.
#واحد_شلاقی
#فاطمیه
#شهدا
#نغمه_مهدی_صدیقی 🎼
#داوود_رحیمی ✍
-------------------------------------
منو غلام خونوادت بدون
منو سوا کن برای این جنون
نام و نشونم توو گداییتونه
مادرم ای شهیده ی بی نشون
اون تقدیری که، تو بچینی عشقه
این نوکری رو، تو ببینی عشقه
بالای سرم، که بشینی عشقه
تویی سایه ی سر هر بیچاره ، مادر جان
به جز، عشق تو دل من چی داره، مادر جان
تو رو دارم دیگه چی میخوام
فقط شما میمونی برام
یافاطمه مادر السلام
یا فاطمه مادر السلام
####
هرکی دچار یک سرانجام شده
هرکی شهید نبوده ناکام شده
بین شهیدا اونی که از همه
فاطمی تر بوده گمنام شده
گمنامو فقط، خود خدا دیده
صاف و بی ریا، به خدا رسیده
عشق پاکشو، فاطمه خریده
چقدر، قصه های قشنگی داره، گمنامی
چقدر، غصه رو دلامون میذاره، گمنامی
یه چیز میخوام الان وقتشه
وجود من غرق خواهش
شهادتم اینجوری بشه
شهیدای گمنام السلام
####
بچه همه دلخوشی مادره
کی دیده مادر از پسر بگذره
شهید گمنامم ببین که هنوز
مادرت پیرت چشماش به دره
قاب عکس تو، توو بغل مادر
هر روز چشماشو، می دوزه به این در
تا شاید ازت، خبر اومد آخر
هنوز اسم تو که میاد هی چشماش می باره
هنوز ظرف غذا برات تو سفره میذاره
تو که خبر داری آی شهید!
تو رفتی و مادر چی کشید
یه روز خوش بعد از تو ندید
شهید گمنامم السلام
.👇
.
#زمینه
#فاطمیه
رو سیاه و خجل اومدم
پسرتو ببخش مادرم
من با هزار امید اومدم
چادر تو بکش رو سرم
آب از سرم که گذشته ولی
امیدم اینه تویی مادرم
تویی که توو همهی لحظات
بودی پناه من و یاورم
سر به راهم کن، مادر نگاهم کن، فکری واسه قلبه
پر گناهم کن
مادرم زهرا
#####
تا یکمی دلم میگیره
تو میرسی صدام میکنی
توی قنوت نماز میدونم
مادرونه دعام میکنی
اگه نبود دعاهای شما
چه بلایی می اومد به سرم
چه شبایی که تو با دل خون
باناله گفتی که آه پسرم
ای کس و کارم، مادر دوستت دارم،
بی تو میمیرم پس تنها نگذارم
مادرم زهرا
#زمینه_مناجاتی
#فاطمیه #حضرت_زهرا
#داوود_رحیمی ✍
👇
.
#زمینه
#حضرت_زهرا
زهرا، با اون بازوی شکسته
با اون پاهای خسته
بیمار، تبدار، میره، هربار
در خونه ی مهاجرین و انصار
برای حیدر کرار
می گرده دنبال یار
مگه یادتون رفته که این
سفارش غدیره
بابام همیشه می گفت
فقط علی امیره
یادتون رفته انگار
عشق پیغمبرم من
روح قرآن علی و
سوره ی کوثرم من
یا قوی المظلوم
###
دلخون با اون، سینه ی پر از خون
با اون چشای گریون،
مضطر، پرپر، مونده مادر
با سلاح گریه پای کار رهبر
میبینه بیکسه حیدر
خودش میره پشت در
مبارزه کرد هرجوری بود
بهخاطر امامش
اینه جهاد زهرا
می جنگه با کلامش
خونه به خونهی شهر
رفت و حجت تمام کرد
دید کسی با علی نیست
یاعلی گفت قیام کرد
یاقوی المظلوم
###
زهرا، چل شب، از پا ننشسته
هرگز، نمیشه خسته
ای داد، صدبار، افتاد، ایستاد
تا نفس آخر از نفس نیفتاد
به پای رهبرش ایستاد
برای مولا جون داد
مگه میشه یا زهرا بگی
نمونی پای حیدر
پیام فاطمیه س
مردن برای حیدر
با لگدهای دشمن
له میشه خواب و رویاش
هر کسی خواب بمونه
وقت یاری مولاش
یا قوی المظلوم
#فاطمیه
#داوود_رحیمی ✍
👇
.
#تک
#فاطمیه #حضرت_زهرا
قرآن میگه تو کار خیر، سبقت بگیر از دیگرون
السابقون السابقون، اولئک المقربون
اول از همه اومدم و
فاطمهس امید آخرم
فاطمهس فدایی علی
اولین مدافع حرم
از اول گفتیم یا زهرا
تا آخر مرد و مردونه
می مونیم پای این پیمان
می مونیم زهرا می دونه
یازهرا مدد یا زهرا
.......
