.
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
فَابکِ عَلی' رقیه، که او را چه بد زدند
فَابکِ عَلی' رقیه، که بر او لگد زدند
منزل به منزل عاطفه اَش غرق آه شد
هر جا رسید کعبِ نِئی سدّ راه شد
وقتی شبیهِ مادر سادات شد مفید
از بسکه ضربه خورد، چو او قامتش خمید
کوچک ولی بزرگِ حرم شد، ز داغ و درد
تاثیرِ اوست، بیشتر از صد هزار مَرد
از بسکه دید محنت و غمهای عالمین
شد پیر راهِ قافله زینب و حسین
حالا که اینهمه اثرش جاودانه شد
مانند فاطمه به تنش تازیانه شد
تا گفت یاعلی، کتکی خورد بیشتر
یافاطمه که گفت، چَکی خورد بیشتر
هر بار، ذکرِ یااَبَتا یاحسین گفت
سیلی جواب او شد و بَد ناسزا شِنفت
خسته نشد از اینهمه دردی که میچشید
خسته شد از کنایهی زشتی که میشنید
مویی که بارها دلِ باباش، آب شد
در دستِ زجر، گیسوی پُر پیچ و تاب شد
از فَرطِ ضربه ها، که دهانش بخون نشست
دندان و لَثّهها و زبانش بخون نشست
لَحنَش ز لَحنِ فاطمه زینت گرفته بود
شیرین زبانِ قافله، لُکنَت گرفته بود
برگشته بود، لهجهی بابایی گفتنَش
داداشی است، عاشقِ لالایی گفتنَش
بر نیزه رَاسِ کودکِ شش ماهه را که دید
غَش کرد و طفل، شیوهی لالایی اَش ندید
در آخرِ مسیر، شد از یک پدیده شاد
بابا ز نیزه خم شد و یکباره بوسه داد
این بوسه را دوباره سحر در خرابه دید
وقتی سری، به دیدهی تر در خرابه دید
بعد از یکی دو دردِ دل، انگار جان گرفت
در آخرین نفَس، لبِ بابا نشان گرفت
لب های پاره پاره، به اشکش که شُسته شد
چشمانِ خسته اَش به پدر بود و بسته شد
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
#پنجم_صفر
#محمود_ژولیده ✍
.
.
#مناجات_با_امام_زمان
با اینهمه دِلواپسی و ناله و زاری
ترسم همه این است، که در موسمِ یاری
گردم ز تو و یاری اَت، ای یار فراری
باز از سرِ اِکرام، تو منَّت بگذاری
انگار نه انگار که از من گله داری
هربار که گفتم برسان درکِ حضورم
بیشک تو همین دور و بری، من ز تو دورم
از نزدِ تو راحت شده بسیار، عبورم
شاید برسد با تو همان لحظه قراری
انگار نه انگار که از من گله داری
هر طفل، به بابای خودش کرد غریبی
گم شد ز رَه و، رفت بدامان رقیبی
باید بِهَراسیم ز هر، دام و فریب
با اینکه کنم اشک تُرا اینهمه جاری
انگار نه انگار که از من گله داری
گه سوی گنه، گاه بدنبال ثوابم
بی آنکه بدانم ز ثوابم ز عِقابم
زیر نظر توست حسابم وَ کتابم
هرچند زِ من دلخوشی، ای یار نداری
انگار نه انگار که از من گله داری
ای قامتِ مولائی تو، قبلهی جانم
ای سایهی زهرائی تو، امن و امانم
ای شیوهی آقائی تو، تاب و توانم
کی گفته غلام تو ندارد کس و کاری
انگار نه انگار که از من گله داری
راهم بدهی از کرم و لطفِ عجیبت
در محفلِ ماتمکدهی جدِّ غریبت
ای جان بفدای تو و چشمانِ نجیبت
تا کی به رویم بابِ کرم، باز گذاری
انگار نه انگار که از من گله داری
در همرهیِ قافلهی کرب و بلایت
اشکم دهی از همدمیِ صبح و مسایت
همناله کنی نوکرِ خود را به نوایت
بر دیدهام از روضه دهی ابر بهاری
انگار نه انگار که از من گله داری
هربار که گفتم سخن از معجر زینب
یا سنگِ رَهِ کوفی و زخمِ سر زینب
یا مسخرهی شامی و چشمِ تر زینب
خون گریهی تو داد مرا، گریه و زاری
انگار نه انگار که از من گله داری
وقتی که برای تو، ز مظلومه بخوانم
یا روضهای از عمهی مضروبه بخوانم
یا گوشهای از روضهی مکشوفه بخوانم
از درد، نمانَد به دِلت تاب و قراری
انگار نه انگار که از من گله داری
روزیکه قدومِ تو بسوی حرم آید
ایکاش که روی تو به چشم ترم آید
امید که بر پای تو جان و سرم آید
گر در سپهَت از شهدایم بشماری
انگار نه انگار که از من گله داری
#امام_زمان
#محمود_ژولیده ✍
.
