eitaa logo
کانال مداحی باسبک عاشقان حضرت زینب(س)
32.6هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
802 فایل
ارائه متن و صوت نوحه، روضه، مرثیه و،،،، مدیریت کانال:شعبانپور ─⊱✾♡✾⊰─ https://eitaa.com/joinchat/2115895304C4149e19122 @Asheghane_hazrat_zeynab 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠 تعرفه تبلیغات این آیدی👇🏼 @kianatv ─┅─⊱✾♡✾⊰─┅─
مشاهده در ایتا
دانلود
. اشعار ولادت مولانا سیدالکریم علیه السلام گدایم بر سرایِ دلبره ری نموده دل هوایِ دلبره ری ندارم حاجتی .ای اهل عالم خوشم هستم گدایِ دلبره ری گدای صحن ِشاه عبدالعظیمم غزلخوانِ حرم .چون یاکریمم دلی دیوانه وآزاد دارم من ازصحن وسرایت یاد دارم به خاک ِ ری نوایم یا حسین بود خوشم اینجا حسین آباد دارم فرستاده تورا حیدربه ایران شدم مدیونت ای سلطان خوبان توبا زوارخودهستی صمیمی تو زیباتر ز پرواز نسیمی توآیات خداونده کریمی که هستی حضرت عبدالعظیمی   رسدبوی حسن از آن سرایت کنم تعظیم برگلدسته هایت  دلم را درحرم دریانمودی گره از کاره خلقی وانمودی میان عاشقان ، غوغا نمودی دل عشاق راشیدا نمودی   همیشه خاک بوسِ این حریمم گدای صحن وایوان کریمم   تو فیض حضرتِ پروردگاری درایران دشمنی هرگز نداری شنیدم مُهره تاییدیه آقا تو ازشاه و امامِ خویش داری»   شنيدم عهد با دلدار بستی زیارانِ امامِ هادی هستی گدایی میکنم اینجا کنارت همیشه بوده ام من بی قرارت کنم اندر جوارت گریه آقا شدم سینه زن دورِ مزارت   تسلایِ دلم عبدالعظیم است تمام حاصلم عبدالعظیم است   شده صحن وسرای تو دیارم بودهرگوشه از صحنت مزارم شبِ جمعه هوایت میکنم من به طوف کوی تو چشم انتظارم   ببین دل داده و سرگشته ام من خوشم چون دور دلبر گشته ام من   به صحنت حالت پرواز دارم برای تو دلی پر راز دارم کنم سیر و سلوکِ عاشقانه چو فطرس بر ملائک نازدارم   رسیدن تا خدا یک یاحسین است خوشاآنکس قلبش باحسین است   بخوان روضه تنی پررنگ پیداست بر آن پیراهنی که چنگ پیداست بخوان روضه که روز جنگ برپاست به رخساره حسینم سنگ پیداست   مرا با روضه هایت پیر کردی حسین زیرِ لگدها گیر کردی   حسین اوضاع پهلویت بهم خورد حسین ترکیب ِ ابرویت بهم خورد شمیم پیچش مویت بهم خورد درون قتلگاه رویت بهم خورد   شبیه پاره ی قرآن شدی تو لگدمال سم اسبان شدی تو  بدست مردکی بدمست بودی به دست نیزه دارِ پست بودی گهی برروی نی. گه بین تشتی ِ بدست خولی سرمست بودی   مزن باخیزرانت برلب او ببین درحالت غش.زینب او غلامي(مجنون)✍ اجرا: 🎤 .👇
1. بیات اصفهان.mp3
زمان: حجم: 2.57M
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَآمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ یا مَنْ یُعْطِی الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ یا مَنْ یُعْطی مَنْ سَئَلَهُ یا مَنْ یُعْطی مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَهً اَعْطِنی بِمَسْئَلَتی اِیّاکَ جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَجَمیعَ خَیْرِ الاْخِرَهِ وَاصْرِفْ عَنّی بِمَسْئَلَتی اِیّاکَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا وَشَرِّ الاْخِرَهِ فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ وَزِدْنی مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ یا ذَاالْجَلالِ وَالْاِکْرامِ یا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتی عَلَی النّارِ { بحار الانوار ج95 ص390 }
