرْتَهَن بِذَنْبِهِ). «و آن کس که از شما دورى گزيند و رخت بربندد و به جاى ديگر رود رحمت خدا را دريابد (چرا که از محيط ظلم و گناه و فساد که در انتظار عذاب الهى است رهايى يافت)» «وَالشّاخِص(6) عَنْکُمْ مُتَدارَک بِرَحْمَة مِنْ رَبِّهِ). اين سخن اشاره اى است به آنچه در روايات ديگر آمده است از جمله در حديثى که مرحوم «کلينى» در کافى از «ابوالحسن امام هادى»(عليه السلام) نقل مى کند آمده است که حضرت به يکى از ياران خود به نام «جعفرى» فرمود چرا تو را نزد «عبدالرحمن بن يعقوب» ديدم (عبدالرحمن بن يعقوب يکى از منحرفان عقيدتى بود)؟ او عرض مى کند: «عبدالرحمن» دايى من است. فرمود: مگر نمى دانى که او درباره خداوند سخن بسيار بدى مى گويد و او را به صفات مخلوقات توصيف مى کند در حالى که چنين نيست; سپس فرمود: يا نزد او باش و ما را ترک کن يا با ما بنشين و او را ترک نما! «جعفرى» مى گويد: او هرچه مى خواهد بگويد، وقتى من با او هم عقيده نباشم چه گناهى بر من است؟ حضرت فرمود: «اَما تَخافُ اَنْ تُنَزِّلَ بِهِ نِقْمَةً فَتُصيبَکُمْ جَميعاً; آيا نمى ترسى که بلايى بر او نازل شود و همه شما را در بر بگيرد»؟(7) به همين دليل هنگامى که فساد ـ مخصوصاً فساد عقيدتى ـ محيطى را فرا گيرد و مؤمنان نتوانند با آن مقابله کنند و بيم آلودگى آنان برود بايد از آن محيط هجرت کنند و فلسفه هجرت مسلمانان در آغاز اسلام نيز، درست همين معنا بود. تعبير به «مُرْتَهَن بِذَنْبَِهِ; در گرو گناه خويش است» اشاره به اين است که گناه انسان را اسير خود مى سازد و گويى به گروگان مى گيرد و رها نمى کند همان گونه که در قرآن مجيد آمده است: «کُلُّ نَفْس بِما کَسَبَتْ رَهينَة; هر انسانى در گرو اعمال خويش است».(8) 📚4.ابن ابى الحديد، ج 1، ص 252 تا 266، ولى در اين جا اشتباهاً نام جنگ حنين را برده است. 5. «بين اظهرکم» به معناى در ميان شماست و «اظهر» جمع «ظهر» به معناى پشت مى باشد و نخست، اين تعبير در مواردى بوده که شخصى در ميان جمعيّتى زندگى کند و آنها پشتيبان او باشند سپس به معناى زندگى کردن در ميان جمعيّتى اعم از اين که پشتيبان باشند يا نباشند استعمال شده است (لسان العرب، اين تفسير را از ابن اثير نقل کرده است). 6. «شاخص» از ماده «شخص» در اصل به معناى بلندى و سپس به قامت انسان که از دور نمايان باشد اطلاق شده است و به همين دليل به شخص مسافر، «شاخص» گفته مى شود و در عبارت بالا نيز به همين معناست. 7. اصول کافى، ج 2، ص 375، باب «مجالسة اهل المعاصى». در اين باب روايات متعدد ديگرى نيز به اين مضمون ديده مى شود. 8. سوره مدثر، آيه 38. .................... 🌼🍁🌺🍂🌸🍂 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ @Asheghan_Amiralmomenin ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🌴🌴🌴🌱🌱🌱🌳🌳🌳🎍🎍
🌾🌱🍁🌷🍃🥀🍂🕊 🌷🍁🌾 🥀🍂 🌱 🌴 ؛ سرزنش اهل بصره 📖 : های 💠امام(عليه السلام) به يکى از مجازاتهاى دنيوى مردم بصره اشاره فرموده، مى فرمايد: «گويا مى بينم تنها کنگره هاى مسجدتان همچون سينه کشتى روى آب نمايان است و خداوند عذاب را از بالا و پايين بر شهر شما فرستاده و همه آن و کسانى که در آن بوده اند زير آب غرق شده اند» (کَاَنّي بِمَسْجِدِکُمْ کَجُؤجُؤِ سَفينَة قَدْ بَعَثَ اللهُ عَلَيْها الْعَذابَ مِنْ فَوْقِها وَ مِنْ تَحْتِها، وَ غَرِقَ مَنْ في ضِمْنِها). ❇️اين سخن اشاره به طوفان شديدى است که آن شهر را در خود فرو مى برد از بالا سيلاب فرو مى ريزد و از زمين آب مى جوشد همچون «طوفان نوح» همه جا را فرا مى گيرد تنها چيزى که از شهر باقى مى ماند، سقف بلند مسجد آن است. 