.
#مشایه
#یا_حسین_علیه_السلام_ادرکنی
عطر ظهور میرسد، از نفس حسینیان
درک حضور میرسد، از نفس حسینیان
کرده امامِ اربعین، باز قیام در زمین
نفخهی صور میرسد از نفس حسینیان
جاده به جاده صف به صف، قافله آید از نجف
عشق و شعور میرسد از نفس حسینیان
راهِ نجف به کربلا، راهِ رسیدن به خدا
برگ عبور میرسد از نفس حسینیان
موکب عاشقان بپاست، یاد گرسنگان رواست
رزقِ وفور میرسد از نفس حسینیان
لعلِ لبانِ تشنه را، همسفرانِ تشنه را
جامِ طهور میرسد از نفس حسینیان
سینهزنانِ کربلا، بر غم و درد مبتلا
نوحه و شور میرسد از نفس حسینیان
کرب و بلا قیامتیست، گِردِ حرم اقامتیست
شورِ نشور میرسد از نفس حسینیان
□ □ □
یادِ شرر به خیمهگاه، یادِ گذر ز قتلگاه
ذکرِ عبور میرسد از نفس حسینیان
یادِ عبور کاروان، یاد حجابِ بانوان
وقتِ مرور میرسد از نفس حسینیان
عطرِ حضورِ فاطمه، پخش شده به علقمه
نامِ غیور میرسد از نفس حسینیان
هر که کند مسیر طِی، یاد کند ز رَاس و نِی
جلوهی نور میرسد از نفس حسینیان
یادِ سرِ بریده و بانوی قد خمیده و
بوی تنور میرسد از نفس حسینیان
هم قدَمانِ قافله، پای همه پُر آبله
روضهی حور میرسد از قدم حسینیان
یاد خرابه تازه شد، داغِ سهساله تازه شد
گریه وفور میرسد از نفس حسینیان
نیمه شب و اسارت و گمشده و جسارت و
ناله چهجور میرسد از نفس حسینیان
تا که فتاد دختری، یاورِ اوست مادری
آه ز دور میرسد از نفس حسینیان
دختِ یتیمِ دربدر، گفت مرا بِبَر پدر
با تو سرور میرسد از نفس حسینیان
گریهی زینبِ حزین، نالهی زین العابدین
اشکِ غرور میرسد از نفس حسینیان
زیر شعاعِ ماهتاب، کاخِ یزید شد خراب
حق به صبور میرسد از نفس حسینیان
#امام_حسین #اربعین
#محمود_ژولیده ✍
.
.
