از مشغله دختر بودن خستم؛ میخوام پسری باشم که با شلوارک میره دم خونه رفیقش همون لحظه تصمیم میگیرن و میرن شمال…
از من به شما نصیحت لیست جهیزیهاتون رو کامل و بی نقص بنویسید.
با جزئیات
با تاریخ خرید
و کپی تمام رسیدهای خرید.
۱۵۰ میلیون پول مدرسه براتون عجیبه، چون دنبال امکانات به اندازه ۱۵۰ میلیون میگردین؛ درحالیکه که مدرسه ۱۵۰ میلیونی برای برقراری ارتباط با کلهگندههای اقتصادی مملکته. کافیه مادر یا پدر بچه چهار روز بره دم مدرسه با چهارتا خانواده دیگه دوست بشه و این یعنی چندتا قرارداد میلیاردی تا آخر سال.
ببخشید ولی در زمینه اهداف ثبتنام در مدرسه هم ذهنتون فقیره.
یکی از آشناهامون رفته بود خواستگاری
گفتیم چی شد؟
گفت هیچی، عینکی بود!
خیلی توضیح دادیم که عینک که مشکل نیست و این چه بهانه و حرفیه!
گفت نه پدرش هم راضی نبود.
باز حرف زدیم که کاری نیست درست نشه خودش راضی باشه میشه با پدرش حرف زد
گفت خودش هم راضی نبود!
دیگه گفتیم نه عینکی خوب نیست!
اگه اهمیت داشتم؛ زنگ میزد
اگه اهمیت داشتم؛ رفتارم براش مهم بود
اگه اهمیت داشتم؛ تلاش میکرد
اگه اهمیت داشتم؛ نگرانم میشد
اگه اهمیت داشتم؛ رفیقاش الویتش نبودن
اگه اهمیت داشتم؛ بهم حس بودن میداد..
در حالِ خاموش کردن A/C چون برای یه ماشین خارجی نوربالا زدم و کنار گرفته تا ازش سبقت بگیرم اما ماشینم کشش نداره و نمیتونه سرعت بگیره و هنوز پشت سرشم
میپرسه: حالت چطوره؟!
میگم: خاکستری؛ فقط بعضی وقتها تیرهتر میشه و گاهی اوقات، روشنتر.
من نه اونقدر حالم بده، که از ادامه دادن دست بکشم؛ نه اونقدر دلم خوشه که به آینه لبخند بزنم.
نمیدونم، شاید معنای زندگی همینه!
این بلاگر های مهاجرتی کاش راجب گندی که ایتالیا به زبان شما میزنه هم صحبت کنن. من با اسپیکینگ ۷ پاشدم اومدم و در بهترین سطح زبان خودم بودم! بعد یک سال و نیم وقتی در آلمان مجبور شدم هر روز با ادمها صحبت کنم فهمیدم چقدرررر زبانم افت کرده! فکر کنم الان اسپیکینگم در حد ۵ باشه :))
پسر بچه تو صف ویلچر حرم داشت با لهجه غلیظ اصفهانی با باباش حرف میزد
گفتم اصفهانی هستی گفت آره از کوجا فهمیدی؟