eitaa logo
«خانومِ اَسرین»
412 دنبال‌کننده
75 عکس
26 ویدیو
0 فایل
اسرین ؟اشک بی امان.. خانومِ اَسرین دختری که قلمش با برگِ بادنامه‌های شب می‌رقصد. کپی؟ فور بزن گل🤌🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
چهل روز بی او.mp3
زمان: حجم: 2.8M
یک چلـــــــِّــــــه گذشت از فراقت ... ✍ به قلمِ:محمد حسین حیاتی 🎙 به آوایِ: اَسرین
پرسید:حضورش به چه ماند؟ گفتم: به شنیدنِ صدای‌ آدمی که در غربت،به زبان مادریت سخن بگوید!
"و وقتی تمام تنم می‌گریست، کسی بر‌ چشمم اشکی‌ ندید"
«مرابه‌خودم‌پس‌بده».mp3
زمان: حجم: 4.6M
توخودت‌دلت‌گیرکرده‌بود به‌گیره‌ی‌روسری‌من ! ✍🎙به قلم و آوایِ :« اَسرین »
بی‌حس شدگان را چه غم از خنجرِ بعدی؟!...
ناخلف گشت به گمان دختر حاجی محل مدتی هست که فکرش طرف قافیه هاست جزوه ومشق و ریاضی و فلان.‌‌... ذهن من وای... چرا گرم دگر حاشیه هاست _آلامنصوری
«خانومِ اَسرین»
جهان باید متوقف می‌شد همان لحظه ، سر همان میز ... وقتی که من غرق در نگاه تو بودم و تو دولپی ساندویچ فلافل را گاز می‌زدی جهان باید همانجا متوقف می‌شد حداقل برای من و تو حداقل در محدوده ی همان مغازه ی کوچک فلافلی .. جایی که بحث بود سر اینکه نوشابه ی مشکی برای من باشد یا تو .. جایی که خیلی ناگهانی روسری ای که با کلی ادا اطوار خریده بودمش با سفره ای که روی میز بود، شبیه در آمد و تو از خدا خواسته موضوعی پیدا کردی تا هی تکرارش کنی و صدای مرا در بیاوری تا من با حرص بگویم خیلی« بی مزه ای»‌ . جایی که حرص مرا در آوردن حال تورا خوب میکرد و میخندیدی و من بخاطر خنده ات همه چیز یادم می‌رفت ، همانجا باید جهان متوقف می‌شد ... جهان ادامه یافت و خنده هایمان را گذاشتیم داخل صندوقچه ای چوبی ، دیگر من با ادا اطوار روسری نخریدم و پیش نیامد که تو حرص مرا در بیاوری .... اما کاش می‌فهمیدم راز خوشبختیِ آن روز ها در چه بود ؟ در فلال های پوست کاغذی ؟، نوشابه هایِ شیشه ایِ در فلزی ؟... فلافلی محله ؟ شاید هم تو آری شاید رازِ خوشبختی آن روز ها در نگاه تو بود نگاهی که از من ربوده شد ... در پناه حق ارادتمند شما :خانوم اَسرین ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