#روضه_حضرت_رقیه_علیهاسلام
#گفتگوی_سر_بریده_پدر_با_دختر
دخترِ با اَدبم، آوا کن
پاشو از جا، طلبِ بابا کن
تا تو فریاد کنی، کو بابا؟
آمدم پیشِ تو با سر، نَه به پا
منکه دلتنگِ سخنهای توأم
نیمهشب، مونسِ تنهای توأم
ای بقربانِ تو و آوایت
صورتَت سوخته، چون بابایت
چقدَر پای تو، زخمی شده است
گِرهِ اَبرویَت، اَخمی شده است
من تُرا از سرِ نِی، میدیدم
وای، در مجلسِ مِی، میدیدم
آنقدَر گریه برایت کردم
بوسهای، هدیه برایت کردم
از چه گفتی، به همه دردِ سَری؟
نازنینم! تو شبیهِ پدری
بعدِ غُسلَت چو پدر، بیکفنی
کفنَت هست فقط، پیرهنی
منهم از کرب و بلا، بیکفنم
پاره پاره ست به نِی، پیرهنم
خود ببین، صورتِ خاکستریاَم
که تو بابایی و من، دختریاَم
تو که مصباحِ هُدای حرمی
بعد از این، از شُهدای حرمی
تو در این شهر، علَم میمانی
تو علمدارِ حرم، میمانی
شامیان روزِ علی، شب کردند
تا چهل سال به او، سب کردند
سوزِ زهرائیِ تو، غوغا کرد
شامِ غم را، سحرِ مولا کرد
انقلابِ تو تسلای علیست
بعد از این شام، مصلای علیست
شام، دلدادهی مکتب بشود
کربلای تو و زینب بشود
هرچه جولانگهِ دشمن گردد
بهتو سوگند، که ایمن گردد
زیبیون که ز ایران آیند
همرهِ یار، شهیدان آیند
#حضرت_رقیهدعلیهاسلام
#گفتگوی_سر_بریده_پدر_با_دختر
#پنجم_صفر #شب_سوم_محرم
#محمود_ژولیده ✍
تیر۱۴۰۴/صفر۱۴۴۷
.
.
#طلب_حاجات_از_باب_الحوائج
#حضرت_عباس_علیه_السلام
ایکه بابُ الحوائجی، عباس
فتحِ سوریه را، تو امضا کن
خود، بهروی تمامِ مشتاقان
حرمِ زینبیه را، وا کن
از تو درخواست میکنیم، امشب
نظرِ لطف و مرحمت بکنی
حرمِ عمّهجان، محاصره است
از رقیه، محافظت بکنی
یا اباالفضل، حاجتی دارم
دستِ امّید، میبرم بالا
بیپناهانِ غزّه را، دریاب
وقتِ نصرت شده، همین حالا
ای علمدار، کن علمداری
به علمدارِ ما، مدد برسان
به شهیدان دهم ترا سوگند
تو به او، فتحِ بیعدد برسان
به نَواخوانیِ اَنالمهدی
چشمِ ما، سوی یوسف زهراست
به لِثاراتِ او قسم، عباس
که نگاهِ همه، بدستِ شماست
مرداد۱۴۰۴/صفر۱۴۴۷
#شب_نهم_محرم
#محمود_ژولیده ✍
.
.
#زمینه_حضرت_عباس_علیه_السلام
به سبک:
ای ساقی لب تشنگان
پشت و پناه کودکان
ای جان جانانم سقای طفانم
خیز ای اباالفضل رشید۲
از داغ تو پشتم خمید
گشته امیدم ناامیدم
ای راحت جانم سقای طفانم
اهل حرم در انتظار۲
از هجرِ ساقی بیقرار
در خیمه افتاده شرار
ای یار عطشانم سقای طفانم
بنگر هراسِ بچهها۲
شد بیتو غارت خیمهها
بین گریهها و خندهها
ای نور چشمانم سقای طفانم
دستانِ کوفی وا شده۲
در بِینِشان دعوا شده
حمله به معجرها شده
ای ماه تابانم سقای طفانم
بین گوشهای پاره را
هم غارت گهواره را
هم زینب آواره را
وای از اسیرانم سقای طفانم
مرداد۱۴۰۴/صفر۱۴۴۷
#محمود_ژولیده ✍
#شب_نهم_محرم
#سبک_ای_ساقی_لب_تشنگان
.
.