🔰تشبيه به «جُؤ جُؤ سَفينَة; سينه کشتى» ممکن است اشاره به مناره ها و کنگره هاى بالاى ديوار مسجد باشد که شکل نيم دايره دارد و شبيه سينه کشتى است و قابل توجّه اين که در ذيل همين خطبه در روايت ديگرى که بعداً خواهد آمد مى خوانيم: «ما يُرى مِنْها اِلاّ شُرَفُ الْمَسْجِدِ; تنها کنگره هاى مسجد به چشم مى خورد». 🌀در اين که آيا اين پيشگويى چه زمانى تحقّق يافته است، شارحان نهج البلاغه بحثهاى فراوانى دارند. «ابن ابى الحديد» مى گويد که اين پيشگويى دوبار تحقّق يافت و تمام بصره در زير آب غرق شد; يکى در زمان «قادر بالله»(9) و ديگرى در زمان «قائم بامرالله»(10) (که هر دو از خلفاى بنى عباس بودند) صورت گرفت; تمام «بصره» غرق شد و تنها قسمتى از «مسجد جامع» آن از آب بيرون بود مانند سينه پرنده همان گونه که اميرمؤمنان على(عليه السلام) خبر داد. 〽️امواج عظيمى از درياى فارس برخاست(11) و سيلابى نيز از کوه هاى اطراف سرازير شد و تمام خانه ها و آنچه را در آنها بود در کام خود فرو برد و بسيارى از اهل بصره هلاک شدند. اخبار اين دو حادثه نزد اهل بصره معروف است و هر نسلى از نسل قبل آن را روايت مى کند.(12) * * * 💠نخست اين که مى گويد: «وَ في رواية وَاَيْمُ اللهِ لَتَغْرقَنَّ بَلْدَتُکُمْ حَتّى کَاَنّى اَنْظُرُ اِلى مَسْجِدِها کَجُؤجُؤِ سَفينَة اَوْ نَعامَة جاثِمَة». 🔸سپس مى گويد: «وَ في رواية کَجُؤجُؤِ طَيْر في لُجَّةِ بَحْر». 🔹سرانجام مى فرمايد: «وَ في رواية اُخرى بِلادُکُمْ اَنْتَنُ بِلادِ اللهِ تُرْبَةً: اَقْرَبُها مِنَ الْماءِ، وَ اَبْعَدُها مِنَ السَّماءِ، وَ بِها تِسْعَةُ اَعْشارِ الشَّرِّ، اَلْمُحْتَبَسُ فيها بِذَنْبِهِ، وَ الْخارِجُ بِعَفْو اللهِ. کَاَنّى اَنْظُرُ اِلى قَرْيَتِکُمْ هذِهِ قَدْ طَبَّقَهَا الْماءُ، حَتّى ما يُرى مِنْها اِلاّ شُرَفُ الْمَسْجِدِ، کَاَنَّهُ جُؤجُؤ طَيْر في لُجَّةِ بَحْر». ترجمه: 💫به خدا سوگند سرزمين شما زير آب غرق مى شود، گويى من به مسجد آن مى نگرم که همچون سينه کشتى يا شتر مرغى است که خود را به زمين چسبانيده است. ✅در روايت ديگرى آمده است: همانند سينه پرنده اى که روى آب درياى عميق و مواجى نشسته باشد. نيز در روايت ديگرى مى فرمايد: خاک سرزمين شما بدبوترين خاک شهرهاى خداست! از همه، به آب نزديکتر و از همه شهرها از آسمان دورتر است و «نُه عُشْر» بديها در محيط شماست. کسى که در آن جا گرفتار مى شود به سبب گناهش مى باشد و آن کس که از آن بيرون مى آيد به خاطر عفو و رحمت خداست. گويا مى بينم که آب، تمام شهر شما را فرا گرفته و پوشانيده است و جز کنگره هاى مسجدتان همانند سينه پرنده اى بر درياى موّاج و عميق، چيزى ديده نمى شود. * * *⚠️بايد توجّه داشت که روايت نخست تفاوت چندانى با آنچه در روايت سابق آمد ندارد. تفاوت آن در اين است که با قسم شروع مى شود و با صراحت از غرق اين شهر سخن مى گويد و در مورد پيدا بودن مسجد آن از زير آب تشبيه ديگرى بر تشبيه سابق مى افزايد و مى فرمايد: «به خدا سوگند سرزمينتان زير آب غرق مى شود، گويى من به (بالاترين نقطه) «مسجد» آن مى نگرم که همچون سينه کشتى يا «شتر مرغى» است که خود را به زمين چسبانيده است» (وَاَيْمُ اللهِ لَتَغْرِقَنَّ بَلْدَتُکُمْ حَتّى کَانّى اَنْظُرُ اِلى مَسْجِدِها کَجُؤجُؤِ سَفينَة اَوْ نَعامَة جاثِمَة(13)). 