.
#نوحه
#شب_هشتم_محرم
کنارجسمت،من نشسته ا م
چو فرق تو من، دل شکسته ام
پس ازتودیگر،نوردیـده ام
دگـرنـدارد، چشـم مـن ضیا
ای گـل بــاغ ، آل مصطفـی
علی علی الدنیا بعدک العفا(2)
ای توفروغ ، چشمان ترم
توغرق خونی،من نوحه گرم
کنارجسـم، پاره پاره ات
فتـاده ام مـن، ازغمت زپـا
ای گـل بــاغ ، آل مصطفـی
علی علی الدنیا بعدک العفا(2)
به روی جسمت،تافتاده ام
چهره به روی ،تونهاده ام
بگو تویکدم، باپدرسخـن
تانشده جان، ازتنـم جـدا
ای گـل بــاغ ، آل مصطفـی
علی علی الدنیا بعدک العفا(2)
فتـاده چـون بر،فرقت نظرم
فتاده ام من، یـادپـدرم
غرقه به خون شد،رخسارۀ تو
شق القمر شد، درکرببلا
ای گـل بــاغ ، آل مصطفـی
علی علی الدنیا بعدک العفا(2)
ببین که زینب ،آمدازحرم
شراره دارد ،جـان وپیکـرم
نه نوردیده،نی تاب وتوان
چسان برم تا،خیمه گه تورا
ای گـل بــاغ ، آل مصطفـی
علی علی الدنیا بعدک العفا(2)
#سیدهاشم_وفایی ✍
.👇
.
#نوحه_سنتی
#شب_دهم_محرم
مردان خداامشب ، مشغول مناجاتند
فردا همه بایزدان، مشتاق مـلاقاتند
دراین شب عاشورا شدکرب وبلا غوغا یافاطمة الزهرا(2)
هفتادو دوپروانه، امشب همه سوزانند
دور وبرشمع عشق، فردا زشهیـدانند
دراین شب عاشورا شدکرب وبلا غوغا یافاطمة الزهرا(2)
درکرب وبلا گل ها، دلـدادۀ توحیـدند
آئینـۀ نـوری از، منظومـۀ خورشیـدند
دراین شب عاشورا شدکرب وبلا غوغا یافاطمة الزهرا(2)
امشب برسد برگوش، قرآن علی اکبر
فردا به خداگردد، چون گل زستم پرپر
دراین شب عاشورا شدکرب وبلا غوغا یافاطمة الزهرا(2)
ازدیده اگرقاسم ، اشکی به زمین بارد
شوقی زشهادت او، درسینۀ خود دارد
دراین شب عاشورا شدکرب وبلا غوغا یافاطمة الزهرا(2)
امشب اگرعباسش، دردست علم دارد
فـردابه ره قـرآن، دستـان قلـم دارد
دراین شب عاشورا شدکرب وبلا غوغا یافاطمة الزهرا(2)
امشب همگی جمعند، دورو برگهواره
فردا گلـوی این گل، باتیر شـود پاره
دراین شب عاشورا شدکرب وبلا غوغا یافاطمة الزهرا(2)
امشب زغم فردا، زینب کشدازدل آه
فردابزند بوسـه، برحنجـر وجـه الله
دراین شب عاشورا شدکرب وبلا غوغا یافاطمة الزهرا(2)
#سیدهاشم_وفایی ✍
.👇👇
زمان:
حجم:
165.4K
#روز_دهم_محرم
تا حسین ازجان گذشت وسوی قربانگاه رفت
از زمین تا آسمان پیوسته دود آه رفت
چون قدم در وادی سرخ منا می زد حسین
«از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد حسین»
ذوالجناح او به خیمه سربه خاک غم نهاد
ازفغان کودکان لرزه به عرش حق فتاد
چون که آتش ازغمش برماسوا می زد حسین
از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد حسین
مثل برق ازپیش چشمش می گذشت آن لحظه ها
دست برسر ،داشت برلب ناله ی واغربتا
داغ وقتی بر دل اهل ولا می زد حسین
از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد حسین
قاتل ازیک سو دوید وزینب از یک سو دوید
قاتل او خنجر و زینب ز دل آهی کشید
با هزاران زخم دم از ربنا می زد حسین
از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد حسین
با خدا وقتی که او لبریز شور وحال بود
اول معراج او ازخاک آن گودال بود
درهمان لحظه که پرسوی خدا می زد حسین
از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد حسین
از زمین تا آسمان گلبانگ واویلا رسید
ناگهان برگوش جان فریادی از زهرا رسید
چون که سربر دامن خیرالنسا می زد حسین
از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد حسین
#سیدهاشم_وفایی ✍
.