قرآن میگه با همدلی، بشید با دشمن رو به رو
ای اهل ایمان اصبرو، و صابرو و رابطو
صبر و استقامت و امید
اولین پیام فاطمهس
انقلابی که به ما رسید
اولش قیام فاطمه س
تفسیر این آیه زهراس
زهرا که پای حیدر موند
با زهرا محشوره هر کس
تا آخر پای رهبر موند
یازهرا مدد یا زهرا
#####
قرآن میگه نور خداست، تو چشم حیدر منجلی
انا الیه الراجعون، ما بر میگردیم به علی
هر حکومتی یه طرف و
دولت علی یه طرفه
حاکم جهان علیه و
پایتخت مولا نجفه
توو دنیا تنها این کشور
مونده پای کار حیدر
این ملت عاشق میمونه
یاحیدر میگه تا آخر
یا حیدر مدد یا حیدر
#داوود_رحیمی ✍
#ام_المقاومه
#مثل_زهرا_پای_حق_می_ایستیم
👇
سیدرضا نریمانیبخش_دوم_زمینه_زندگیمون_رو_به_راه_بود_اما_دست_روزگار_زود.mp3
زمان:
حجم:
25.37M
📋 زندگیمون روبهراه بود
#زمینه #حضرت_زهرا
حاج سید رضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زندگیمون روبهراه بود
اما دست روزگار زود
دلخوشیه / زندگیم و گرفت / توی آتیش و دود
توو گلومون ناله و زمزمه سوخت
آتیش اومد دلخوشیِ همه سوخت
عرش اعلی سوخت / قلب بابا سوخت / آه که فاطمه سوخت
خدایا هنوزم نمیشه باورم
که دیدم با چشمام آتیش بود و مادرم
« وا اُمّاه، وا اُمّاه»
اون که راهه مادر و بست
توی کوچه ضرب اون دست
دست شیطون / بود و آینهی / کردگار و شکست
حُرمَت ناموس خدا رو شکست
تکیهگاه آسمونا رو شکست
قلب دنیا و / پشت بابا و / ذوالفقار و شکست
تا مادر زمین خورد سیاه شد آسمون
تا خونه کشیده روی زمین رَدِّ خون
« وا اُمّاه، وا اُمّاه»
مادر من قبل رفتن
کاری کرد که جون دادم من
وقتی که اون / کهنه پیراهن و / داد به جای کفن
واسه من از روضهی کربلا گفت
از سری که میره رو نیزهها گفت
از تن غَرقه / زخمی که میره / زیر دست و پا گفت
چه جوری ببینم داداش بیسر و
چه جوری ببوسم رگای اون حنجر و
« وا اُمّاه، وا اُمّاه»
#داوود_رحیمی ✍
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
.
📋 دستت و میبوسم بابای حسین
#سرود #مدح_امیرالمؤمنین
#سرود_امام_علی (ع)
حاج سید رضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دستت و میبوسم بابای حسین
دستت و میبوسم بابای حسن
دستتو میبوسم مثل پدرم
دستتو میبوسم ای پدر من
اَبَالْأَيْتَامی یا حیدر، سفارش می کنه مادر
به فرزندی قبولم می کنی آخر
دل من خیلی میخوادت، آقا ما رو نره یادت
فقط عشق تو رو خواستم از اولادت
دعای خیرت بوده و، شنیده خدا از دهنت
لیاقتم داده بشم، نوکر حسین و حسنت
پر طاووس و به این کبوتر چاهی دادن
اینجا نوکر شدم و بِم شرف شاهی دادن
«اهلاً و سهلاً یا ابوتراب»
خاک زیر پاتم یا ابوتراب
دستت و میبوسم بابای خودم
دست خدایی و دلبر خدا
دستت و بوسیدم دیوونه شدم
ضریحت رو که بوسیدم، دیگه چیزی نفهمیدم
خودم رو توی آغوش خدا دیدم
ضریحت چشمهی نوره ، ضریحت باغِ انگوره
بساط شادی ما پیش تو جوره
مؤذّنا صدات زدن، وسط اذون با صلوات
الهی از جا در بیاد، چشای تمومِ دشمنات
کعبه از روزی که شد خونه ی تو داره شرف
قبله ی ما رو خدا برده توو ایوون نجف
«اهلاً و سهلاً یا ابوتراب»
کلمة الحسنی اسم علیه
علیٌ الاعلی سرور منه
عروة الوثقامه دستای علی
شمس الضحی سایهش رو سر منه
روز میلاد تو خیلی خبره، کعبه از خوشحالی سینه میدَره
بهتر از دنیامه ایوون نجف، بهترین روزِ من روزِ پدره
علی بیمثل و ماننده، فقط مثل خداونده
درِ خونهش و هیچ موقع نمیبنده
علی معیار ایمانه، علی اسرار قرآنه
علی جلوهی بیتکرار یزدانه
علی علی هر کی بگه، که خدا جوابش رو میده
برا علی نوکری کن، فاطمه ثوابش رو میده
کار و بار همهمون دست همین دو نفره
نوکرای علی رو حضرت زهرا میخره
«اهلاً و سهلاً یا ابوتراب»
*شاعر: #داوود_رحیمی ✍
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.👇
.