📚10. «قائم بامرالله» در سال 422 هجرى به خلافت رسيد (الکامل فى التاريخ، ج 9، ص 417). 11. اين نکته قابل توجّه است که «ابن ابى الحديد» که در قرن هفتم هجرى مى زيسته در مورد «خليج فارس» تعبير به «بحر فارس» مى کند. 12. «ابن ابى الحديد»، ج 1، ص 253. 13. «جاثمه» از ماده «جثوم» در اصل به معناى جمع شدن و با سينه بر زمين قرار گرفتن است و به افرادى که بر زمين قرار گرفته اند و حرکت نمى کنند يا کسل و خواب آلودند، اين واژه اطلاق مى شود .................... @Asheghan_Amiralmomenin
🌾🌱🍁🌷🍃🥀🍂🕊 🌷🍁🌾 🥀🍂 🌱 🌴 ؛ سرزنش اهل بصره 📖 : های ✅1ـ پيشگويى پيامبر(صلى الله عليه وآله) درباره جنگ جمل ❇️جالب توجّه است که در روايات متعددى از پيامبر مى خوانيم که نسبت به داستان جنگ جمل و موضع گيرى «عايشه» در آن، پيشگوييهايى فرموده و به او هشدار داده است، از جمله اين که: چون «عايشه» عازم بر خروج شد به جستجوى شترى براى او برآمدند که «هودجش» را حمل کنند; شخصى به نام «يعلى بن امية» شترى به نام «عسکر» براى او آورد که بسيار درشت اندام و مناسب اين کار بود. هنگامى که «عايشه» آن را ديد از آن خوشش آمد و در اين هنگام شتربان به توصيف قدرت و قوّت شتر پرداخت و در لابه لاى سخنش نام «عسکر» را که نام آن شتر بود بر زبان جارى کرد، هنگامى که «عايشه» اين نام را شنيد تکان خورد و «اِنّا لله وَ انّا اِلَيه راِجُعون» بر زبان جارى کرد و بلافاصله گفت اين شتر را ببريد که مرا در آن حاجتى نيست. هنگامى که دليلش را از او سؤال کردند، گفت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) نام چنين شترى را براى من ذکر فرموده و مرا از سورا شدن بر آن نهى فرموده است. 🔶 سپس دستور داد شتر ديگرى براى او بياورند امّا هرچه گشتند شتر ديگرى که مناسب اين کار باشد نيافتند; ناچار جهاز شتر و صورت ظاهرى آن را تغيير دادند و نزد او آوردند، گفتند شترى قوى تر و نيرومندتر براى تو آورديم او هم راضى شد. 📕«ابن ابى الحديد» بعد از نقل اين داستان، داستان ديگرى از «ابومخنف» نقل مى کند که «عايشه» در مسير راه خود به سوى «بصره» به يک آبادى به نام «حوأب» رسيد; سگهاى آبادى سر و صداى زيادى کردند به طورى که شترهاى کاروان رَم کردند. 🔷يکى از ياران «عايشه» گفت: ببينيد چقدر سگهاى «حوأب» زياد است و چقدر فرياد مى کنند، «عايشه» فوراً زمام شتر را کشيد و ايستاد، گفت: اين جا «حوأب» و اين صداى سگهاى «حوأب» بود، فوراً مرا برگردانيد! چرا که از «پيامبر» شنيدم که مى فرمود... در اين جا به ذکر خبرى پرداخت که پيامبر او را هشدار داده بود: بترس از آن روزى که به راهى مى روى که سگ هاى «حوأب» در آن جا در اطراف تو سر و صداى زيادى خواهند کرد! 🔶در آن جا يک نفر (براى منصرف ساختن عايشه از اين فکر) صدا زد: خداى تو را رحمت کند ما مدّتى است از «حوأب» گذشته ايم! گفت: شاهدى داريد؟ آنها رفتند و پنجاه نفر از عرب هاى آن بيابان را ديدند و پاداشى براى آنها قرار دادند که بيايند شهادت دهند اين جا «حوأب» نيست! و «حوأب» را پشت سر گذاشتيد; «عايشه» پذيرفت و به راه خود ادامه داد!(17) 💠عجيب اين است که اين گونه مطالب، سبب تردد «عايشه» مى شد ولى آن همه روايات صريحى که از پيامبر اکرم درباره على(عليه السلام) شنيده بود و راوى بسيارى از آنها خود او بوده است، سبب ترديد و انصراف او نشد; و اين از عجايب است! در ضمن از اين داستانها استفاده مى شود که او به آسانى فريب مى خورد و تغيير عقيده مى داد. 📚17. «شرح ابن ابى الحديد»، ج 6، ص 225. .................... @Asheghan_Amiralmomenin
