eitaa logo
آوان'
174 دنبال‌کننده
307 عکس
48 ویدیو
5 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
آوان'
امیدوارم مثل این عکس‌ نشه فقط🤣
روغنمون‌ تو نونه بچه‌ها.
دوست دارم عاشق و دیوونه‌یِ این قسمت داستان که امشب میخوام بگم باشید واقعا بنظرم یکی از قشنگگگ ترین قسمت‌های داستان‌ همینجاست‌ .
خب سلاممممم برید پتو بالشتاتونو‌ بیارید با هم داستان بخونیممممم
بسم‌الله .
آوان'
شیرین هم میگه که چه خوب پس این آدم‌رو بیار که هر چی زودتر شروع کنه .
اونجایی بودیم که شیرین حکومت رو ول کرد رفت مدائن که پیش خسرو باشه ولی خسرو دیگه ازدواج کرده بود و مریم اجازه نمی‌داد که خسرو و شیرین همدیگه رو ببینن.. شیرین توی قصری که قبلا براش ساخته بودن ساکن شد ... به شاپور گفت که یه مهندسی بیار یکاری کنه شیر از پشت کوه مستقیم برسه به دست من ...
شاپور بلند شد و رفت کار‌بلد ترین آدم‌رو پیدا کرد . حالا این آدم کاربلد کی بود؟ آفرین فرهاد .
قسمتی‌ از شعر ِداستان ِخسرو و شیرین از نظامی *
شاپور بهش گفت که شیرین میخواد یه راهی براش بسازی که شیر از اونطرف‌ کوهستان مستقیم از وسط کوه بیاد و برسه به قصر شیرین .
فرهاد قبول کرد و راه‌ افتاد به سمت قصر ..
آوان'
قسمتی‌ از شعر ِداستان ِخسرو و شیرین از نظامی *
بیت پنجم میگه نگهبان‌ها وقتی فرهاد وارد قصر شد براش یه جایی درست کردن تا اونجا بمونه که شیرین بیاد و راجب راه حرف بزنن .
*در زمان قدیم به نگهبان‌ خانه‌‌ها [رقیب] میگفتن . بعد‌ها چون اینا نمیذاشتن‌ عاشق وارد خانه‌یِ معشوق بشه معنی کلمه‌یِ رقیب تغییر کرد . تو شعر نظامی که مال گذشته‌ست رقیب در معنی نگهبان به کار رفته.