#زمزمه
#روضه #ورودیه
#ورودیه_کربلا
بیا خواهر از محملت پایین
بیا آخر دنیامو ببین
منو میکُشن تو همین زمین
غریب و تنها
شده موقع دل بریدن و
منو از تو آخر میگیرن و
تو باید بری بسپری من و
به ریگ صحرا
اینجاست کربلا ؛ که گفته مادرم
هرچی مصیبته ؛ اینجا میاد سرم
اینجا تو بی کس و ؛ من بی قمر میشم
تو بی برادر و ؛ من بی پسر میشم
........................
داداش چی قراره بیاد سرم
ببین خاک نشسته رو معجرم
من این غِصه رو پیش مادرم
شنیده بودم
سرا پا میلرزم تو اضطراب
برای خودم نه برا رباب
من این روزا رو حتی توی خواب
ندیده بودم
گودال میبینم ؛ ای وای از تنت
احساس میکنم ؛ از من میگیرنت
ای کاش تو دلم ؛ آتیش بهپا نشه
ای کاش پام به این ؛ گودال وا نشه
..............................
چرا خاک اینجا پر از خونه
زمین و زمون روضه میخونه
رقیه میگه کی میریم خونه
چشم انتظاره
چرا خشک و بیحاله آسمون
قراره بمونیم باشه بمون
چرا ساربون مونده پیشمون
چه فکری داره
انگشترت داره ؛ چشماشو میدره
کاشکی میشد یه جور ؛ راضیش کنی بره
بد جور دورمون ؛ هی پرسه میزنه
این تازه اولِ ؛ دلشورهی منه
#شب_دوم_محرم
شاعر: #داوود_رحیمی✍
🔻مشابه سبک زیر خوانده میشود
.👇
.
📋رهام کن که میبینم عمه جون
#زمزمه #شب_پنجم_محرم
#سبک_روضه
#حضرت_عبدالله (ع)
رهام کن که میبینم عمه جون
کشیدن عمومو به خاک و خون
میبینی که تکیه زده به اون
نیزه شکسته
میبینم عمومو که بی کَسه
ولی حیف که زورم نمیرسه
به این نیزه که راه نفسِ
عمومو بسته
هرچی صدا زدم ، بسه دیگه نزن
انگار نمیرسید ، اصلا صدای من
گودال شاهده ، که بی حیا میزد
اون با غلاف تیغ ، این با عصا میزد
..................................
داره طاقتم سر میاد عمو
که قاتل با خنجر میاد عمو
چه کاری ازم بر میاد عمو
دستم بریده
دلم میتپه توی سینهمو
تو گودال کنارت میشینمو
چیزایی که دارم میبینمو
کسی ندیده
ای وای میبینم ، شمر و بالا سرت
نیزه به پیکرت ، خنجر رو حنجرت
ای کاش که میشد ، دستم سپر بشه
تا نگذارم از این ، نزدیکتر بشه
....................................
توی گوشمه خندههای کی
روی سینته ردّ پای کی
دارم نیزههارو یکی یکی
بیرون میارم
رسیدن و با کینهی علی
تو رو میزدن بی معطّلی
میخواستم برات سپر شم ولی
توون ندارم
دیدم که پنجه توو ، موی تو میکشید
خواستم سپر بشم ، قدم نمیرسید
تو کوچه هم بابام ، هرکاری کرد نشد
دردی حریف این ، اندوه و درد نشد
شاعر: #داوود_رحیمی✍
🔻مشابه سبک زیر خوانده میشود
.👇
.
📋یه لشکر پر از داد و هلهلهست
#زمزمه #شب_ششم_محرم
#سبک_روضه
#حضرت_قاسم (ع)
یه لشکر پر از داد و هلهلهست
یه لشکر پر از شور و ولولهست
یه لشکر پر از شمر و حرملهست
دلشوره دارم
شده بغض جنگ جمل شدید
حسن دیده دشمن تو رو که دید
واسهت نقشهی تازهای کشید
ای تکسوارم
با تیر و نیزهشون، شد قامتت نشون
از پیکر عسل، میریزه جای خون
اسبا یکی یکی، رد میشن از تنت
ضرب المثل شدی، با قد کشیدن
.............................