#روضه_ورود_به_مدینه
السلامُ علیکَ یا جَدّاه
آمده زینبت به ناله و آه
خسته از غربت و مصیبتِ راه
قدکمان از مصائبی جانکاه
گرچه پیروز آمدم به حضور
خانمانسوز آمدم به حضور
همه هستی ز دست دادم و باز
روی پاهای خود سِتادم و باز
ایستادم، ولی فتادم و باز
شد ادامه رهِ جهادم و باز
بازگشتم سوی مدینه ولی
نه حسین است همرهم، نه علی
نه به دل، جز غمی بجا مانده
نه مرا محرمی بجا مانده
نه بجز ماتمی بجا مانده
نه سپاهِ کمی بجا مانده
ماند بر خاک، یااباالقاسم
هیجده کشته از بنی هاشم
همه را کشته ناگهان دیدم
بارشِ نیزه و سنان دیدم
قتل و غارت ز دشمنان دیدم
لشکری در پیِ زنان دیدم
نه علمدار در کنارم بود
نه کسی آشنا و یارم بود
ناگه از نیزهای سری افتاد
بر زمین پاره پیکری افتاد
چشمِ خولی، به دختری افتاد
دستِ جلاد، معجری افتاد
ناگزیر، اَمر بر فرار آمد
بدترین شامِ روزگار آمد
همه جا دود و آتش و خون بود
خیمهها سوخت، ماه محزون بود
یاسهایت کبود و گلگون بود
وضعِ اهلِ حرم دگرگون بود
تازه آغاز شد اسارت ها
چه بگویم من از جسارت ها
□ □ □
سخنی بهر مادرم دارم
زخمهایی به پیکرم دارم
آه در قلبِ مضطرم دارم
معجری باز بر سرم دارم
غم مخور، زینبِ تو غوغا کرد
خطبه ها کارِ معجز آسا کرد
مادرا دیدهی تر آوردم
اُسرا را به محضر آوردم
لشکری پاره معجر آوردم
خبر از شاهِ بی سر آوردم
تا مسیرم ز قتلگه طی شد
چقدر سر بریده بر نی شد
کامِ لب تشنگان خنک نشدند
زخمها خالی از نمک نشدند
هیچ یک فارغ از کتک نشدند
غیرِ زینب، ز کس کمک نشدند
در دفاع از حرم، هنر کردم
همه جا خویش را سپر کردم
هیچکس ناسزا نگفت بما
تهمت و ناروا نگفت بما
کوفه اصلاً خطا نگفت بما
بزمِ شام از جفا نگفت بما
من نگویم ز اِفتِرا چیزی
تا بماند قضيهی هیزی
خبرِ سخت، شامِ ویران است
در خرابه سهساله مهمان است
آنکه خورده شکست، عدوان است
کاخِ دشمن، به موجِ طوفان است
زین سفر مانده بهرِ سوغاتی
پاره پیراهنی، جراحاتی
#بازگشت_به_مدینه
#بازگشت_کاروان_به_مدینه
#محمود_ژولیده ✍
.
.
