آوان'
و اون شاه هم بعد از دیدن ِ شعر حافظ متاسفانه از کِرمی که ریخته شاد میشه ولی خب دشمنی شاه و کسای
وقتی میخوان حافظ رو دفن کنن
دشمناش اجازه نمیدن و اَلَمشَنگه
راه میندازن که حافظ حرفاش و
فالاش دروغ بوده و این حرفا .
ولی خب حافظ طرفدار هم داشته دیگه .
پس بین ِاین دو گروه دعوا میوفته که
طرفدارانش میگفتن باید شیراز دفنشه
ولی دشمناش جلوشونو میگرفتن .
این وسط ینفر میاد و میگه اصلا بیاید
فال حافظ بگیریم و ببینیم حافظ چیمیگه.
قبول میکنن و میگن یه فرد پاک بیاد
و کتاب فال رو باز کنه .
خلاصه که همه از دَم فَکاشون از تعجب
میچسبه به زمین و حافظرو توی ِ شیراز
دفن میکنن .
جدا از همه اینا برای فال حافظ اگه
بلد باشید درست نیت کنید و درست
فال بگیرید واقعا درست در میاد .
مرسومه که قبل فال گرفتن حافظ و
به چیزهایی که دوست داشته ینی
خدا ، قران ، شاخنبات قَسَمش میدن و
میگن :
[ ای حافظ شیرازی ، تو مَحرمِ هر رازی .
تو را به خدا ، به شاخ نباتت و به قرانِ
در آغوشت قَسَمَت میدهم که هر چه
صلاح و مصلحت میبینی برایم آشکار
و آرزوی مرا برآورده سازی .]
آوان'
چیزایی که قراره راجبش صحبت کنیم : *عشق و عاشقی خواجه *داستانِ انتخاب تخلص [حافظ] و لقبِ [ لسان ا
خب دیگه همهیِ داستانای مربوط به
حافظُ با هم خوندیم و کِیف کردیم .
حالا دیگه وقتشه توی ناشناس نظراتتونو
بگید که من یوقت فکر نکنم دارم با دیوار
صحبت محبت میکنم .
بچهها داستانِ عشق و عاشقی شهریارو
بیشتر دوس داشتید یا حافظو؟
جواب همهرو تو ناشناس دادم*