🌾🌱🍁🌷🍃🥀🍂🕊 🌷🍁🌾 🥀🍂 🌱 🌴 ؛ سرزنش اهل بصره 📖 : های ✅2ـ نکوهش اهل بصره 📃در خطبه از مذمّت اهل «بصره» آمد، قسمتى از آن مربوط به تأثير آب و هوا و موقعيّت شهر و وضع اجتماعى آن جا (که بندرگاه بود; و محل ورود انواع فرهنگها و افکار و اخلاق آلوده، که به طور طبيعى در آن جا و مانند آن بوده و هست) مى باشد. ولى بخشى از آن مربوط به صفات و روحيّات ساکنان آن جا بوده، که اين قسمت لزومى ندارد در هر عصر و زمانى چنان باشد; بلکه اشاره به مردم همان عصر و همان زمان است که به آسانى تسليم برنامه هاى زشت و نفاق افکن «طلحه» و «زبير» شدند و پيمان خود را با على(عليه السلام) شکستند و آن همه کشته در اين راه خطا، دادند. بنابراين مانعى ندارد که در اعصار ديگر، نيکان و پاکانى در آن جا باشند. 💠به همين دليل در بعضى از روايات، مدح و ستايش اين شهر نيز ديده مى شود; از جمله در خطبه اى که از اميرمؤمنان على(عليه السلام) نقل شده، ضمن بر شمردن بخشهايى از حوادث سختى که بر اين شهر مى گذرد مى خوانيم که امام(عليه السلام) اهل بصره را مخاطب ساخت و فرمود: خداوند براى هيچ يک از شهرهاى مسلمين شرافت و کرامتى قرار نداده، مگر اين که در شما برتر از آن را قرار داده است... قاريان شما بهترين قاريان قرآنند و زاهدان شما بهترين زاهدان، عابدان شما بهترين عبادت کنندگان و تاجران شما بهترين و صادقترين تاجرانند... کودکان شما باهوش ترين و زنان شما قانعترين زنانند.(18) ❇️هيچ منافاتى ندارد که قوم و ملّتى بر اثر برخوردار شدن از تعليم و تربيت کافى و خودسازى و تهذيب نفوس، رذايل اخلاقى را کنار بگذارند و به سوى فضايل گام بردارند; به خصوص اين که مفاسد اخلاقى آنها رسواييهايى همچون جنگ جمل و پيامدهاى نامطلوب آن به بار آورد و آنها را تکان دهد و بيدار کند. 3ـ تأثير محيط در اخلاق ✅از تعبيراتى که امام(عليه السلام) در اين خطبه داشتند دو نکته به خوبى روشن مى شود: نخست تأثير محيط طبيعى و جغرافيايى در خلق و خوى انسانها (آن جا که فرمود: ماؤُکُمْ زُعاق... بِلادُکُمْ اَنْتَنُ بِلادِ اللهِ تُرْبَةً اَقْرَبُها مِنَ الْماءِ وَ اَبْعَدُها مِنَ السَّماءِ) و ديگر تأثير محيط اجتماعى در اخلاق انسانهاست (آن جا که فرمود: وَالْمُقيمُ بَيْنَ اَظْهُرِکُمْ مَرْتَهَنِ بِذَنْبِهِ). 🔶ولى مسلّم است که تأثير اينها در حدّ فراهم آوردن زمينه هاست و هرگز علّت تامّه نيست; به همين دليل در چنين محيط هايى هميشه افراد خوب و شايسته اى پيدا مى شوند; و به عکس در مناطقى که آب و هواى مناسب براى خلق و خوى سالم دارد و از محيط اجتماعى خوبى نيز برخوردار است، افراد شرور و فاسد و زشت سيرتى نيز پيدا مى شوند. 📚پی نوشت:18. «بحارالانوار»، ج 32، ص 256 (با تلخيص). 🌼🍁🌺🍂🌸🍂 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ @Asheghan_Amiralmomenin ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🌴🌴🌴🌱🌱🌱🌳🌳🌳🎍🎍