#رحلت_رسول_اکرم #رسول_الله
(توسل و گریز)
یارسولَ الله ممنونم ز الطاف شما
اینکه هستم روز و شب اطراف و اکناف شما
نیستم از زمرهی اصحابِ ناب و راستین
هستم اما از سرِ توفیق اطراف شما
از خدا خواهم نگردم دور، یک آن از درت
تا ندانم خویش را، پنهان ز اِشراف شما
جمله ذرات جهان، هستند از اَحبابِتان
کیست داند ذرهای از کوهِ اوصاف شما
دردِ دل ناگفته دانی، یک توسل کافی است
ای دلم آئینهی رخسارِ شفاف شما
در عمل هستم غدیری، با اِطاعت از علی
نیستم هنگامهی لبیک، حراف شما
نیستم اهل فرار از تنگهی سختِ اُحد
رهسپارم با علی تا قلهی قاف شما
تو اَبالزهرائی و من عبد کویش از ازل
حبّ زهرا دارم از اَخلاف و اَسلاف شما
ای علی را برترین محبوب، محبوبِ دلم
ای خدایت با خبر از آن دلِ صاف شما
بینِ مردم، از همه کسبِ حلالیَّت کنی
جان بقریان صفا و عدل و انصاف شما
قاتلَت با حیله زَهرت داد، صد لعنت به او
ای شهادت جامهی زیبا و زرباف شما
لحظهی آخر هم از یاریِ حیدر دم زدی
دشمنت مانع شد از تثبیتِ اهداف شما
دوزخِ اهلِ نفاق از اهلِ عصیان بدتر است
در قیامت میشود روشن ز اَعراف شما
تشنه لب را جای آب از نیزه سیرابش کنند
شد گریز روضهی من، سورهی کاف شما
از دَمِ شمشیرشان، سبطِ پیمبر کشته شد
از غلافِ تیغشان، زهرای اطهر کشته شد
#بیست_و_هشت_صفر
#بیست_و_هشتم_صفر
#رحلت_پیامبر_اکرم
#محمود_ژولیده ✍
.
.
#امام_حسن
#یا_حسن_المجتبی_علیه_السلام_ادرکنی
دل زنده میشوم ز وجود تو یا حسن
ما را تو بردهای نجف و کربلا حسن
دست تمام اهل سماوات سوی توست
خوانده کریمِ آل عبایت، خدا حسن
هرگز کسی ز کوی تو نالان نمیرود
حتی کسی که کرده جسارت ترا حسن
سوزِ دلِ تو، نغمهی قرآنی خداست
دل میبرد قرائتت از مرتضا حسن
اول کسی که شِبهِ پیمبر شده تویی
آئینهی تمام رخِ مصطفا حسن
بالِ فرشته فرش قدمهای فاطمیت
ای خاکِ پات، سرمهی چشمانِ ما حسن
با این وجود، کاش بمیرم برای تو
وقتی قَدَت، به مادرتان شد عصا حسن
آن صحنهی بلا که تو در کوچه دیدهای
حق داشتی، که عمر تو شد در عزا حسن
سیلی چنان مقابل چشمت به یاس خود
کز ضربِ آن، نشست به دیوار جا حسن
از بس که اعظم است مصیباتِ حضرتت
والله کربلاست به تو مبتلا حسن
وقتی به خانه، همسرِ تو قاتلِ تو شد
گفتی برو، حسین نبیند ترا حسن
آهِ رباب هم ز غمِ تو شنیدنی است
وقتی کند ز جاریِ خود شِکوهها حسن
شد خانهات ز پاره جگر، قتلگاهِ تو
گودال هم برای تو دارد نوا حسن
آماجِ تیر شد بدنت، از روی کفن
گریانِ توست، بی کفنِ کربلا حسن
#بیست_و_هشتم_صفر
#شهادت_امام_حسن
#محمود_ژولیده ✍
.
.
#مناجات_با_امام_زمان
#بیست_و_هشتم_صفر
#امام_زمان #رسول_الله #امام_حسن
سؤال از خودمان، از چه یک زمان نکنیم
که اعتماد، چرا بر اماممان نکنیم
توسلاتِ درونی، اگر زیاد شود
توقعاتِ زیادی از این و آن نکنیم
چقدر حقِ ولیِ خدا، اَدا کردیم
چرا عنایتِ او را کمی عیان نکنیم
همیشه اوست که باشد، ز جان مراقبِ ما
چرا تشکری از صاحب الزمان نکنیم
دلِ امام زمان، از گناهِ ما خون است
بس است، گفتگویی از گناهمان نکنیم
□ □ □
کسی که داغِ پیمبر به سینهاش دارد
رواست صحبتی امروز، غیرِ آن نکنیم
کسی که جدِ غریبش حسن، جگر پاره ست
به غیرِ سوزِ جگر، مطلبی بیان نکنیم
کسی که مادرِ او را به کوچهها زدهاند
چرا توجهی اصلاً به اصلِ آن نکنیم
کسی که عترتِ او را به خارجی خواندند
چرا به یاریِ او، یادِ کاروان نکنیم
حسین کشته شد و عترتش اسیر شدند
که ما به جهل، اِطاعت ز گمرهان نکنیم
خدا گواه که امروز، مثلِ آنروز است
اگر مسیرِ ولیِ خدا، نشان نکنیم
شهیدِ امنیتِ ما، شهید کرب و بلاست
چرا تسلّیِ از داغدیدگان نکنیم
قسم به فاطمه، اینجا حریمِ فاطمه است
چرا دفاع ز مرزِ حریممان نکنیم
اگر شود خبری؛ پرچمی نمیماند!
