eitaa logo
•‌ افکارِ آنه •
25 دنبال‌کننده
217 عکس
23 ویدیو
2 فایل
سأصبر حتّی یعلم الصّبر أنّنی‌ صبرت علی شیء‌ أمرّمن الصّبر... •چرا هرچی بیشتر از واقعیت فرار میکنم بیشتر سراغم میاد؟ •هیچ گونه مسئولیتی را قبول نمی‌کنم! •لطفا اگه وقت تون تلف میشه ، اینجا نمونین.. دوستان تو مجازی حق‌الناس زیاده حلال کنید💔❤️‍🩹
مشاهده در ایتا
دانلود
•‌ افکارِ آنه •
خیلی دلم هوای این مداحی رو کرده بود. خیلی با خودم کلنجار رفتم تا بذارم ، یا نذارم؟ دیگه دلم طاقت نیا
نمی‌دونم چطوری تا دلم هوای این مداحی رو کرد ، مداحی پخش شد. چند بار پشت سر هم. من تو ذهنم بود به مسئول بگم پخشش کنه ، اما به زبونش نیاورده بودم! شاید دلیل اصلی اشک هام ، همین بود. نمی‌دونم.
هدایت شده از بعدا یه اسمی براش پیدا میکنم.
دارم ز روی خاک جگر جمع میکنم، تکه به روی تکه پسر جمع میکنم..
هدایت شده از چای و ایوون
شَقُ‌القمر بار دیگر تکرار شد..
•‌ افکارِ آنه •
من هنوز تو این موندم...
دلم گریه می‌خواد.
جدیدا حس میکنم مداحی باید آروم باشه. هم لحنش آروم باشه ، هم صداش. باید جون ادم رو بسوزونه. باید جگرسوز باشه. اگه تند و سریع باشه ، مستمع وقت نمی‌کنه اشک بریزه. نمیتونه بسوزه. ولی باید بسوزه.
•‌ افکارِ آنه •
جدیدا حس میکنم مداحی باید آروم باشه. هم لحنش آروم باشه ، هم صداش. باید جون ادم رو بسوزونه. باید جگر
و نباید هر وقت که شد ، این مداحی ها رو گوش بدی. نباید به گوش دادن و گریه نکردن عادت کنی. باید با حال درست گوش بدی. با حال خوب.
•‌ افکارِ آنه •
وای جاسمین چرا یک نفر پنج دقیقه یک اسم رو باید بدون وقفه بخونه؟ و چرا یک نفر دیگه باید بخواد پنج دقیقه اون اسم رو گوش بده؟ و چرا حسین؟ و چرا ، حسین...؟
•‌ افکارِ آنه •
وای جاسمین چرا یک نفر پنج دقیقه یک اسم رو باید بدون وقفه بخونه؟ و چرا یک نفر دیگه باید بخواد پنج دق
یاد اون شب‌هایی افتادم که ما برق ها رو خاموش می‌کردیم و رختخواب ها رو پهن ، تا بخوابیم؛ ولی مادرم نمی‌خوابید ، تلویزیون رو روشن میکرد و روی شبکه سه ، برنامه‌ای که پخش زنده حرم امام حسین رو نشون میداد ، می‌گذاشت. اسم برنامه یادم نیست؛ ولی خوب یادمه که وقتی ما می‌خوابیدیم ، مادرم با یک تسبیح توی دستش ، بیدار میموند و روضه های اون برنامه رو نگاه میکرد. به حالش حسرت می‌خوردم.