.
#نوحه
#شب_هشتم_محرم
کنارجسمت،من نشسته ا م
چو فرق تو من، دل شکسته ام
پس ازتودیگر،نوردیـده ام
دگـرنـدارد، چشـم مـن ضیا
ای گـل بــاغ ، آل مصطفـی
علی علی الدنیا بعدک العفا(2)
ای توفروغ ، چشمان ترم
توغرق خونی،من نوحه گرم
کنارجسـم، پاره پاره ات
فتـاده ام مـن، ازغمت زپـا
ای گـل بــاغ ، آل مصطفـی
علی علی الدنیا بعدک العفا(2)
به روی جسمت،تافتاده ام
چهره به روی ،تونهاده ام
بگو تویکدم، باپدرسخـن
تانشده جان، ازتنـم جـدا
ای گـل بــاغ ، آل مصطفـی
علی علی الدنیا بعدک العفا(2)
فتـاده چـون بر،فرقت نظرم
فتاده ام من، یـادپـدرم
غرقه به خون شد،رخسارۀ تو
شق القمر شد، درکرببلا
ای گـل بــاغ ، آل مصطفـی
علی علی الدنیا بعدک العفا(2)
ببین که زینب ،آمدازحرم
شراره دارد ،جـان وپیکـرم
نه نوردیده،نی تاب وتوان
چسان برم تا،خیمه گه تورا
ای گـل بــاغ ، آل مصطفـی
علی علی الدنیا بعدک العفا(2)
#سیدهاشم_وفایی ✍
.👇
#امام_سجاد_شهادت
ز بعد کرب وبلا کارتو اگر زاری است
قیام گریۀ تو خود حدیث بیداری است
خدا نخواست که خالی شود زمین ازتو
اگرکه مصلحت تو تب است و بیماری است
که گفته اشک ندارد صدا،که تا محشر
صدای اشک تو درغربت زمان جاری است
بهشت سرخ ولایت هنوز هم سبز است
که باغبانی این باغ با گهرباری است
اگر که پایۀ ظلم ازکلام تو لرزید
پیام خطبۀ روشنگر تو هشیاری است
تو را به زهر چه حاجت که روی سینۀ تو
زدشت کرب وبلا زخم غربتی کاری است
به عزّت و به مقام و وجاهتت سوگند
نصیب دشمن ظالم هنوز هم خواری است
به ناله های دل زائر شما مهدی
بقیع شب همه شب شاهد عزاداری است
زهجرکوی تودلتنگ شد «وفایی» وگفت
زشوق جان من آگاه حضرت باری است
#سیدهاشم_وفایی
#امام_حسین_ع_مناجات
هر که را مهر تو ای دوست عطایش نکنند
عاشق وشیفتۀ کرببلایش نکنند
پای میزان قیامت چه تهی دست بود
آنکه را گوهر مهرتو عطایش نکنند
به حریم تو که شد کعبۀ مقصود قسم
دل بی عشق تورا قبله نمایش نکنند
به حرمخانۀ عشق تو کجا ره یابد
هرکه را درره تو آبله پایش نکنند
کی غنی می شود ایدوست دل مسکینم
بردر خانۀ تو گرکه گدایش نکنند
هرکه امروز نبندد کمرخدمت تو
به جزا با نظر لطف صدایش نکنند
دل اگرنیست گرفتار کمند غم تو
روز محشر زغم وغصه رهایش نکنند
همۀ عمرطلب کرد «وفائی» زخدا
که زدرگاه تو یک لحظه جدایش نکنند
شاعر: #سيدهاشم_وفايي
