باید بگم که هیچکدوم از داستان هایی
که راجب شاعران قدیمی مثل حافظ و ...
گفته شده صد درصد درست و واقعی
نیست و در طول زمان موقع ِ[ یککلاغ
چهلکلاغ ] کردن ممکنه یکی دوتا هم
گذاشته باشن روش پس اگه خواستید
برای کسی بگید حتما بگید که داستان ها
تحریف شدهست💚.
علی الخصوص از اینجا به بعدِ داستان که
خیلی تحریف شده من میگم ولی شما
قِصه بشماریدش 😂💚.
خب بریم الباقی داستان ..
آوان'
و اون شاه هم بعد از دیدن ِ شعر حافظ متاسفانه از کِرمی که ریخته شاد میشه ولی خب دشمنی شاه و کسای
وقتی میخوان حافظ رو دفن کنن
دشمناش اجازه نمیدن و اَلَمشَنگه
راه میندازن که حافظ حرفاش و
فالاش دروغ بوده و این حرفا .
ولی خب حافظ طرفدار هم داشته دیگه .
پس بین ِاین دو گروه دعوا میوفته که
طرفدارانش میگفتن باید شیراز دفنشه
ولی دشمناش جلوشونو میگرفتن .
این وسط ینفر میاد و میگه اصلا بیاید
فال حافظ بگیریم و ببینیم حافظ چیمیگه.
قبول میکنن و میگن یه فرد پاک بیاد
و کتاب فال رو باز کنه .
خلاصه که همه از دَم فَکاشون از تعجب
میچسبه به زمین و حافظرو توی ِ شیراز
دفن میکنن .
جدا از همه اینا برای فال حافظ اگه
بلد باشید درست نیت کنید و درست
فال بگیرید واقعا درست در میاد .
مرسومه که قبل فال گرفتن حافظ و
به چیزهایی که دوست داشته ینی
خدا ، قران ، شاخنبات قَسَمش میدن و
میگن :
[ ای حافظ شیرازی ، تو مَحرمِ هر رازی .
تو را به خدا ، به شاخ نباتت و به قرانِ
در آغوشت قَسَمَت میدهم که هر چه
صلاح و مصلحت میبینی برایم آشکار
و آرزوی مرا برآورده سازی .]