5. نصیرخوانی.mp3
زمان: حجم: 3.26M
(عجل الله تعالی فرجه ) قدم به چشم ما زدی « یا اباصالح » خوش آمدی ، خوش آمدی « یا اباصالح » تو شمع جمع عالَمی ماهِ زهرایی تو طور و محکماتی و نور و طاهایی تو منجیِ جهانی و یاور مایی تو نور حیِ سرمدی « یا اباصالح » تو جانِ جانِ عالَمی جان به قربانت پدر شکفته چون گُل از صوت قرآنت بوسه زده بر دهن و لب خندانت آینه ی محمّدی « یا اباصالح » قدم به چشم ما زدی « یا اباصالح » خوش آمدی ، خوش آمدی « یا اباصالح » ای صلوات کبریا بر گُل رویت ای همه ی بهشتیان سائل کویت دست خدا ، دست خدا دست و بازویت یا سیدی یا سیدی « یا اباصالح » قدم به چشم ما زدی « یا اباصالح » خوش آمدی ، خوش آمدی « یا اباصالح »
1. دعای روز اول.mp3
زمان: حجم: 2.57M
( دعای روز اول ) بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِيَامِي فِيهِ صِيَامَ الصَّائِمِينَ وَ قِيَامِي فِيهِ قِيَامَ الْقَائِمِينَ وَ نَبِّهْنِي فِيهِ عَنْ نَوْمَتِ الْغَافِلِينَ وَ هَبْ لِي جُرْمِي فِيهِ يَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ وَ اعْفُ عَنِّي يَا عَافِياً عَنِ الْمُجْرِمِينَ خدايا روزه ام را در اين ماه ، مانند روزه داران حقیقی قرار بده ، و شب زنده داری واقامه نمازم را ، مانند نمازگزاران واقعی مُقرر فرما ، و مرا از خواب غفلت ، بیدار و هشیار ساز ، وگناهانم را ببخش اى معبود جهانيان ، و از زشتی هایم درگذر، ای عفوکننده ی گنهکاران قرارم دِه خدا از روزه داران به حق ناله‌ی شب‌زنده‌داران مرا بیدار کن از خواب غفلت ببخشا بنده ات را بر شهیدان منم آن بنده ی طاغی و سرکش تویی بخشنده و یارضعیفان 10/2/1399
1. به حیدر به زهرا.mp3
زمان: حجم: 1.4M
به حیدر ، به زهرا ببخشا مرا منم عبد شرمنده ، دستم بگیر ... خدایا ، من روسیاهم ، من بنده ی گنهکارم ، اما با هزار امید اومدم درِ خونه ات ، نکنه دست رد به سینه ام بزنی ، میدونم لایق سخت ترین عذاب ها هستم ، اما دو تا اسم آوردم درِ خونه ات ، به دو تا اسم میخوام قَسَمت بِدِم ... « به حیدر ، به زهرا ، ببخشا مرا » به حق اون آقایی که شب ها سر می بُرد میانه ی چاه ، با چاه درد دل میکرد ... 15/1/1401
2. مناجات.mp3
زمان: حجم: 1.86M
(عجل الله تعالی فرجه) گوشه های خاوران و اوج «آقا » کی میشه خبر ظهور شما همه جا بپیچه ؟ همه خوشحال باشن ، شیرینی بدهند ...اسفند دود کنند ، کی بشه خبر بدهند : آی ی ی مردم دنبا مژده بدهید ، آقامون امام زمان (عج ) اومده ...یوسفِ زهرا اومده ...اونی که وعده شو دادند اومده... اصلا بهش فکر میکنی ، یه لذتی داره ، خدا میدونه اینها خواب و خیال نیست ، ان شاءالله یه روزی اتفاق می افته ... ان شاءالله ما هم باشیم و ببینیم ... آقای من ، مولای من ، یاصاحب الزمان ، عرضم اینه ، حرف آخرم اینه ... امام زمان (ع) کمکمون کن ، دست ما را هم بگیر ، ما هم میخواهیم برای نزدیک شدن فرج شما برداریم ... آقای من ... آقای من ... آقای من ... اسم ما را هم جزء منتظران واقعی بنویس ... اسم ما را هم جزء سربازانت بنویس ... این مناجات های کوتاه برای اجرای بینِ دعاهای مختلف خیلی کاربردی هستند ... 18/7/1402
2. ای دو جهانت فدا.mp3
زمان: حجم: 3.3M
