امروز داشتم پارک دوبل میکردم
یه موتوری که ورود ممنوع اومده بود با تمسخر گفت عمرا بتونی ...
منم گفتم وایسا ببین میتونم یا نه ..
وایساد ...
باورتون میشه وایساد
منم نتونستم
خندید و رفت😂
ولی دختر جماعت هم موجود عجیبیه هااااا کلی قربون صدقه اش میری سناریو عاشقانه براش مینویسی گل خطابش میکنی
یهو مینویسه
به من گفتی گل رز؟
یعنی من خار دارم؟
بابا چتونههه😂
بنظرم یکی از نشونههای بالغ شدن گفتگو کردنه نه صرفاً برای حل کردن مشکل بلکه گاهی برای تموم کردن مسئله.
سری قبلی که با دوستام رفتیم بیرون بهشون گفتم هرکی گشاد بازی دربیاره دفعهی دیگه با خودمون نمیبرمش،
الان استوریهاشونو دیدم مثل اینکه حسابی بدون من بهشون خوش گذشته
به مستاجر گفتم همون ۲۵ درصد نرخ رسمی رو افزایش میدم برای کرایه، اینقدر خوشحال شد که مرد گنده با صدای بغض کرده میگه، تازه دخترمُ عروس کردم، مونده بودم تو این قضیه که چی میشه، سر نماز خوشحالم کردی، خدا خوشحالت کنه!
ولی من که کار خاصی نکردم، مگه بقیه چقدررر زیاد میکنند!
یه بار سر صبح رفته بودم پارک ورزش کنم.
یه جا تو چمن ها رو زمین داشتم شکم میزدم، هربار میومدم بالا میدیدم از اون سر پارک یکی هی داره نزدیکتر میشه
آخرش رسید بهم با یه لحن طلبکارانه بهم گفت: داداش چرا تیشرت زرد پوشیدی، فکر کردم دختره تا اینجا اومدم 😐😂
داشتم به داییم میگفتم گوشت نمیخورم گفت اوووه ویرجینی پس :))) گفتم اونم هستم ولی وجترینم
یارو با ۴۰سال سن با زن و ۵تا بچه روزانه دایرکتتو سولاخ میکنه
ولی اون پسرهی 💩 یه باشگاه میره بهت میگه عزیزم ببخشید وقت ندارم سرم شلوغه