.👆
#حضرت_رقیه
#پنجم_صفر
حالا که برگشتی سرت پیکر ندارد
بابا رقیه طاقتی دیگر ندارد
از بس که خورده سنگ و چوب و ضرب خنجر
یک جای سالم این سر و حنجر ندارد
سرخی چشمم را ببین از ضرب سیلی
حوریهات سویی به چشم تر ندارد
ای گوشوار عرش! بنگر دخترت را
گوشم شده پاره، دگر زیور ندارد
از تازیانه بالهای من شکسته
دیگر کبوتربچهی تو پر ندارد
زهرا مرا بوسید در صحرا که دشمن
هرگز نگوید دخترت مادر ندارد
دردانهات را با شهیدان همسفر کن
تاب جدایی از علی اصغر ندارد
بس کن «وفایی» اضطرابم بیشتر شد
تاب سخن دیگر دل مضطر ندارد.
#سیدهاشم_وفایی ✍
#شب_سوم_محرم
.
.
#پنجم_صفر
حرکت بسمت کربلا
وداع باهم سفر
می خواهم ازاين جا بروم ،بی تو رقيّه
زين شام غم افزا بروم ،بی تو رقيّه
آوار شد ازداغ تو دنيا به سرم ، باز
بامحنت دنيا بروم، بی تو رقيّه
من باتو سفركردم وسخت است كه اكنون
باگريه ونجوا بروم، بی تو رقيّه
ای غنچه ی پرپر شده برگو كه چگونه
تاگلشن زهرا بروم ،بی تو رقيّه؟
يادآورم ازگُم شدنت دردل صحرا
چون جانب صحرا بروم ،بی تو رقيّه؟
كی می رود ازخاطرمن ،روی كبودت؟
ازشام به هرجا بروم، بی تو رقيّه
دريا شود ازياد لبت چشمه ی چشمم
گربرلب دريا بروم ،بی تو رقيّه
سخت است وداعِ زتو،برگوبه چه حالی
ازشام بلايا بروم ،بی تو رقيّه؟
ياد تو بوَد هم سفر و همدم زينب
يك لحظه مبادا بروم ،بی تو رقيّه
#سیدهاشم_وفایی ✍
#سبک_من_دربدر_عشق_ابالفضل_و_حسینم
.
.
#مشایه_اربعین
حب الحسین یجمعنا
.
از خیابان نجف تا کربلا
شوری از محشر شده گویی به پا
هریکی با پرچم سرخ حسین
می رود با نغمه ی یا لیتنا..
هرسوفرشته ای زند ،بر زائران او صدا
حب الحسین یجمعنا، حب الحسین یجمعنا
بنگر هر طرفی قدم قدم
اجتماع عرب و ترک و عجم
همه راهی به سوی باغ بهشت
وه چه زیباست حرم تا به حرم
پای پیاده می روند ، دلدادگان کربلا
حب الحسین یجمعنا، حب الحسین یجمعنا
بچه وپیر و زن و مرد همه
شده راهی به کنار علقمه
می فتد برهمه زوار حسین
نظر ام بنین و فاطمه
خون ابوالفضل وحسین، بنوشته برلوح وفا
حب الحسین یجمعنا، حب الحسین یجمعنا
کعبه ی اهل ولا شد حرمش
چشم داریم همه برکرمش
در همه راه دعایی داریم
به امید فرج منتقمش
روزی زکعبه می رسد،براهل عالم این ندا
حب الحسین یجمعنا، حب الحسین یجمعنا
#سیدهاشم_وفایی ✍
#مشایه #اربعین
.👇
.