عجب روضهای شد تو کربلا
به یاد غم و رنج کوچهها
بازم تازه شد داغ مجتبی
عزا به پا شد
یه دشت و یه قاسم، یه دشمن و
با اسبا تنش رو فشردن و
توو خیمه زَنا غرق شیوَن و
غوغا بپا شد
اسم علی رو برد ، فرق سرش شکست
خون لختهها چه زود ، راه گلوشو بست
پهلوی زخمی و ، بازوی پُر ورم
زینب رسید و گفت ؛ « ای وای مادرم»
ای حسین....
شاعر: #داوود_رحیمی✍
🔻مشابه سبک زیر خوانده میشود
👇
.
#واحد_سنگین #دهه_محرم
📋 توو کوفه آهِ غربتم پیچید
#سنگین_روضه #واحد
#حضرت_مسلم
#شب_اول_محرم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو کوفه آهِ غربتم پیچید
اما کسی فریادم و نشنید
سنگم زده اونیکه تا دیروز
سنگِ تو رو به سینه میکوبید
تنها که موندم چیزایی دیدم
جز ناسزا هیچ چیزی نشنیدم
تو کوچهها اون حال زهرا رو
سیلی که خوردم تازه فهمیدم
راه منو توو کوچهها بستن
دستامو مثل مرتضی بستن
اما دلیل اشکام اینه که
کمر به کشتن شما بستن
«مظلوم کربلا حسین جانم
غریب کربلا حسین جانم»
...................
دردای بیاندازه میبینم
هر روز یه درد تازه میبینم
توو کوچه بازارا که میگردم
تیرایی مثل نیزه میبینم
دیگه دلم از کوفه بیزاره
هر کس برات یه فکرایی داره
از توو چشای خولی میبینم
دست از سرِ تو برنمیداره
حالم پریشونه ،چشمام گریون
از حرفاشون، میشه دلم پر خون
به دختراشون قول گوشواره
قول کنیز میدن به زنهاشون
«مظلوم کربلا حسین جانم
غریب کربلا حسین جانم»
.....................
هرجوری میتونی میگم برگرد
با این لبِ خونی میگم برگرد
من تشنه جون میدم میدونم که
لب تشنه میمونی میگم برگرد
حرف از خرید خنجره، برگرد
حرف از گلو و حنجره، برگرد
تیری که دست حرمله دیدم
از نیزهها هم بدتره، برگرد
تو کوفه زینب میشه پیر برگرد
مخدرات میشن اسیر، برگرد
اینجا کسی هم بازی اون نیست
دست رقیهت بگیر برگرد
«مظلوم کربلا حسین جانم
غریب کربلا حسین جانم»
*شاعر: #داوود_رحیمی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻#کارگروه_نوحه_گوشه_عشاق_اصفهان
.👇
.
#واحد_سنگین
#حضرت_رقیه
#شب_سوم_محرم
______
خبر داری به کی پناه بردم؟
خبر داری که من کتک خوردم؟
بالای نی سرت رو که دیدم
اینجور برات بگم بابا: مُردم
بابا شنیدی بِم چیا گفتن؟
باور نمیکنی کیا گفتن!
توو مسجد کوفه مسلمونا
توو بازارم یهودیا گفتن
بابا کجا بودی میترسیدم؟
میدونی چند شبه نخوابیدم؟
بابا جونم میدونی چند روزه
اون روی ماهتو نبوسیدم؟
###
معلوم نبود به عمهها میخورد؟
یا نه، به اون تشت طلا میخورد؟
چوبی رو که بالا میرفت دیدم
اما نمیدیدم کجا میخورد
اون ماجرا رو تازه فهمیدم
تا این لبای زخمیرو دیدم
حالا لب خشک منم سرخه
از بس لب خونیتو بوسیدم
میخوام شبیه تو بشم، میشه؟
داغ دلم اینجوری کم میشه
دستام کوچیکه میدونم، اما
داره لبامون مثل هم میشه
###
میبینی موی دخترت سوخته؟
مثل خودم موی سرت سوخته
باباجونم یادت میاد اون شب
گفتی موهای مادرت سوخته؟
کبودیهارو دیدی روو دستم؟
دیدی به زحمت روسری بستم؟
بازو و پهلومو ببین بابا
حالا شبیه مادرت هستم؟
من روضهخون حنجرت میشم
مرهم برا زخم سرت میشم
با اشک چشمام رووتو میشورم
مادر نداری مادرت میشم
شاعر: #داوود_رحیمی✍
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشابه سبک زیر خوانده میشود
👇
کربلایی مجتبی رمضانی518_70441457946649.mp3
زمان:
حجم:
7.17M
شور: یاحسین ای همه چیزم
کربلایی #مجتبی_رمضانی 🎤
شب نهم محرم ۱۴۴۷
جمعه ۱۳ تیرماه ۱۴۰۴
شاعر: #داوود_رحیمی ✍