تهاجمِ حرمِ خویش، بی اَمان نکنیم
بِمان بپای ولایت، قوی و مستحکم
وگرنَه در رهِ قلّه، نثارِ جان نکنیم
قسم به صبحِ فرج، انتقام نزدیک است
اگر که غفلت از این راهِ جاودان نکنیم
#محمود_ژولیده ✍
گریز #مقاومت_اسلامی
.
.
#شعر_روضه_امام_رضا_علیه_السلام
پاره جگر منم، که به مرگم رضا شدم
آخر ز فرطِ غصه، چنان مجتبا شدم
گاهی ز داغِ مادرِ مظلومهی جوان
راضی به مرگِ خویش، به دست دعا شدم
مظلومیِ علی، که مرا کشت بارها
اصلاً فدائیِ علیِ مرتضا شدم
احکام، زیرِ پا شد و دین منحرف ز راه
عمری قرینِ دردِ دلِ مصطفا شدم
هجرِ پدر، چنان همه عمرِ مرا گرفت
گوئی که خویش، حبس به سجنِ بلا شد
از غصههای سخت و گلوگیرِ جدّ خویش
صاحب عزای خامسِ آل عبا شدم
آنقدر روز و شب به غمِ او گریستم
تا عاقبت شهید رهِ کربلا شدم
در حجره دست و پا زدنم چون حسین شد
نیزه نخورده، بر غمِ او مبتلا شدم
وقتی جواد، بر سرِ بالینِ من رسید
جان دادم و ز غصه و غمها رها شدم
اما حسین، در برِ جسمِ علی چه گفت؟
برخیز، پیشِ نعشِ تو منهم فدا شدم
زینب فقط برادرِ خود را نجات داد
گفتا اگر به خیمه نیایی، فنا شدم
عباس کودکانِ حرم را نگاه داشت
گفتا چو روح از بدنِ خود جدا شدم
حالا برای امر فرج میکنم دعا
با مرگ خویش، یاورِ صاحب لوا شدم
#امام_رضا_علیه_السلام
#شهادت_امام_رضا
#محمود_ژولیده ✍
.
.
#شهادت_امام_رضا
#السلام_علیک_یاعلی_بن_موسی_الرضا_المرتضی
رو بسوی توام ای قبله هفتم مددی
کلب کوی توام ای حجت هشتم مددی
بی سر و پایم و در کوی شما دربدرم
راه گم کردهام و عشقِ ترا مفتخرم
اربعینیام و با آه، ز راه آمدهام
با غم و داغِ حسین، بعدِ دو ماه آمدهام
بی عنایاتِ تو هرگز نرسد امدادی
گریه و اشکِ روان را، تو به چشمم دادی
من اگر بر لبِ خود، نوحهی جدّت دارم
نالهی یابنِ شبیبِ تو کند غمبارم
این تو هستی که شدی، غرقِ مصیباتِ حسین
پِلکِ چشمانِ تو مجروحِ جراحاتِ حسین
عاقبت تشنه چنان جدّ خودت جان دادی
گوشهی حجرهی دربستهی خود افتادی
دست و پا میزدی و یادِ حسین میکردی
با همان زمزمه امدادِ حسین میکردی
#محمود_ژولیده ✍
.