#مشایه_اربعین
پیاده روی به کربلا
پای پیاده می روم قدم قدم سوی حرم
قبله نما شده دلم سوی حرم سوی حرم
ازجان ودل زنم ای نورهردوعین
لبیک یا حسین لبیک یاحسین
***
کبوتران این حرم که دسته دسته می روند
به سوی گنبد حسین چه پرشکسته می روند
برما زمهرخویش دادی تو زیب وزین
لبیک یا حسین لبیک یاحسین
***
شکر خدا کنم که من برحرم تو زائرم
خاک ره عطیه و غبار راه جابرم
خاک تو زینتی داده برعالمین
لبیک یا حسین لبیک یاحسین
***
روم که یک سیاهی همایشی زدین شوم
همره زینبین او زائر اربعین شوم
من ذره ی توام ای مهر مشرقین
لبیک یا حسین لبیک یاحسین
***
سزاست گرطلب کنم زحق امام نور را
نظر کنم به چشم دل جاده ای از ظهور را
ای آفتاب عشق ای نور نیرین
لبیک یا حسین لبیک یاحسین
#سیدهاشم_وفایی✍
#مشایه #اربعین
👇
.
#بازگشت_کاروان_به_مدینه
پرستوی مهاجر
ای مدینه سوی تو با دیدۀ تر آمدم
با برادر رفته بودم، بی برادر آمدم
ای مدینه دربرویم وامکن راهم مده
چون که بی امید جان خود براین درآمدم
ای مدینه تاکه گویم شرح حال خویش را
همچو مادر برسر قبر پیمبرآمدم
ای مدینه همره یک کاروان رنج وملال
سوی تو با کودکان ناز پرور آمدم
ای مدینه سوختم از آتش داغ حسین
چون پرستویی مهاجر گرکه بی پرآمدم
کاخ استبداد را با خطبه ام آتش زدم
دشمنان را ناتوان دیدم ، توانگر آمدم
وقت رفتن قاسم وعباس واکبر داشتم
بی علی اکبرو عباس واکبر آمدم
دیده ام خونین بدن گلهای باغ عشق را
ازکنار گلشنی در خون شناور آمدم
یوسف آل علی را دشمنان کشتند ومن
همره پیراهنش با دیدۀ تر آمدم
گرکه ریزم برسر خود خاک غم،عیبم مکن
کزکنار پیکری صد چاک وبی سر آمدم
گرکه نشناسد مرا عبدالله جعفر بگو
زینبم من کز سفر با دیدۀ تر آمدم
کزخودم دادم نشان، ازاین دیار «وفایی» با
اشک ریزان رفتم و،با دیدۀ تر آمدم
#سیدهاشم_وفایی ✍
#بازگشت_به_مدینه
.
.
#نوحه_امام_رضا
زمزم غم
خون گریه کن دل من ، ازاینکه غم نصیبی
آوای وا غریبا، می آید از غریبی
که گوید خدایا جواد من نیامد
ای وای ازاین مصیبت(3)
آن که به درد عالم، باشد طبیب ودرمان
از شعله های زهر، مأمون چرا دهد جان
الهی بمیرم که عمر او سرآمد
ای وای ازاین مصیبت(3)
را نفس کشیدن، را زهر کینه بسته
مانند مادرخود، روی زمین نشسته
پیچیده به خویش و راه نفس شده سد
ای وای ازاین مصیبت(3)
درباز کن ابا صلت، مهمان ز ره رسیده
آبی بزن رهش را، با اشکهای دیده
رسیده جوادش به اشک غم به مشهد
ای وای ازاین مصیبت(3)
لب تشنگان هستی ، زمزم غم بنوشید
دراین مصیبت وغم، رخت سیه بپوشید
دریغا که رفته عالم آل احمد
ای وای ازاین مصیبت(3)
#سیدهاشم_وفایی✍
#شهادت_امام_رضا #آخر_صفر
👇