( علیه السلام ) ای دو جهانت فدا یا حسنِ بنِ علی مظهرِ صبرِ خدا یا حسنِ بنِ علی شیر خدا را خلف دُرّ سه بحرِ شرف آینه ی کبریا ، یا حسنِ بنِ علی حایِ تو حُسنِ ازل سین تو سرّ ابد نون تو نورُ الهدی یا حسنِ بن علی مِهر رخ دلربات لعل لب جانفزات بوسه گهِ مصطفی یا حسنِ بنِ علی گه سرِ دوشِ رسول گه روی دست پدر گه به برِ مرتضی یا حسنِ بنِ علی هم به سکوت و پیام هم به قعود و قیام بر همه ای مقتدا یا حسنِ بنِ علی برای انتهای شعر ، میتوانید از یک جمله تکرار استفاده کنید تا با زمزمه و جواب گرفتن از مردم ، مجلس شما گرم تر شود ، به عنوان مثال : گُل زهرا « حسن » گل زهرا « حسن » گُل زهرا ، گُل زهرا گُل زهرا « حسن » گُل زهرا ، گُل زهرا گُل زهرا « حسن » 6/2/1400
1. امشب میان کوچه ها.mp3
زمان: حجم: 2.19M
(علیه السلام ) (شوردشتی) امشب میانِ کوچه ها خانه به دوشم فردا به بازارِ وفا جان می فروشم ای یوسُفِ خَیرُ النساء کوفه میا ، کوفه میا ( مولا حسین جان مولا حسین جان ) تکرار نامردمِ کوفه همه پیمان گُسستند با سنگ بی مِهری دلِ مهمان شکستند بویی ندارد از وفا کوفه میا ، کوفه میا ( مولا حسین جان مولا حسین جان ) تکرار آتش زده غربت زِ کین بر تار و پودم ای میزبانان من که بی دعوت نبودم گویم به سِبط مصطفی کوفه میا ، کوفه میا ( مولا حسین جان مولا حسین جان ) تکرار 1403
( علیه السلام ) چشم به هم گذاشتیم ، شش روز از محرم گذشت ، فردا روز هفتم محرم ، معمولا همه جا متوسل میشن به آقازاده « علی اصغرِ امام حسین » ... مادری بینِ خیمه غمگین بود سرش از شرم رو به پائین بود ... پیش چشمانِ بانوان حرم دیده اش پُر شد از نم و شبنم ... بانویی که دگر نظیر نداشت کودکش تشنه بود و شیر نداشت ... ! ( خدا نیاره برای مادری ، بچه اش مریض باشه ، مشکلی داشته باشه ، کاری از دست پدرو مادر بر نیاد ! چه حالی پیدا میکنه ؟ ) دست خود را تکان تکان می داد کودکش تشنه داشت جان می داد چه کند با دل گرفتارش ؟ داد دست رقیه گهوارش پیش او هم علی نشد آرام زینب آمد ولی نشد آرام کودکی زیر لب در آن محفل گفت با گریه « یا ابوفاضل » آه ، از شرم ساقیِ توحید پیکرش بینِ علقمه لرزید ناگهان نور مشرقین آمد پدرش حضرت حسین آمد عمه گهواره را به آقا داد به دلِ مادرش تسلا داد گفت : او هم دلاوری شده است تشنه ی جام کوثری شده است رفت آقا به سوی آن لشکر رفت در روبروی آن لشکر گفت : این طفل را چه تقصیر است ؟ دست او ، نه کمان نه شمشیر است آتشی بر دلِ فلک خورده لبش از تشنگی ترک خورده نیست کَس تا دوای او بدهد جرعه آبی برای او بدهد ( بعضی مقاتل ، یه عبارتی رو آوردند ، ابی عبدلله فرمود : « مُنّوا عَلَیّ » منت سر ما بگذارید ، اگه فکر میکنید آب را برای خودم میخوام ، بیائید بگیرید خودتون سیرابش کنید ... ) طفلِ خود را گرفت بالاتر عمرِ سعد بود و یک لشکر بین شان سخت وِلوله افتاد ناگهان یادِ حرمله افتاد گفت برخیز و صید کن در دم با سه شعبه ، تو هر دو را با هم 🚩
( سلام الله علیها ) اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا اَباعَبْدِاللَّه گفت زینب ای که برعالَم توآقایی « حسین » سربه صحرا بُرده ای گَشتی تماشایی « حسین » ( چند روزه ، زینب ، برادرش حسین را ندیده ، زینبی که حتی یک روز فراق برادرش حسین را ندیده ، حالا چی داره میگه زینب ؟ ) ای که روزی زینتِ دوش پیمبر بوده ای پس چرا این روزها بر نیزه پیدایی « حسین » گَه تنورِ خولی و گاهی سرِ بازارها زیرِضربِ چوب ها بس سرخ سیمایی « حسین » کوفه با آوای قرآنِ تو زیرورو شده نِی فقط همراه ما هم صحبتِ مایی « حسین » صوتِ قرآن تو دل آرام بنمود ، ای اَخا نغمه هایت میدهد دل را شکیبایی « حسین » همین که خبر رسید به مردم کوفه ، دارند اُسرای کربلا رو میآرند ، مردم همه جمع شدند توو کوچه و بازار ، خیلی ها بالا پشت بوم ها ... ، همه اومدند به استقبالِ زینب ... ، کدوم مردم کوفه ؟ همون هایی که نامه نوشتند برای حسین ، بیا آقا ... حالا منتظرند بچه های پیغمبر(ص) را بیارند ، اینها نوامیسِ فاطمه اند ، همین که وارد شهر شدند ، یه مرتبه بی بی عقیله ی بنی هاشم ، نعره ی حیدری کِشید : « اُسْکُتُوا » همه بی اختیار ساکت شدند ،حتی زنگ شترها از حرکت ایستاد ، شروع کرد به خطبه خواندن : آی نامردهای کوفی ، آی زن های کوفی ، خبر ندارید مردهای شما توو کربلا چه کردند ؟ خبر ندارید چه جگری از پیغمبر(ص) سوزاندند ؟ صدای گریه و شیون بلند شد ، اِبْنِ زیادِ معلون داره می بینه ، دید الانه که مردم به هم بریزند ، هر لحظه ممکنه این مردم قیام کنند ، گفت کی بلده زینب را آرام کُنه ؟ یه ملعونی بلند شد گفت من زینب را می شناسم ، زینب خیلی به حسینش علاقه داره ، چند روزه حسین را ندیده ، چه کنیم ؟ گفت سرِ حسین کجاست ؟ بیارید به نیزه بزنید ، بیارید مقابل زینب ، یه مرتبه دیدند لحن کلام زینب عوض شد : سری به نیزه بلند است در مقابل زینب خدا کُند که نباشد سرِ برادر زینب ... صَلَّی اللهُ عَلَیْکَ یَا مَوْلای یَا اَباعَبْدِاللَّه 10/5/1402
👆روضه_حضرت_زینب ( سلام الله علیها ) اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا اَباعَبْدِاللَّه گفت زینب ای که برعالَم توآقایی « حسین » سربه صحرا بُرده ای گَشتی تماشایی « حسین » ( چند روزه ، زینب ، برادرش حسین را ندیده ، زینبی که حتی یک روز فراق برادرش حسین را ندیده ، حالا چی داره میگه زینب ؟ ) ای که روزی زینتِ دوش پیمبر بوده ای پس چرا این روزها بر نیزه پیدایی « حسین » گَه تنورِ خولی و گاهی سرِ بازارها زیرِضربِ چوب ها بس سرخ سیمایی « حسین » کوفه با آوای قرآنِ تو زیرورو شده نِی فقط همراه ما هم صحبتِ مایی « حسین » صوتِ قرآن تو دل آرام بنمود ، ای اَخا نغمه هایت میدهد دل را شکیبایی « حسین » همین که خبر رسید به مردم کوفه ، دارند اُسرای کربلا رو میآرند ، مردم همه جمع شدند توو کوچه و بازار ، خیلی ها بالا پشت بوم ها ... ، همه اومدند به استقبالِ زینب ... ، کدوم مردم کوفه ؟ همون هایی که نامه نوشتند برای حسین ، بیا آقا ... حالا منتظرند بچه های پیغمبر(ص) را بیارند ، اینها نوامیسِ فاطمه اند ، همین که وارد شهر شدند ، یه مرتبه بی بی عقیله ی بنی هاشم ، نعره ی حیدری کِشید : « اُسْکُتُوا » همه بی اختیار ساکت شدند ،حتی زنگ شترها از حرکت ایستاد ، شروع کرد به خطبه خواندن : آی نامردهای کوفی ، آی زن های کوفی ، خبر ندارید مردهای شما توو کربلا چه کردند ؟ خبر ندارید چه جگری از پیغمبر(ص) سوزاندند ؟ صدای گریه و شیون بلند شد ، اِبْنِ زیادِ معلون داره می بینه ، دید الانه که مردم به هم بریزند ، هر لحظه ممکنه این مردم قیام کنند ، گفت کی بلده زینب را آرام کُنه ؟ یه ملعونی بلند شد گفت من زینب را می شناسم ، زینب خیلی به حسینش علاقه داره ، چند روزه حسین را ندیده ، چه کنیم ؟ گفت سرِ حسین کجاست ؟ بیارید به نیزه بزنید ، بیارید مقابل زینب ، یه مرتبه دیدند لحن کلام زینب عوض شد : سری به نیزه بلند است در مقابل زینب خدا کُند که نباشد سرِ برادر زینب ... صَلَّی اللهُ عَلَیْکَ یَا مَوْلای یَا اَباعَبْدِاللَّه